معلم من آن است که اندیشیدن را به من آموخت نه اندیشه هارا .
در این روز های پایانی دوران دانشجویی در مقطع کارشناسی تقدیر و تشکر از اساتید عزیز و گرانبهایی را وظیفه خود دانسته و از خداوند متعال تقاضای اجر و سربلندی برایشان دارم و امیدوارم که همواره هم در زندگی دنیوی و اخرویشان موفق و موید باشند .اساتید ارجمندم :
۱.استاد دلسوز آقای عبدالحسین زاده
۲.استاد فعال و صبور آقای قهرمانی
۳.استاد گرانقدر و ساعی آقای شوره زاری
۴.استاد عزیز آقای حمدی پور
۵. استاد و برادر بزرگوارم پژوهشگر عزیز آقای زوارقی
و در پایان برای تمامی شما دانشجویان عزیز آرزوی موفقیت و عاقبت به خیری می کنم . امیدوارم که همواره دانشجو باشید نه در لفظ بلکه در عمل که خود با وجود تمامی مشکلا ت باعث افتخار دنیا و آخرت است ... التماس دعا
خدا نگهدار
Dewey Decimal Classification System
The Dewey Decimal Classification (DDC) system, devised by library pioneer Melvil Dewey in the 1870s and owned by OCLC since 1988, provides a dynamic structure for the organization of library collections. Now in its 22nd edition, and available in print and Web versions, the DDC is the world’s most widely used library classification system. For ordering Dewey, please visit our secure Web store or use the order form.
Benefits
-
Provides a logical system for organizing every item in your library’s unique collection
-
Offer library users familiarity and consistency of a time-honored classification system used in 200,000 libraries worldwide
-
Integrate updates to the DDC almost as soon as they happen through quarterly, electronic updates to WebDewey and Abridged WebDewey
Features
-
Classification standards are available in print and Web formats, and full and abridged editions
-
The DDC provides meaningful notation in universally recognized Arabic numerals, well-defined categories and hierarchies, and a rich network of relationships among topics
-
Teaching tools help librarians, library science students and library users use the DDC efficiently
-
Selected ongoing changes to the DDC are posted to the Dewey Web site regularly
Requirements
-
The electronic versions of the DDC, WebDewey and Abridged WebDewey, require a minimum hardware configuration
Recent enhancements
-
The four-volume print edition of DDC 22 was published in July 2003. It provides many new and updated numbers and topics, as well as tools to enhance classifier efficiency, all without major revisions to the schedules
-
The first electronic versions of DDC 22 became available in WebDewey on June 15, 2003
Web resources
-
New Dewey numbers and LCSH mappings
-
Classification research at OCLC
-
Educational resources for new librarians and new Dewey users
Related services
-
WebDewey and Abridged WebDewey are available as add-on services to OCLC Connexion, OCLC’s flagship cataloging service
All copyright rights in the Dewey Decimal Classification system are owned by OCLC.
Dewey, Dewey Decimal Classification, DDC, OCLC and WebDewey are registered trademarks of OCLC.
معرفی قابلیت پاسخگویی خودکار به ایمیلهای شما بدون نیاز به نرم افزار!
در gmail امکان جالبي وجود داره که اگه شخصي به شما چند ايميل بفرسته شما ميتونيد تنظيماتي انجام بديد که پيامي هم از طرف شما و به طور خودکار براي اون شخص فرستاده بشه! اين ابزار جالب بيشتر وقتي به درد ميخوره که دسترسي به ايميلتون حالا به هر دليلي نداشته باشين تا به نامه هاتون جواب بديد در اين هنگام يک ايميل خودکار که متنشو قبلا تنظيم کردين به فرد مقابل ارسال ميشه تا از وضعيت شما مطلع بشه و يا در موقعيتهاي ديگه هم ميتونه خيلي مفيد باشه. براي فعال سازي اين قابليت در بخش setting در ناحيه Vacation responder گزينه دوم يعني Vacation responder on رو انتخاب کرده و موضوع و متن پيام خودتون رو وارد کنيد. و دکمه save change رو فشار بديد. اين پاسخ خودکار از طرف شما حداکثر هر 4 روز يکبار ارسال خواهد شد.
با بهره گيري از اين ترفند جالب ميتوانيد بدون نياز به برنامه خاصي و تنها از طريق کيبورد کامپيوترتان ، نشانگر موس موجود در صفحه مانيتور را جابجا نماييد. اين ترفند زماني بسيار مورد استفاده قرار ميگرد که نتوانيد به هر دليلي از موس تان استفاده کنيد آن وقت است که کيبوردتان جور موس را ميکشد!
بدين منظور:
کافي است دکمه هاي Shift و Alt را که در سمت چپ کيوبرد قرار دارند را به همراه دکمه ي Num Lock بزنيد و سپس در کادري که باز ميشود بر روي OK کليک کنيد.
حال ميتوانيد با استفاده از دکمه هاي 2,4,6,8 سمت راست کيبورد موس را هدايت کنيد و با Enter برنامه ها را باز نماييد و يا به داخل لينکها برويد.
Tarfandestan.com
در اين جا قصد داريم روشي کارآمد را به شما معرفي کنيم که با بهره گيري از آن ميتوانيد مطمئن باشيد که سرعت اينترنت شما بالاتر خواهد رفت. اين کار از طريق تنظيمات مودم شما صورت خواهد گرفت ، در نتيجه تنها براي کاربران Dialup قابل استفاده است.
بدين منظور:
از منوي Start وارد Control Panel شويد ، سپس بر روي آيکون Phone and Modem Option دوبار کليک کنيد.
در پنجره باز شده به تب Modems رفته و روي دکمه Properties کليک کنيد.
حالا در پنجره جديد به تب Advanced برويد و در قسمت Extra Initialization Commands کد زير را وارد کنيد:
AT&FX
تمام پنجره ها را OK کرده و خارج شويد.
سپس در ادامه کار در همان Control Panel و وارد قسمت Network Connection شويد. بر روي کانکشني که با آن به اينترنت متصل ميشود راست کليک کنيد و Properties را برگزنيد.
در پنجره باز شده و در همان تب General روي دکمه Configure کليک کنيد.
در پايان در پنجره باز شده بخش Maximum Speed را روي 921600 تنظيم کنيد.
تمام پنجره ها را OK کرده و خارج شويد.
تاثير اين کار پس از اولين اتصال با آن کانکشن است.
منبع: Tarfandestan.com
نوشته شده :مهدی خوش خان دانشجوی کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه تبریز
|
كتابخانه هاي ديجيتالي : توسعه و چالشها* |
نويسنده: R.K Sharma and K.R Vishwanathan
ترجمه: مريم صابري
دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه شهيد چمران اهواز
چكيده: كتابخانه هاي ديجيتالي ماندگار شدهاند و تغيير كتابخانه ها از شكل سنتي به ديجيتالي اجتناب ناپذير است. توسعه سيستم ها و بدست آمدن مهارتهاي مديريتي به دقت و توجه كافي نياز دارد. تا وقتي كه ما نتوانيم به فاصله تكنولوژيكي كه بين كشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته وجود دارد غلبه كنيم؛ جهاني شدن مفهوم “ ديجيتالي” امكان پذير نمي باشد.
براي غلبه بر تهديد ويروسهاي كامپيوتري و استفاده غيرمجاز از آثار و منابع، اقداماتي مورد نياز است. درباره نيل به رشد “خود جوش” در زمينه كتابخانه هاي ديجيتالي به قدر كافي تأمل نشده است. بنابراين لازم است براي نگهداري و حفاظت از كتابخانه هاي ديجيتالي راههاي جديدي را براي تامين بودجه جستجو كنيم – بخصوص اينكه سرمايه گذاريهاي اوليه در زمينه كتابخانه هاي ديجيتالي در سطح بالايي باشند.
كليد واژه ها: كتابخانه ها، تكنولوژي اطلاع رساني – اينترنت، تبادل داده هاي الكترونيكي، كشورهاي در حال توسعه، بودجه
مقدمه :
“ساموئل جانسون”[1] مي گويد: “ يك فرد براي نوشتن يك كتاب بيش از نيمي از موجودي يك كتابخانه را جستجو خواهد كرد”.[2] به عبارت ديگر او مشكلات يافتن مواد و منابع را براي تحقيق و نوشتن بيان ميكند، اما از وقت و پولي كه براي دستيابي به مواد كتابخانه اي در لندن صرف مي شود ، سخني نمي گويد. او يقيناً غبطه همتايان معاصر خود را مي خورد كه در هر كجا مي توانند به تسهيلات كتابخانه اي دسترسي پيدا كنند و اين مديون مفهوم كتابخانه ديجيتالي و كاربرد آن به عنوان آخرين ابزار تكنولوژي اطلاعات مي باشد.
تعريف:
منظور ما از واژه “كتابخانه” چيست و چه فرقي با “ كتابخانه ديجيتالي” دارد؟ به طور سنتي كتابخانه محلي است كه در آن كتابها، نسخه هاي خطي، صفحات موسيقي يا ساير متون و مواد زيبا شناختي براي استفاده ـ و نه براي فروش ـ نگهداري مي شوند. . در واقع كتابخانه مؤسسه اي است كه براي مجموعه سازي و امانت كتاب به وجود آمده است و افراد امكان استفاده از تسهيلات آن را دارند. در حاليكه يك كتابخانه ديجيتالي بر پايه سيستم كامپيوتري مي باشد كه به گرد آوري، ذخيره سازي، سازماندهي، جستجو و توزيع مواد ديجيتالي براي دسترسي كاربر نهايي مي پردازد. كتابخانه ديجيتالي فقط مجموعه اي از مواد الكترونيكي نمي باشد بلكه شامل يك واسطه مرورگر و احتمالاً فضا و جامعه مجازي نيز مي باشد. كتابخانه ديجيتالي به فضاي كمي نياز دارد و داده ها با جستجوي آسان از طريق شبكه هاي ارتباطي در دسترس هر كسي در هر كجاي دنيا قرار مي گيرند. كتابخانه ديجيتالي يك وجود انتزاعي نيست و با منابع و مجموعه هاي زيادي در ارتباط مي باشد.
“دابن كرافورد”[3] مي گويد: “ به موضو.ع خاصي در زمينه اطلاعات و چگونگي ديجيتالي كردن آن، دستكاري، دستيابي، اتصال، ذخيره، حفاظت و سهيم بودن در آن با بقيه جهان خوش آمديد. ما مي توانيم كل اين مجموعه را كتابخانه ديجيتالي بناميم.” [4]
براي رشد كتابخانه هاي ديجيتالي بايستي كارهاي زير انجام شوند: ديجيتالي كردن تمام منابع موجود در كتابخانه، ارتباط با كاربران به صورت پيوسته[5] و غير پيوسته[6]، اتصال با شبكه و دسترسي به شبكه جهاني وب[7].
در غرب مهمترين ابتكار در زمينه كتابخانه ديجيتالي، دسترسي به نشريات به صورت تمام متن بر روي وب مي باشد. بسياري از ناشرين از طريق مبادله داده هاي الكترونيكي[8] با كتابخانه ها سروكار دارند. كتابخانه هاي سنتي كه به عنوان گنجينه هاي دانش شناخته مي شوند، اكنون به شكل “ پايگاه اطلاعاتي ” در دسترس هستند. اينترنت و وب باعث شده اند كه دانش به شكل جهاني در آيد و ارتباط و اتصال با آن به صورت بين المللي برقرار باشد.
كتابخانه هاي ديجيتالي گسترده خواهند شد و به صورت تمام متن از هر مكان و يا هر پايگاهي قابل دسترسي خواهند بود. داده هاي ديجيتالي كپي مي شوند، ليكن در تمام اين تغييرات و تركيبات ـ كه در مورد مواد چاپي با سرعت و سهولت انجام نمي گيرد ـ نتايج در خواستي مي توانند با حداكثر سرعت و حداقل هزينه به هر گوشه دنيا فرستاده شوند.
اهداف:
اين مقاله بعضي مشكلات را در حوزه كتابخانه هاي ديجيتالي شناسايي مي كند و پيشنهاداتي را به منظور غلبه بر اين مشكلات به منظور عملكرد موثرتر كتابخانه هاي ديجيتالي ارائه مي نمايد. اين اهداف عبارتند از:
● شناسايي روشهاي عملي براي غلبه بر مشكلاتي كه در راه تبديل كتابخانه هاي سنتي به ديجيتالي به وجود مي آيند.
● شناخت نقش كتابخانه هاي ديجيتالي براي ايجاد دانش جهاني قابل دسترس
● بررسي امكانات مشاركت خصوصي براي تامين منابع مالي و انساني
● جستجوي راههايي براي ايجاد رشد بدون وقفه كتابخانه هاي ديجيتالي
تغيير كتابخانه هاي سنتي به كتابخانه هاي ديجيتالي:
وقتي ما از لحاظ تاريخي در مورد رشد كتابخانه ها و بخصوص اتاقهاي مطالعه، بررسي و تحقيق مي كنيم در مي يابيم كه اين ضرورت بوده است كه آنها را پديد آورده است نه اجبار. آماري در مورد تعداد كتابخانه هاي سرتاسر دنيا وجود ندارد. اما جزئياتي از كتابخانه هاي كشورهاي پيشرفته و تعدادي از كتابخانه هاي كشورهاي در حال توسعه در دسترس است. همين حالت در مورد تعداد افرادي كه از كتابخانه ها استفاده مي كنند و تعداد كتابها و پيايندهايي كه هر كتابخانه در طول يك دوره زماني خاص گردآوري كرده اند، تعداد كل كتابداران و كارمنداني كه در كتابخانه ها كار مي كنند، وجود دارد. به طور ذاتي كتابخانه هاي هند جزء سازمانهاي دولتي محسوب مي شوند. دولت مركزي فقط بر روي كتابخانه ها و مؤسساتي كه داراي اهميت ملي هستند، نظارت مي كند. براي قشر تحصيلكرده هند كه جمعيتي در حدود 500ميليون نفر را شامل مي شوند ـ يك ونيم برابر جمعيت كل امريكا ـ بيش از 71096 كتابخانه وجود دارد: 8267 كتابخانه دانشگاهي، 54845 كتابخانه عمومي، 1200 كتابخانه در زمينه علوم و تكنولوژي، 450 كتابخانه در زمينه علوم اجتماعي، 800 كتابخانه مربوط به شركتها و سازمانهاي دولتي، 500كتابخانه در زمينه علوم انساني و هنر، 7 كتابخانه ملي، 500 كتابخانه صنعتي و شركتهاي خصوصي [9]. اما اين تعداد به معناي عام كتابخانه محسوب نمي شوند. زيرا 90 در صد آنها صرفاً اتاق مطالعه محسوب مي شوند. طبق يافته هاي “ چكيده آماري ايالات متحده امريكا (1999)” مجموع تعداد كتابخانه ها در امريكا تا ابتداي سال 1997م. 37591 باب مي باشد.
ما نمي توانيم از نقش كتابداران و كارمندان پشتياني كتابخانه در ايجاد كتابخانه هاي ديجيتالي چشم پوشي كنيم. آيا اين كاركنان آموزش كافي مي بينند و آيا رهنمودهاي لازم را براي اجراي انتقال آرام از كتابخانه هاي سنتي به كتابخانه هاي ديجيتالي در يافت مي كنند؟ بررسي ورسيدگي به دانشكده ها و مؤ سسات تريبت كننده كتابداران آتي، امري حياتي محسوب مي شود. آيا آنها براي رفع نيازهاي اضافي كتابخانه هاي ديجيتالي سرفصلها و روشهاي آموزشي متداول را در اختيار دارند؟ جواب اين سؤالات مسلماً “نه” و “ تاكنون هرگز” مي باشد. با وجود تمام اين مشكلات طرفداران كتابخانه هاي ديجيتالي دلسرد نمي شوند . اما آنها بايستي با سرعت و همكاري يكديگر به رفع اين مشكل بپردازند.
با وجود كتابخانه هاي ديجيتالي كه بر روي اينترنت و اتصالات اينترانت هستند، ما هنوز نتوانسته ايم سيستم قابل اعتمادي براي جلوگيري از ضرر و زيان ويروس هاي كامپيوتري پيدا كنيم. بنابراين نگه داشتن كتابخانه هاي سنتي با وجود كتابخانه هاي ديجيتالي كاري عاقلانه مي باشد. بخاطر اينكه فعاليتهاي كتابخانه ها بدون وقفه و مداوم انجام شود و امكانات بيشتري براي سيستم كتابخانه به وجود آيد، لازم است از هر دو سيستم (كتابخانه هاي سنتي ـ كتابخانه هاي ديجيتالي) استفاده كنيم.
چون اينترنت و اينترانت هسته تمام سيستم (كتابخانه هاي ديجيتالي) محسوب مي شون، تفاوتهاي تكنولوژيكي در بين كشورههاي توسعه يافته و كشورهاي در حال توسعه ادامه خواهد داشت. بهسازي و بهبود تكنولوژي اطلاعات امري حياتي است و بايد سهم زيادي به هر كشور داده شود. بهرحال بايد براي كم كردن فاصله موجود در بين كشورهاي درحال توسعه و كشورهاي توسعه يافته قدمهايي برداشته شود و كشورهاي در حال توسعه بايستي بدون هرگونه اتلاف وقتي به جديدترين پيشرفتها دسترسي پيدا كنند. اگر چنين فرايند مستمري مورد توجه قرار نگيرد تمام مجموعه نظام دچار آشفتگي خواهد شد.
با ظهور كتابخانه هاي ديجيتالي، تخصص و حرفه كتابداري در حال تحول مي باشد. كتابداران و كارمندان كتابخانه ها بايستي خود را براي انتقال از دوران مديريت علمي به دوران مد يريت سيستم ها آماده كنند. اين كار ( تغيير از حوزه مديريت دانش به حوزه مديريت سيستم ها و ساختارها) تركيبي از فعاليتهاي وابسته به سيستم ها و زير سيستم هاي كامپيوتري است كه در آنجا كارهاي قراردادي جاي خود را به قالبهاي مديريتي سازماني نويني مي دهند.
براي تغيير سيستم ها از شكل سنتي به صورت كامپيوتري لازم است تدابيري اتخاذ شود. بعضي از نكاتي كه بايستي مورد توجه قرار گيرند عبارتنداز:
● پيش بيني ترافيك در شبكه ها ـ مشخص كردن منشا و هدف ترافيك ـ انواع برنامه هايي كه از طريق شبكه قابل دسترسي هستند.
● تنظيم روشهايي ( به منظور ادامه كار) چنانچه بخشي يا تمام شبكه از كار بيفتد.
علاوه براينكه بايستي مواد كتابخانه را به شكلي مناسب براي كامپيوتر سازماندهي كنيم، لازم است روشهاي مطمئني را براي تأمين خدمات مداوم اتخاذ نماييم. اين كار بودجه و امكانات مالي زيادي را مي طلبد كه دائماً نيز در حال افزايش مي باشد. در مراحل اوليه كتابداران مجبور هستند كه بر موانع روانشناختي كه در مواجهه با كاربر و كاركنان پشتيباني داشتند؛ غلبه كنند. غلبه بر مشكلات ناشي از تغيير شكل تغيير شكل كتابخانه آسانتر از غلبه بر موانع روانشناختي است. ترس كاركنان فقط بخاطر جابجايي آنها نيست. بلكه آنها نگران حذف خود از خدمات كتابخانه (از دست دادن شغل شان) هستند. حل اين مشكلات از طريق آموزشهاي داخل كتابخانه اي امكان پذير است. دستور العملهاي مناسب و تعيين نقش هاي مشخص براي هر فرد نه تنها به ايجاد اعتماد به نفس در كتابداران كمك خواهد كرد بلكه بر روي ايجاد نقش توسط كتابداران در كل فرايند توسعه و پيشرفت كتابخانه نيز تأثير مثبت خواهد گذاشت .
نگهداري از كتابخانه ديجيتالي مشكلتر است:
“ آكرمن”[10] و “فيلدينگ”[11](1995)عقيده داشتند كه كتابخانه هاي ديجيتالي حاوي مواد غير رسمي و پويايي هستند از جمله ساختارهاي نرم افزاري و بنابراين با مشكلات نگهداري بيشتري (نسبت به كتابخانه هاي سنتي) مواجهه هستند كه اين مشكلات حتي ممكن است كارايي دراز مدت آنها را مورد تهديد قرار دهد. در كتابخانه هاي سنتي - كتابخانه اي كه بر مبناي كاغذ استوار است - روشهايي براي نگهداري مواد كتابخانه وجود دارد اما تاكنون ما روشهايي براي نگهداري مواد كتابخانه ديجيتالي - كه شامل مواد غير رسمي و پويا مي باشد - نداشته ايم. مجموعه هاي سنتي با بهبود روشهاي سنتي نگهداري مي شوند. در حاليكه نگهداري مواد پويا و غير رسمي در كتابخانه هاي ديجيتالي فقط از طريق راه حلهاي فني جديد امكان پذير مي باشد.
در يك كتابخانه سنتي كه بر پايه كاغذ استوار است كنترل قابل توجهي بر روي مجموعه صورت مي گيرد، زيرا در اينگونه كتابخانه ها روشهاي پيشرفته بسياري وجود دارد كه دسترسي به منابع كتابخانه را امكان پذير مي سازد مانند امانت، خدمات فني و قفسه بندي منابع براي دسترسي به آنها در هر زماني. اين نوع كتابخانه ها هرگز نمي توانند محدويتهاي فعاليتهاي سنتي را كه در ارتباط با مسائل زود گذر و بي اهميت است بپذيرند و نياز به منابع اطلاعاتي بيشتري خواهند داشت.
در كتابخانه هاي ديجيتالي لازم است مكانيسم ها و روشهاي جديدي را براي نگهداري مواد پيدا كنيم. كتابخانه هاي سنتي قلمرو محدودي دارند و مجموعه ها حد و مرز مشخصي دارند و كنترل مجموعه آسان است. در كتابخانه ديجيتالي قلمرو وسيع است و كاربر به مواد و منابع متنوعي دسترسي داردبنابراين كنترل و نگهداري اين منابع در دراز مدت مشكل مي باشد. كتابخانه ديجيتالي نه تنها يك مجموعه فن آوري بلكه يك نهاد اجتماعي با نيازهاي درازمدت است و احتياج به نگهداري و حفاظت دارد.
دسترسي به دانش جهاني:
هدف اصلي “تكنولوژي اطلاعات”[12]دسترسي به دانش جهاني است كه كتابخانه ها براي رسيدن به اين هدف نقش اصلي را ايفا مي كنند. هندبرنامه هاي جاه طلبانه اي را براي رسيدن به اين هدف در طي ده سال اجرا مي كند. هدف اينست كه در هر مدرسه، دانشگاه و بيمارستان عمومي اينترنت در دسترس باشد [13]. تكنولوژي اطلاعات درس اجباري درتمام رشته ها در سطح ليسانس مي باشد و تسهيلات شبكه اي براي تمام مراكز آموزش عالي اختصاص يافته است. در حال حاضر در حدود 87309 مدرسه اعم از ابتدايئ، راهنمائي و متوسطه در هند وجود دارد كه در حدود (8) ميليون دانش آموز در آنها ثبت نام كرده اند. 226 دانشگاه، 6569دانشكده عمومي و 1354 دانشكده تخصصي در هند وجود دارد. دسترسي تمام اين مكانها به اينترنت امري دلهره آور و ترسناك است. اين فقط مشكل هند نيست بلكه در ساير كشورهاي در حال توسعه نيز اين مشكل وجود دارد. براي كاربراني كه از كتابخانه ديجيتالي استفاده مي كنند ضروري است كه يك كامپيوتر شخصي كه به اينترنت متصل است داشته باشند. در سال 1995م. براي هر 1000نفر در هند 2/1كامپيوتر شخصي وجود داشت. طبق برنامه ريزي هاي آينده قرار است اين رقم به 2 برسد ودر چند سال آينده اين رقم به 20 كامپيوتر براي هر 1000نفر برسد. بسياري از اين كامپيوترها ممكن است به اينترنت وصل باشند. اين رقم در مقايسه با بسياري از كشورهاي در حال توسعه خيلي پائين است.
در سال 1995م. به ازاي هر 1000نفر در سوئيس 348كامپيوتر شخصي، در امريكا 328 كامپيوتر شخصي، در استراليا 276، دانمارك 269، نيوزيلند 223، هلند 201 كامپيوتر شخصي وجود داشته است. در آسيا صرفنظر از رشد اقتصادي چشمگير اخير، وضعيت اميدوار كننده نمي باشد. ژاپن بالاترين تعداد كامپيوترهاي شخصي را ـ 153 كامپيوتر به ازاي هر 1000نفر ـ دارا مي باشد و بعد از آن جمهوري كره 3/108 ، مالزي 3/37 و تايلند 6/13 كامپيوتر شخصي به ازاي هر 1000نفر دارند. اين موقعيت و ارقام در مورد تعداد كاربران اينترنت نيز چندان اميدواركننده نمي باشد. فنلاند در بالاترين مرتبه 139كاربر اينترنت به ازاي هر 1000نفر بعد از آن ايسلند 112، نروژ 64، كانادا 2/41، هلند 8/38، امريكا38، استراليا 4/55، سوئيس 5/35 و بريتانيا 6/25كاربر اينترنت به ازاي هر 1000نفر جمعيت دارا مي باشند. در ميان كشورهاي آسيايي ژاپن 2/7كاربر اينترنت به ازاي هر 1000نفر، مالزي 2 و بقيه كشورها خيلي كمتر از يك كاربر اينترنت به ازاي هر 1000نفر جمعيت خود دارند.[14]
چنين واقعيتي نشان خوبي براي جهاني شدن كتابخانه هاي ديجيتالي نمي باشد. برطبق برنامه Action plan to IT كه توسط دولت هند به تصويب رسيده است، هند احتمالاً تا پايان سال 2008م. در حدود 5ميليون كاربر اينترنت خواهد داشت.
محدوييت هاي زباني:
“لودوينگ ويتگن استين”[15]مي نويسد: “ محدوديت زبان من به معناي محدوديت دنياي من است.”[16]اگر اين حرف درست باشد پس تمام مواد نوشته شده به ساير زبانها براي ما غيرقابل استفاده و دسترسي مي باشند. در حدود شش هزار زبان در دنيا وجود دارد و نزديك به 90% آنها در حال از بين رفتن مي باشند. برآورد مي شود كه بيش از نيمي از جمعيت جهان به يكي از پنج زبان زير صحبت مي كنند: چيني، انگليسي، هندي، روسي، اسپانيايي.
در هند به تنهايي 18 زبان رسمي وجود دارد و به بيش از 1000لهجه و گويش در بيش از 608752 دهكده و روستا تكلم مي شود. آيا امكان فراهم كردن مواد و منابع از تمام اين زبانها در كتابخانه ديجيتالي وجود دارد؟ اين امر امكان پذير نيست مگر اينكه دانش جهاني و مواد و منابع كتابخانه هاي ديجيتالي به يكي از زبانهاي اصلي و برگزيده در دنيا محدود شود. اين چالش، استراتژي را مي طلبد كه اطلاعات را به زبان خو اننده تأمين كنند. مؤسسات بين المللي بايستي در يك برنامه و با مشاركت نزديك دولتها در هر كشور روي اين موضوع كار كنند. زبان مظهر يك فرهنگ است و نگهداري هويت امري مهم و حياتي مي باشد.
مشاركت خصوصي:
در گذشته كتابخانه ها تحت فرمان شاهان بودند و توسط اشراف حمايت مي شدند. با تغيير حكومتها به شكل حكومتهاي سياسي و دمكراتيك مسئوليت كتابخانه ها بر عهده دولت قرار گرفت. بخش خصوصي و بخصوص بخش تعاوني در اين كار ( مسئوليت كتابخانه ها ) هيچگونه نقشي نداشتند. كارها و فعاليتهايي كه در ارتباط با كتابخانه ها انجام مي گرفت صرفاً در ارتباط با علايق شخصي بود و هيچگونه ارتباطي با كتابخانه ها نداشت.
اكنون بخش خصوصي ـ بخصوص در كشورهاي توسعه يافته كه پايه واساس تجهيزات اينترنتي محسوب مي شوند ـ هم از لحاظ پشتيباني مالي و هم از لحاظ تأمين مواد نقش مهمي را ايفا مي كنند. بزرگترين تهيه كنندگان تكنولوژي كامپيوتر قادر خواهند بود كه چنين صنايعي را در كشورهاي در حال توسعه نيز به وجود آورند.
كشورهاي در حال توسعه مي توانند براي جلب حمايت تهيه كنندگان تكنولوژي كامپيوتر، يكسري محركهايي را ارائه نمايند مانند كم كردن ماليات، كمكهاي دولتي در سرمايه گذاري و….. اين امر انگيزه كافي براي مشاركت بخش تعاوني كشورهاي توسعه يافته در توسعه و توليد كالاها ايجاد مي كند. اين به تنهايي موجب كاهش هزينه كالاهاي مورد نياز براي ايجاد كتابخانه ديجيتالي مي شود.
هند از اين نظر اين مزيت را دارد كه به اندازه كافي تكنيسين هاي كامپيوتر و متخصصين نرم افزار در اختيار دارد. با اين وجود گرايش هايي به سمت ساير جنبه ها نيز به وجود آمده است مثلاً تأمين بدون وقفه نيروي برق يا توسعه سيستم هاي ارتباط از راه دور. نهمين برنامه دولت هند به اين دو جنبه حياتي اولويت مي دهد.
حدود يكسال بعد از معرفي برنامه “ دانش براي همه”[17]توسط دولت هند، بيشتر مراكز تلفن عمومي در كلان شهرها مجهز به تسهيلات اينترنت شدند. هزينه به عنوان يك مانع در گسترش و بهره برداري ا ز تكنولوژي اينترنت محسوب مي شود. اما هنوز تكنولوژي اينترنت به مناطق روستايي نرسيده است. اين امر به دو دليل است: 1- فقدان مواد و منابع به زبانهاي محلي 2- گران بودن تجهيزات اينترنتي. در اين رابطه بخش خصوصي دو نرم افزار در زمينه زبانهاي محلي منطقه هاي Kanada و Telgue توليد كرده است. در حال حاضر در هند در حدود 210 دستگاه تلويزيون براي هر 1000نفر وجود دارد و شبكه هاي كابلي نيز در دسترس همگان مي باشند. امكان استفاده از تلويزيونها براي دسترسي به اينترنت در دست تحقيق و بررسي است. موفقيت دراين زمينه سبب مي شود كه هر وسيله خانگي به عنوان بخشي از سيستم يك كتابخانه ديجيتالي محسوب شود. همچنين اين امر سبب مي شود كه بخش خصوصي بتواند آسانتر در تبليغ و به كار گيري خدمات كتابخانه ديجيتالي شركت كند. دولت منطقه Tamil Nadu پيشنهاد كرده است كه 13 هزار جامعه عمومي اينترنت به منظور دسترسي آسان به تكنولوژي كامپيوتر و اينترنت در سرتاسر اني ايالت تأسيس شود.
اين طرح با مشاركت و همكاري يك شركت تجاري هندي با شركت World Tel در انگليس تحقق خواهد يافت. در سال آينده در حدود 1500 مركز اينترنتي در هند تأسيس خواهد گرديد. همچنين تأسيس 12000 مركز اينترنت در طي سه سال آينده در دستور كار قرار دارد. اين مراكز علاوه بر آن كه به عنوان مراكز اطلاعاتي عمل مي كنند انتظار مي رود كه در راه اندازي آنها به طور مستقيم و غير مستقيم فرصت هاي شغلي و استخدامي براي 150 هزار نفر به وجود آيد.
رشد خود جوش:
كتابخانه ها بخصوص در كشورهاي در حال توسعه در وهله اول به كمك هاي مالي دولتي متكي هستند. بحران مالي بر تمامي قسمت هاي كتابخانه تأثير مي گذارد. بيشترين مشكل به خاطر افزايش هزينه كتاب و مجله در كشورهاي توسعه يافته و كاهش ارزش پول رايج در كشورهاي در حال توسعه در بازار جهاني است. افزايش دوره اي هزينه هاي مربوط به حمل بار مشكل تخصيص بودجه اندك را تشديد مي كند.
بيشتر كتابخانه هاي عمومي و سازماني فاقد كارمند كافي هستند. واضح است كه تكيه صرف بر روي منابع مالي دولتي نمي تواند موجب رشد خود جوش گردد. در اين شرايط ما بايستي راههايي را جستجو كنيم كه موجب ايجاد درآمد و كاهش وابستگي به منابع مالي دولت باشد. در مورد جهاني شدن اين مسأله اهميت بيشتري پيدا مي كند. بنابراين لازم است كه به اندازه كافي فكر كنيم و منابعي را براي تأمين هزينه نگهداري كتابخانه هاي ديجيتالي پيدا كنيم.
علاوه بر هزينه هايي كه از كاربران مي گيريم بايستي راههاي درآمد زاي ديگري را نير پيدا كنيم. در اين زمينه توجه كافي در پيدا كردن حوزه هاي درآمد زايي شامل تأسيس مركز بزرگ و مؤسسات وام دهنده و شركت در سهام نشده است. همچنين مشاركت در شركت هاي تجاري و مؤسسات مالي بين المللي بايستي مورد توجه قرار گيرد. براي شركت هاي تجاري بايستي ماليات وضع شود مشروط بر آنكه قسمتي از سود ناشي از اين ماليات صرف توسعه و پيشرفت كتابخانه هاي ديجيتالي شود
مديريت دانش و كاربرد آن در كتابخانه ها
مقدمه
سازمانها به منظور استفاده از دانش بايد به سرعت در فعاليتهاي مربوط به مديريت دانش موازنه ايجاد كنند. عموماً برقراري چنين موازنهاي نيازمند ايجاد تغييرات در فرهنگ سازماني، فناوريها و فنون است. برخي از سازمانها بر اين باورند كه با تمركز صرف بر افراد، فناوري و فنون ميتوان دانش را مديريت كرد. تمركز صرف بر اين سه عامل به ادامه فعاليتهاي رقابتي سازمانها كمك نميكند بلكه تعامل بين اينها است كه به شكل مؤثري سازمان را در زمينهء مديريت دانش خود توانمند ميسازد. با ايجاد يك محيط كاري پويا و آموزنده سازمانها ميتواند پيشرفتهاي رقابتيشان را حفظ كنند.
در سالهاي اخير «مديريت دانش» به يك موضوع مهم و حياتي مورد بحث در متون تجاري تبديل شده است. جوامع علمي و تجاري هر دو بر اين باورند كه سازمانهاي با قدرت دانش ميتوانند برتريهاي بلندمدت خود را در عرصههاي رقابتي حفظ كنند.
منابع نقد و بررسي و چشماندازهاي رقابتي سازمانها نشان دهندهء تأثيرات اين ديدگاه در عرصههاي استراتژيك سازمانهاي تجاري است. اگرچه مديريت، آگاهي از پتانسيلهاي منابع دانش است، اما هنوز اتفاق نظري دربارهء ويژگيهاي اين دانش و روشهاي بهرهگيري از آن وجود ندارد. محققين و دانشگاهيان ديدگاه متفاوتي در خصوص مديريت دانش اتخاذ كرده و گسترهاي از راهحلهاي فناوري تا مجموعهاي از دستورات عملي را در نظر دارند. به عنوان مثال اكثر مديران تجاري، قابليتهاي كامپيوترها و فناوريهاي ارتباطي را در مديريت دانش باور دارند، اين افراد استدلال ميكنند كه فناوري اطلاعات ميتواند از انبوه اطلاعات ذخيره شده در منابع قديمي مانند مراكز فروش، كارتهاي اعتباري مشتريان، فروشهاي تبليغاتي و اطلاعات مربوط به تخفيفهاي مقطعي، «دانش» فراهم آورد. يا برخي ديگر بر اين باورند كه «دانش» در ذهن انسانها است و آموزش كاركنان و انگيزهء عوامل كليدي مديريت آن به شمار ميروند.
تعريف مديريت دانش صرفاً از منظر فناوري يا سيستمهاي اجتماعي، سبب انحراف به سمت يك ديدگاه و غفلت از ديگري است. همانگونه كه در ادامه بحث به آن پرداخته خواهد شد، سيستمهاي اجتماعي و فناوري در مديريت دانش به يك اندازه مهم هستند. تبديل داده و اطلاعات به يكديگر به واسطه فناوري اطلاعات صورت ميگيرد ولي فناوري اطلاعات گزينه ناتواني براي تبديل «اطلاعات» به «دانش» است. عوامل اجتماعي، «دانش» و «اطلاعات» را بهتر به يكديگر تبديل ميكنند اما همين عوامل در تبديل «داده» به «اطلاعات» كند هستند. اين يكي از دلايلي است كه ما اعتقاد داريم مديريت دانش از طريق بهينهسازي دو عامل زير سيستمهاي اجتماعي و فناوري بهتر انجام ميشود. ريشههاي اين ديدگاه را ميتوان در چشماندازهاي اجتماعي- فناوري سازمان يافت.
پژوهشگراني موفقيتهاي شركتهايي چون Hewlett-Packard, 3M, Xerox, Scandia AFS, Buck man Laboratories را نتيجه پروژههاي مديريت دانش ميدانند؛ اما به روشني اصول و فرآيندهاي مربوط به مديريت دانش را تشريح نميكنند. در اين مقاله مفهوم مديريت دانش بيان شده و نشان داده ميشود كه چرا سيستمهاي اجتماعي و فناوري در ارتباط با مديريت دانش از نقشي حياتي برخوردار هستند.
در اين مقاله توجه خاصي به فرآيندهاي تجاري و دانشگاهي شده است. مجامع دانشگاهي جديداً سازمانها را به عنوان منابع دانش در نظر ميگيرند. قابليت رقابت سازمانها با تواناييها و ظرفيتهاي سازماني مشخص ميشود. با تمركز بر مديريت دانش، اميدواريم كه ديدگاه متكي بر دانش را در سازمانها تبيين نمائيم. اين تحقيق به دو دليل براي مديران مهم است: نخست اين كه آنها بحثهاي زيادي درباره مديريت دانش شنيده و از ابعاد گوناگون مديريت دانش سردرگم شدهاند. آنها مشاهده ميكنند كه در عصر حاضر اكثر مشاغل به اطلاعات وابسته شده و بخش عظيمي از نيروهاي استخدامي به سوي اين صنعت در حركت هستند. اين مقاله چارچوبي نظري از مقوله مديريت دانش به دست ميدهد. دوم اين كه با توجه به فناوري اطلاعات مانند اينترنت، اينترانت، ارتباطات راه دور و سيستمهاي اجتماعي مانند آموزش و ايجاد انگيزش در كاركنان، اين مقاله توضيح ميدهد كه چرا داشتن درك و فهمي از مديريت دانش با اهميتتر شده است.
اين مقاله با توصيف «داده» و «اطلاعات» و «دانش» آغاز شده و به دنبال مفهوم مديريت دانش بيان ميشود. در ادامه اهميت سيستمهاي اجتماعي و فناوري در مديريت دانش تشريح شده است. مقاله با شرح مفاهيم اصلي و نتيجه تحقيق پايان ميپذيرد.
تمايز «داده»، «اطلاعات» و «دانش» مشكل است. تنها از طريق مفاهيم بيروني يا از ديدگاه كاربر ميتوان بين «داده»، «اطلاعات» و «دانش» تفاوت قائل شد. معمولاً داده به عنوان مواد خام، اطلاعات به عنوان مجموعهء سامان يافتهاي از داده و دانش به عنوان اطلاعات با مفهوم شناخته ميشود.
از اين ايده پيروي مي كنيم كه ارتباط بين «داده»، «اطلاعات» و «دانش» تكراري و برگشتپذير است و تبديل اين سه به يكديگر به ميزان سازماندهي و تفسير آنها بستگي دارد. همانگونه كه در شكل 1 نشان داده شده «داده» و «اطلاعات» بر مبناي «سازمان»: و «اطلاعات» و «دانش» بر مبناي «تفسير» از يكديگر متمايز شدهاند.
براي درك اين تفاوت اجازه دهيد بيماري را فرض كنيم كه به مطب دكتر مراجعه ميكند. دكتر اطلاعات بسياري از بيمار به دست ميآورد. برخي از اين اطلاعات براي تشخيص بيماري مهم است و برخي ديگر نامربوط كه به عنوان «داده» تلقي ميشود. دكتر به سرعت اطلاعات بدست آمده را بر مبناي دانش خود تفسير كرده و پس از يافتن الگويي مناسب در اطلاعات به تجويز دارو براي بيمار ميپردازد. در صورتي كه دكتر قادر به پيدا كردن الگويي مناسب در اطلاعات نباشد ممكن است آزمايشهاي بيشتري را تجويز كند يا بيماري را به يك متخصص ارجاع دهد. متخصصي كه بهتر ميتواند از اطلاعات عرضه شده بيمار، الگويي مناسب تهيه كند.
پس حالتهاي زير را در نظر ميگيريم: در صورتي كه دكتر انجام آزمايشهاي بيشتري را توصيه كند ممكن است قصد به دست آوردن اطلاعات بيشتري از بيمار را داشته باشد يا اين كه بخواهد به پارههاي ديگري از اطلاعات به واسطهء يافتههاي آزمايشگاهي دست يابد. اطلاعاتي كه از اين طريق به دست ميآيد ممكن است به تأييد يا رد فرضيههاي دكتر در تشخيص بيماري منجر شود. علاوه بر اين ممكن است كه تحليل مقدماتي از «داده»-كه بدون نتايج آزمايشگاهي ناقص بوده- براي تشخيص بيماري مناسب و كافي به نظر برسد. نكته اينجاست كه دكتر متناوباً بين «داده»، «اطلاعات» و «دانش» سير ميكند.
اگر دكتر بيمار را به يك متخصص ارجاع دهد ممكن است كه متخصص نوع كاملاً متفاوتي از اطلاعات را از بيمار به دست آورد يا اين كه پارههاي ديگري از اطلاعات كاملاً مربوط را بيابد كه پيش از اين دكتر عمومي آنها را براي تشخيص بيماري در نظر نگرفته بود. نكته اينجاست كه «داده»، «اطلاعات» و «دانش» به يكديگر مربوط هستند به اين دليل كه «داده» براي دكتر، در واقع «اطلاعات» مهمي براي متخصص است كه او را در يافتن الگوي مناسبي در تشخيص «دانش» ياري ميدهد.
با نگرش فراتري به اين موضوع، آشكار ميشود كه معمولاً «دانش پايه» عامل تمايز بين «داده»، «اطلاعات» و «دانش» است. اين يكي از دلايلي است كه در محيط و فضاي متكي به دانش، برخي مؤسسات يا شركتها ميتوانند همچنان برتريهاي اقتصادي و رقابتي خود را حفظ كنند. به همين دليل سازمانهاي مبتني بر دانش رويكرد مثبتي در زمينهء ايجاد دانش، افزايش ارزش افزوده، نمايش و اشاعهء اطلاعات دارند. پژوهشگراني به نامهاي كوهن و لوينتال در مباحث خود اين حقيقت را تشريح ميكنند كه گسترش دانش منوط به شور و هيجان يادگيري و دانش پيشين است. به عبارت ديگر دانش اندوخته شده عامل مؤثري در افزايش واكنش و فراگيري سهلتر مفاهيم است.
بنابراين بحث ما اين است كه دانش تركيب سازمان يافتهاي است از «داده» كه از طريق قوانين، فرآيندها و عملكردها و تجربه حاصل آمده است. به عبارت ديگر «دانش» معنا يا مفهومي است كه از فكر پديد آمده و بدون آن، «اطلاعات» يا «داده» تلقي ميشود. تنها از طريق اين مفهوم است كه «اطلاعات» حيات يافته و به «دانش» تبديل ميشود. بنابراين تمايز بين «اطلاعات» و «دانش» به ديدگاه كاربر بستگي دارد. دانش يك مضمون وابسته است از آنرو كه «مفاهيم» در ارتباط با يك الگوي مشخص تفسير ميشود.
(1)مديريت دانش سازماني
ماهيت دانش سازماني:دانش فردي براي توسعهء دانش پايه سازماني ضروري است؛ هر چند دانش سازماني حاصل جمع سادهاي از دانشهاي فردي نيست.
تعامل بين فناوري، فنون و انسان مفهوم مديريت دانش را عمق ميبخشد زيرا الگوي تعامل بين فناوري، فنون و انسان براي هر سازمان منحصر به فرد است كه به راحتي قابل داد و ستد يا تقليد توسط سازمانهاي ديگر نيست. به طور كلي سازمانها داراي دانش پيش زمينه و دانش پس زمينه هستند. دستيابي، تدوين، تنظيم و نسخهبرداري از دانش پيش زمينه آسان است در حاليكه ضمني و مستقر بودن دانش پس زمينه نسخهبرداري و تقليد از آن را مشكل كرده است. اين امر بستگي به تاريخچه سازماني و كم و كيف آن دارد. اگرچه ما معتقديم اين دانش پيش زمينه نيست كه مؤسسهاي را براي دستيابي به عملكرد و اجراي بهتر قادر ميسازد. در واقع اين ارتباط و هماهنگي بين دانش پيش زمينه و پس زمينه است كه قابليت و كارايي سازمان را شكل داده و برتريهاي آن را باعث ميشود. اين يكي از دلايلي است كه قابليت مشترك را نميتوان با دانش پيش زمينه و پس زمينه هر سازمان بيارتباط دانست. بسياری از سازمانها، مديريت دانش را برای تصرف سرمايه های فکری کارکنانشان بکار مي گيرند. نکته اساسی بحث مديريت دانش اينست که مقادير متعدد دانش درباره مشتريان، فرايندها، محصولات و خدمات در همه سطوح يک سازمان موجود است و اگر اين دانش بتواند یکجا تصرف شده و انتقال داده شود به سازمانها کمک خواهد نمود که موفق تر، موثرتر و فراورتر باشند.
حدود80 درصد از بزرگترين شرکتهای دنيا مديريت دانش را بکار ميگيرند. شرکتهايی مثل فورد ، ايستمن، کداک ، چورن ...از مديريت دانش سود ميبرند. مخازن دانش سازمانی مثل بوز ، تبادل دانش اندرسن ، آلن اند هاميلتون نالج آنلاين ، کپ گمينی نالج گالاکسی ، ارنست اند يانگ سنتر فور بيزينس نالج و معماری مديريت دانش مونسانتو اشتراک اطلاعات را ميان کارکنان امکانپذير ساخته و دسترسی به اطلاعات وسيع شرکت را تسهيل مي کند. انتظار ميرود در سال ۲۰۰۴ بازار فروش افزارهای مديريت دانش به ۹.۸ بيليون دلار آمريکا برسد.
در سالهای اخير، مديريت دانش در مرکز توجه کتابخانه ها قرار گرفته است. انتشارات کتابداری و اطلاع رسانی بطور روز افزونی مقالات مديريت دانش را منتشر ميکنند و انجمنهای حرفه ای مثل انجمن کتابخانه های تخصصی و انجمن علوم اطلاع رسانی آمريکا، انتشارات، سمينارها و کنفرانسهايی درباره مديريت دانش دارند. هسته بحث مديريت دانش در کتابداری و اطلاع رسانی اين باور است که از آنجا که سازمان دانش قلمرو محکم کتابداران بوده است، آنان بايد نه تنها درگير آن شوند بلکه بايد فعالانه رهبر و پيشرو بکارگيری آن باشند.
در اينجا به کاوش در مورد چگونگی بکارگیری مدیریت دانش در کار مرجع در کتابخانه ها می پردازيم. بدین منظور مفاهیم کلیدی مربوط به دانش و مدیریت دانش بررسی می شوند. بخش اول مقاله به تحلیل روابط بین داده، اطلاعات، دانش و خرد می پردازد. سپس نشان می دهد که درک چهار عنصر اساسی مدیریت دان: دانش، مدیریت، تکنولوژی اطلاعات و فرهنگ سازمانی و نیز تفاوت بین مدیریت داده، مدیریت اطلاعات و مدیریت دانش تا چه حد در مدیریت دانش کلیدی است. بخش دوم مقاله به کاربردهای مدیریت دانش در خدمات مرجع در کتابخانه ها پرداخته، در ادامه تحلیلی از نیازها با بررسی مولفه های جاری و پیشین و نیز انتقاد از برخی جنبه های کاربرد مدیریت دانش در خدمات مرجع ارائه و در خاتمه چارچوبی از مدیریت دانش برای مرجع طرحریزی می گردد.
مدیریت دانش چیست:تعاريف مديريت دانش بسيار است. به زبان ساده، مديريت دانش سازمان دادن برای دانستن است. کوششی هماهنگ برای تصرف دانش حياتی سازمان، اشتراک دانش ميان يک سازمان و برجسته کردن در حافظه جمعی سازمانی برای بهبود تصميم گيري، افزايش بهره وری و نوآوری است. مديريت دانش شامل تصرف دانش، خرد، تجربيات باارزش افزوده کارکنان سازمان، آسان کردن بازيابی دوباره و نگهداری آن بعنوان دارايی سازمانيست. مديريت دانش کوششی برای تبديل دانش کارکنان (سرمايه انسانی) به دارايی مشترک سازمانی (سرمايه فکری ساختاری) است.
هدف مديريت دانش ايجاد يک سازمان يادگيری و شراکت با ايجاد جريانی بين مخازن اطلاعات ايجاد شده توسط افراد قسمتهای مختلف شرکت( مالی، عملکرد، هوش رقابتی و غيره) و مرتبط کردن آنها به یکدگر است. بيشتر افراد و سازمانها مديريت دانش را بدلايل ذيل بکار ميگيرند:
· افزايش همکاری
· بهبود بهره وری
· تشويق و قادر ساختن نوآوری
· غلبه بر اطلاعات زيادی و تحويل فقط آنچه مورد نياز است
· تسهيل جريان دانش مناسب از تامين کنندگان به دريافت کنندگان بدون محدوديت زمان و فضا
· تسهيل اشتراک دانش ميان کارمندان و بازداشتن آنان از اختراع دوباره چرخ به کرات
· تصرف و ثبت دانش کارکنان قبل از اينکه آنان شرکت را ترک نمايند، اطمينان يافتن از اينکه دانش باارزش بهنگام ترک کارمند از دست نميرود.
· افزايش آگاهی سازمانی از خلاهای دانش سازمان
· کمک به شرکتها که سبقت جو باقی بمانند با افزايش آگاهی آنان از استراتژيها، محصولات و بهترين کارکردهای رقيبانشان
· بهبود خدمات مشتری
مدیریت دانش دو قسمت دارد: اول مدیریث داده و اطلاعات و دوم مدیریت افرادی که واجد نظر، دانش و توانائی های خاص هستند. این دو قسمت- محتوا و افراد- برای تسهیل مدیریت دانش با کمک فرایندها و تکنولوژی خاصی بهم متصل شده اند. محک زنی، تصرف بهترین عملها، ایجاد سازمانهای یادگیرنده، توسعه جوامع یادگیری، دیتا ماینینگ، ایجاد فرهنگ تغییر، بهبود جریان کاری و گردآوری نظام مند هوشمندی رقابتی و تجاری فقط چند نمونه از ابرازها، تمرینها، مداخلات و رهیافتهای زیربنا محور هستند که برای مدیریت دانش و اطلاعات بکار گرفته شده اند.
دو جزء عبارت مدیریت دانش یعنی مدیریت و دانش با کمک دو عنصر تواناساز تکنولوژی و فرهنگ سازمانی برای تحت کنترل درآوردن حافظه جمعی سازمانها با هم مختلط شده اند. برای فهم مدیریت دانش مسأله حیاتی اینست که مسائل زیر را بدانیم:
· زنجیره اطلاعات و تمایز بین داده، اطلاعات، دانش و معرفت
· تفاوت میان مدیریت داده، مدیریت اطلاعات
· نقش چهارعنصر اساسی مدیریت دانش: دانش، مدیریت، تکنولوژی و فرهنگ سازمانی
· مدیریت دانش
زنجیره اطلاعات
زنجیره اطلاعات در چهار مرحله به پیش می رود، داده، اطلاعات، دانش و معرفت، که به لحاظ زمینه و درک روابط و الگو های لازم ، با یکدیگر در ارتباطند.
داده:داده ها مواد خام: مشاهدات، حقایق واعداد هستند که ازآنها اطلاعات بدست می آید. برای مثال داده میتواند شامل آمار، فهرست اقلام و فهرستی از اسامی و آدرسها باشد. آمار تعداد زلزله های دنیا یا تعداد افرادی که به آنفلونزا مبتلا شده اند یا تعداد سالانه افراد صدمه دیده در محیط کار همه داده هستند. مشابه آن فهرست منابع موجود کتابخانه و همچنین فهرستی از اسامی و آدرسهای کارکنان و کاربران کتابخانه نیز داده هستند. هر کتابخانه روزانه حجم عظیمی از داده ها را درباره منابع امانتی مراجعان گردآوری میکند. یک سیستم کتابخانه، هنگام امانت دهی ممکن است عناصر داده ذیل را وارد نماید: نام، آدرس و شماره تلفن عضو، تعداد منابع امانتی، فرمت منابع امانتی، عناوین منابع امانتی، جریمه های احتمالی و غیره. داده بخودی خود مستقل از متن است. مثلاً اسم کتاب خاصی اسم کتاب است صرفنظر از اینکه در فهرست آنلاین کتابخانه ظاهر شده باشد یا در مقاله مجله ای یا در فهرست یک ناشر و یا یک بولتن تبلیغاتی.
اطلاعات:تمايز «داده»، «اطلاعات» و «دانش» مشكل است. تنها از طريق مفاهيم بيروني يا از ديدگاه كاربر ميتوان بين «داده»، «اطلاعات» و «دانش» تفاوت قائل شد. معمولاً داده به عنوان مواد خام، اطلاعات به عنوان مجموعه سامان يافتهاي از داده و دانش به عنوان اطلاعات با مفهوم شناخته ميشود.
داده همچنین وقتی تبدیل به اطلاع میشود که وارد یک متن معنی دار شود و به فهم روابط بین عناصر داده های مختلف کمک کند. مثلاً مقایسه پنج ساله داده های آماری مربوط به تعداد زلزله ها، شیوع آنفلونزا یا صدمات ناشی از کار اطلاعاتی درباره اینکه آیا تعداد آنها افزایش یافته یا کاهش، بدست می دهد؟ نظیر آن، مقایسه تعداد اقلام فهرست شده در فهرست عمومی پیوسته کتابخانه برای هر کدام از پنج سال گذشته، اطلاعاتی درباره اینکه آیا مجموعه در حال رشد است یا خیر بدست میدهد. با مقایسه فهرستهای منابع امانتی یک کتابخانه خاص اطلاعاتی درباره تعداد منابع امانتی در فرمتهای مختلف طی یک دوره مشخص زمانی بدست می آید اطلاعات عبارت است از داده های شکل گرفته و تغییر یافته به طوری که معنی دار و مفید باشند.
اطلاعات با بشر آمیخته شده و پدیده ای اجتماعی است به دلیل آنکه انسانها سبب انتقال اطلاعات میشوند. تقسیم کارمیان انسانها به منظورتامین نیاز ارتباطات میان انسانها زمینه سازانتقال اطلاعات بین افراد است. اطلاعات آن چیزی است که بتواند درسیستم ذهنی دریافت کننده دگرگونی ایجاد کند و ازبی نظمی بکاهد. حاصل این دگرگونی درسیستمهای انسانی- پدید آمدن دانش و توانایی تصمیم گیری است.
دانش:دانش مرحله سوم از چهار مرحله زنجیره داده به دانایی است. وقتی که اطلاعات تحلیل، پردازش و وارد متن میشود تبدیل به دانش میشود. دانش استنتاج کردن و شناخت الگوهای نامعمول، روندهای پنهان و استثنائات داده و اطلاع است. دانش ایجاد یک مدل ذهنی از الگو یا روند است که میتواند با درجه ای از قابلیت اعتماد و پیش بینی در یک زمینه خاص بکار گرفته شود. دانش فرایندی فرار و پیچیده است که برای قضاوتهای ارزشمند براساس تجربیات و درک الگوها نیاز به انسان دارد. بر اساس این تجربیات و درک پیشین، یک فرد ممکن است قوانین معین و فرمولبندی شده ای داشته باشد که بتواند با درجه ای ازقابلیت پیش بینی برای موقعیتهای مشابه بکار گرفته شود.
برای مثال، یک دانشمند زمین شناس ممکن است با نگاه به اطلاعات زلزله ها بتواند شرایط و عواملی را که محلهای معین را مستعد زلزله های قوی می سازند، تشخیص دهد. نظیر آن، یک دانشمند علوم بهداشتی میتواند با نگاه به اطلاعات مربوط به ابتلای به آنفلونزا در سنین هجده تا سی و پنج سال دریابد که افراد 18 تا 35 ساله که بچه دارند یا از نزدیک با بچه ها کار میکنند بیشتر مستعد ابتلا به آنفلونزا هستند. در یک کتابخانه، یک کتابدار مطلع ممکن است مشاهده کند که همه منابع جدید افزوده شده به کتابخانه طی شش ماه گذشته از نویسندگانی چون ادگار آلن پو، امی تن، آلیس واکر و ناتانیل هاتورن، نه تنها بلافاصله به امانت رفته اند بلکه دائم در گردش بوده اند.
اعضایی که بیش از 5 کتاب در امانت دارند بیشترین متقاضیان امانت بین کتابخانه ای نیز هستند. یا دانشجویانی که در برنامه های رسمی آموزش کتابخانه شرکت کرده اند و یا جلسات آشنایی با کتابخانه را بعنوان واحدی درسی گذرانده اند بیشتر تمایل به استفاده از بانکهای اطلاعاتی الکترونیکی و درخواست کمک از کتابداران را دارند.
هرفرد درهرلحظه اززمان دارای ساختی ذهنی است که دانش اورا تشکیل میدهد. این دانش به تدریج و درطول زمان ازطریق جذب پاره های مختلف اطلاعاتی به دست آمده است و چون افراد-پیوسته ازمحیط پیرامون خود –آگاهانه یا ناآگاهانه-اطلاعات کسب میکنند این دانش درحال افزایش و گسترش است. به این ترتیب میتوان گفت که دانش ترکیبی سازمان یافته ازاطلاعات میباشد.درصورتی که پیشداشته های فرد با یافته های نو ترکیب شود دانسته پدید می آید. هرچه که برای فرد چیز تازه ای داشته باشد دانش خواهد بود. اطلاعات باید ازمجراهای مختلف بگذرد و جذب ذهن شود. پس کسب دانش باید تدریجی باشد تا کاملا درترکیب ذهن جای بگیرد.
دانش را به دودسته تقسیم میکنند:
· دانشی که خودش را می شناسیم.
· دانشی که میدانیم درکجا میتوانیم اطلاعاتی راجع به آن پیدا کنیم.
دردنیای امروز- مورد دوم اهمیت فراوانی پیدا کرده است و بیاموزیم که چگونه بیاموزیم بیانگراین مطلب است.. کسب دانش میتواند به طرق مختلفی صورت بگیرد. اما به طورکلی ازدوطریق میتوان به کسب دانش پرداخت، به صورت رسمی و محدود دریک مکان و زمان خاص و برنامه ای منظم یا اینکه غیررسمی، بدون اینکه نیازباشد درمکان و زمان خاصی افراد گردهم جمع شوند و دانش مورد نیازخودرا به دست آورند.این نوع کسب دانش،یادگیری مادام العمرهم نامیده شده است. بنابراین میتوان گفت هدف نهایی بشر ازکسب دانش، یادگیری میباشد. اما باید دید که فرایند یادگیری چیست.
لازم است كه دانش قبل از بهرهبرداري در سطوح سازماني در درون سازمان به اشتراك گذارده شود.
تعامل بين فناوريهاي سازمان، فنون و افراد ميتواند اثر مستقيم بر توزيع دانش داشته باشد. به عنوان مثال ساختار سازماني با توجه به شكل كنترلها و نقشهاي سنتي فرصتهاي توزيع دانش و تعامل بين فناوريها، فنون و افراد را كاهش ميدهد. به عبارت ديگر، ساختار افقي سازماني، تقويت، و سياست درهاي باز جريان دانش را در ميان بخشها و افراد سرعت ميبخشد. استفاده از پست الكترونيكي، شبكهء داخلي، بولتن، و گروه خبري به توزيع بهتر دانش در درون سازمان كمك كرده و به واسطه آنها افراد ميتوانند با يكديگر از جنبههاي مختلف تبادل نظر نمايند.
انواع دانش:بسته به اينكه دانش در كج، از لحاظ فیزیکی، قرار دارد به دو نوع تصريحي و ضمني تقسيم بندي مي شود.دانش تصریحي، دانشي است كه مي تواند رسماً به زبان بيان گردد شامل جملات دستوري، فرمولهاي رياضي، شرح جزئيات، دستنامه ها و غيره، و در بين افراد به صورت رسمي و آسان قابل انتقال است. اين دانشي است كه كتابدار و متخصص اطلاع رسانی با آن آشناست.
دانش ضمني، ارايه آن با زبان رسمي و براي ارتباط، سخت است. آن دانش شخصي است كه در تجربه افراد نهفته است و شامل عوامل ناملموس و نامحسوسي از قبيل مهارت، ، تجربه ، نظام ارزشي و غيره است. آن، ذهني است و بوسيله كار و تمرين بوجود مي آيد. دانش ضمني در بسياري از سازمانها، هرگز ثبت و ذخيره نمي شود هر چند كه ماهيت آن براي قرار گرفتن در هسته عملياتي سازماني، شناسايي مي شود. در حالیکه دانش ضمنی مطلق است ، دانش صریح دانشی است بر پایه قانونمندی، که با استناد به قوانین متناسب، فعالیت ها را با موقعیت ها منطبق می سازد.
سه گروه از کارشناسان به عنوان تیم همکاران دانش که نیازمند همکاری با هم هستند در مرکز دانش قرار دارند. آنها عبارتند از: استفاده کنندگان، متخصصان دانش، شامل کتابدارن ، و کارشناسان فن آوری. عامل تصميم گيرنده و اثرگذار در تغيير نقش متخصصان اطلاع رسانی و كتابداران به مديران دانش، عبارت از شناخت، دريافت و انتقال دانش ضمني موجود در سازمان به دانش تصريحي است.
معرفت:وقتی که دانش برای تصمیم گیری و بهبود تصمیمات، فرایندها و بهره وری یا سودآوری بکار گرفته میشود تبدیل به معرفت (خرد) میشود.کسب معرفت نیاز به افرادی دارد که توانایی و تمایل به جذب اطلاعات و ارزیابی اطلاعات را داشته باشند و با رجوع به آن اطلاعات بتوانند تصمیم بگیرند که آیا میتوانند از آن برای مسأله یا موقعیتی خاص استفاده کنند یا خیر و درک کنند که چرا چنین تصمیمی گرفته اند. برای خردمند بودن، افراد نه تنها باید دانش کسب کنند بلکه باید فهم کاملی از اصول حاکم بر آن دانش نیز داشته باشند. یک بهداشتکار که ارتباط بین ابتلای به آنفلونزا میان سنین هجده تا سی و پنج ساله و افرادی که با بچه ها کار میکنند را در می یابد، ممکن است تصمیم به اجرای عملیات بهداشتی برای افراد 18 تا 35 ساله ای که با کودکان کار میکنند بگیرد. یا کتابداری که در می یابد که دانشجویانی که در جلسات آشنایی با کتابخانه حضور می یابند از کتابخانه بیشتر استفاده میکنند ممکن است تصمیم به رهیافت اداری بگیرد و طرحی بریزد که تمام دانشجویان تازه وارد ملزم به شرکت در جلسات آشنایی با کتابخانه شوند.
بطور خلاصه، داده، اطلاع، دانش و خرد چهار مرحله زنجیره اطلاعات هستند. داده ها بخودی خود عاری از مفهوم هستند و شامل مشاهدات، حقایق یا اعدادی هستند که اطلاعات را بدست میدهند. وقتی که داده ها به منظور خاصی سازماندهی شده و در یک متن قرار میگیرند تبدیل به اطلاعات میشوند. وقتی که اطلاعات برای آشکار ساختن الگوهای غیرمعمول یا گرایشات نهان مورد تحلیل قرار میگیرد به دانش تبدیل میشود و وقتی که دانش برای تصمیم گیری در موقعیتهای واقعی زندگی بکار گرفته میشود تبدیل به معرفت میشود.
تفاوت ميان مديريت داده و مديريت اطلاعات
مدیریت داده:سیستمهای پردازش عملیات اولین نمونه از سیستمهای خودکار مدیریت داده اند. سازمانها در اواسط دهه 1950 شروع به استفاده از این سیستمها کردند تا فرایندهای دستی و تکراری را مکانیزه نموده و داده های مربوط به عملیات روزانه از قبیل لیست پرداختها، کنترل دارائیها، سفارشات، صورتحسابها و غیره را جمع آوری کنند. این سیستمها کاربردهای ساده ای بودند که اطلاعات محدودی را عمدتا به صورت لیست ها یا خلاصه عملیات فراهم می کردند.
نظامهای مدیریت داده ها برای اولین بار در کتابخانه ها و به منظور خودکارسازی ثبت و ضبط امانت و نشریات، فهرست نویسی، نمایه سازی، امانت بین کتابخانه ای و بازیابی اطلاعات کتابشناختی بکار گرفته شد. بر اساس بررسی انجمن کتابخانه های تخصصی، تا سال 1966 تجهیزات پردازش داده ها در 209 کتابخانه و عمدتا برای مدیریت نشریات و مجموعه سازی بکار گرفته شده بود. علاوه بر آن، 131 کتابخانه از نظامهای پردازش داده ها برای بازیابی مدارک و مراجع سود می جستند. اواخر دهه 1960، تعدادی از کتابخانه ها توسعه اولین نسل اپک ها را بمنظور بهینه سازی بازیابی اطلاعات کتابشناختی آغاز کرده بودند. این اپک های اولیه ابزارهای بازیابی شناخته شده ای بودند که نقاط دسترسی محدودی (مثل نویسنده، عنوان و شماره راهنما) را به رکوردهای کتابشناختی کوتاه و غیراستاندارد تأمین میکردند. بدلیل اینکه این اپکهای نسل اول کارکرد محدودی داشتند و به کاربران در تشخیص الگوها و یا ارتباط بین عناصر مختلف داده ها کمک نمیکردند بعنوان نظامهای مدیریت داده ها شناخته شده اند.
مدیریت اطلاعات:در دهه 1970 و 1980 ابداع تکنولوژی مدیریت داده ها انگیزه اصلی مدیریت اطلاعات شد. نظامهای مدیریت بانکهای اطلاعاتی رابطه ای (دی.بی.ام.اس.اس) کاربرد تی.پی.اس.اس ها را افزایش داده و به کاربران اجازه داد که داده ها و اطلاعات را مجدداً نظم داده و به روشهای جدید و خلاقانه ارائه دهند. با این انعطاف پذیری، کاربران قادر بودند به ارتباط بین عناصر مختلف داده ها پی ببرند. برای مثال، کاربران میتوانستند ارتباطات بین فروش محصولات خاص را در اوقات مختلف سال دریابند.
نظامهای مدیریت بانکهای اطلاعاتی رابطه ای در کتابخانه ها برای مدیریت اطلاعات بکار گرفته شد.
ر دهه 1970 و 1980 این کاربردها به توسعه نسل دوم اپک ها منجر شد. مثل دانشگاه ایلینوئیس در اپک کمپین اربانا با افزایش قابل ملاحظه قابلیتهای کنترل و بازیابی داده و اطلاعات. کاربران نه تنها نویسنده و عنوان که سرعنوانهای موضوعی، کلیدواژه ها، اپراتورهای بولیین و ارجاعات متقابل را نیز میتوانستند جستجو نمایند. علاوه بر آن، آنان میتوانستند جستجو را منحصر به فیلدهای خاصی نموده و نتایج کاوش را با تاریخ و مکان انتشار، زبان و غیره محدود نمایند . انعطاف پذیری در گزینش و انتخاب فیلدهای کاوش، کاربران را قادر به ترکیب و دوباره جایدهی عناصر داده ها در ترکیبات و جایگاههای مختلف ساخته و بنابراین کشف ارتباطات میان عناصر داده ها را امکانپذیر کرد.
در طی این دو دهه تعدادی از نظامهای بازیابی و مدیریت اطلاعات نیز برای دسترسی بهتر به نشریات، روزنامه ها و دیگر منابع غیرکتابی توسعه داده شدند. بانکهای اطلاعاتی کتابشناختی پیوسته، چکیده نامه ها و نمایه نامه ها و بانکهای اطلاعاتی تمام متن شروع به کار کردند و بسط و توسعه یافتند. بانکهای اطلاعاتی و خدمات بازیابی پیوسته مثل دیالوگ، بی.آر.اس، او.سی.ال.سی، ویلسون لاین، وی.یو/تکست، مدلاین، کمیکال ابسترکت آنلاین (سی.ا.اس)، اینفوترک، لکسیس، نکسیس، اریک، ان.تی.آی.اس، دانز مارکت آیدنتیفایرز، اگریکلا و ویرایش الکترونیکی دائره المعارف آکادمیک امریکن شروع بکار نموده و وارد حیطه کار مرجع شدند.
در دهه 1990، تعداد بانکهای اطلاعاتی پیوسته، حاوی استنادهای کتابشناختی، نمایه نامه ها، چکیده نامه ها وبانکهای اطلاعاتی تمام متن بطور قابل ملاحظه ای توسعه یافت. تعداد بانکهای اطلاعاتی پیوسته از 40 مورد در سال 1972 به 300 در سال 1979؛ 2800 در سال 1987؛ 5300 در سال 1994 و 12000 در سال 2001 رسید. این رشد فوق العاده منجر به بکارگیری بانکهای اطلاعاتی در خدمات مرجع کتابخانه ها بعنوان بخش لاینفک مرجع شد. علاوه بر بانکهای اطلاعاتی پیوسته، شبکه جهانگستر وب نیز جزء کلیدی کار مرجع در دهه 1990 شد.
اگرچه اپكها، بانكهاي اطلاعاتي پيوسته و شبكه جهاني وب، طي چند دهه اخير، بسط و توسعه قابل ملاحظه اي يافته و جزء لاينفك كار مرجع در كتابخانه ها شده اند، همچنان فقط و لزوماً سيمستمهاي مديريت اطلاعات هستند و نه بيشتر. تكنولوژي اطلاعات در كتابخانه ها روش بسته بندي، ذخيره و دسترسي به اطلاعات را تغيير داده است. امروزه بجاي برگه دان، كتابخانه ها از طريق اپك به منابعشان دسترسي دارند. دسترسي به مجلات جاپي، روزنامه ها، راهنماها و دائره المعارفها از طريق پايگاههاي اطلاعاتي پيوسته و شبكه جهانگستر وب امكانپذير شده است. اگرچه، اپكها، پايگاههاي اطلاعاتي و شبكه جهانگستر وب همچنان به مجموعه سازي، كدگذاري، رده بندي و سازماندهي مي پردازند، اين فرايندها فقط دسترسي افراد به اطلاعات را افزايش ميدهند و هيچ ارزش افزوده يا بينش خاصي به افراد نميدهند. اين سيستمها نميتوانند به كاربر در استنتاج، تشخيص الگوهای غیر معمول، روندهاي پنهان يا استثنائات اطلاعات و داده هايي كه پيدا ميكنند كمك كنند. برگمن مينويسد: "نظامهاي بازيابي اطلاعات، اندكي بيش از مجموعه ترکیبات مفصل معمولي كه با يك كامپيوتر سرعت بالا كار ميكنند نيستند. سيستم نميتواند مثل انسان تفكر داشته باشد.
براي مثال كاربري ممكن است حين كاوش اپك كتابخانه ظرف چند ثانیه به فهرستي شامل ۵۰ كتاب درباره تكثر هسته اي دست يابد. اما تشخيص اينكه كدام كتاب براي نياز اطلاعاتي خاص او بهترين است با خود فرد و يا كتابدار است. همین طور یک کاربر ممکن است در یک زمینه موضوعی خاص تعداد زیادی از مقالات تمام متن را از دایره المعارف پیوسته بریتانیکا یا از Wilson selectبیابد ، اما پايگاهها ي پيوسته هيچ دانشي به كاربر درباره اينكه كدام مقاله بهترين است يا اينكه كدام پايگاه اطلاعاتي براي نياز اطلاعاتي خاص او مناسبترين است نميدهند. دانش درباره بهترين منابع يا بهترين روشها، دانش نهان است كه كتابداران آن را از طريق تجربه كسب كرده اند و به کاربران از طريق نظامهاي مديريت اطلاعات مثل اپك، بانكهاي اطلاعاتي پيوسته و شبكه جهانگستر وب منتقل نميشود.
مديريت دانش محدود به مجموعه سازي، سازماندهي، ارائه، ذخيره و بازيابي نيست. مديريت اطلاعات و داده ها بخشهاي مهمي از مديريت دانش هستند اما مديريت دانش بخاطر تأكيدش روي یادگیری مشارکتی ، تسخير دانش نهان و ارزش افزوده بدست آمده از طريق بهترين تجربيات و داده كاوي، متفاوت از مديريت اطلاعات و داده هاست. اولين تكنولوژيهاي اطلاعاتي مديريت دانش نظامهاي حامي تصميم گيري و نظامهاي خبره بودند. هدف اين سيستمها، بكاربردن تكنولوژي اطلاعات براي كمك به افراد در تصميم گيري و يا جانشين كردن تمام و كمال تكنولوژي بجاي انسان براي تصميم گيري بود. با تكامل مديريت دانش دريافتند كه تصميم گيري انسان نوعي دانش و توانايي فردي است و تكنولوژي اطلاعات نميتواند در اين زمينه راهگشا باشد و يا جايگزين عنصر انساني شود. تشخيص اين مسأله منجر به تغيير اندكي به سمت مديريت مهارت مدار شد. تأكيد مديريت دانش نيز از تلاش برای مکمل کردن يا جايگزيني مهارت انساني به تشويق و تسهيل اشتراك آن تغيير يافت.
برخلاف سيستمهاي مديريت اطلاعات و مديريت داده ها، مديريت دانش هيچگونه كامپيوتر يا تكنولوژي اطلاعات خاصي ندارد. مديريت دانش ممكن است از یا چند مورد از کاربردهای فراوان تکنولوژی اطلاعات مثل ذخيره سازي داده ها، داده كاوي، دروازه ها( پرتالهاي) اطلاعاتي سازمانها، سيستمهاي مديريت داده، گروه افزار، دي.اس.اس ها، اينترانتها، لوتوس نت ها، موتورهاي كاوش، پست الكترونيك، سيستمهاي مديريت محتوا و تكنولوژيهايي كه كار گروهي را پشتيباني ميكنند استفاده كند. بين اين تكنولوژيها، داده كاوي احتمالاً بيشترين تأثيرات بالقوه را بر مديريت دانش دارد به اين دليل كه به كاربران در كشف الگوهاي غيرمعمول يا روندهاي پنهان كه در هيچ جاي ديگر قابل كشف نيستند كمك ميكند.
بطور خلاصه، مديريت داده ها، مديريت اطلاعات و مديريت دانش در عين مرتبط بودن با يكديگر، حوزه هايي متمايز از يكديگرند. سيستمهاي مديريت داده ها، امور تكراري و روزانه سازمانها را خودكار نموده و انواع محدودي از اطلاعات را بدست ميدهند. سيستمهاي مديريت اطلاعات به كاربران امكان ميدهند كه داده ها را تا سطح معيني كنترل و دوباره چيني كرده و بدينوسيله به آنان كمك ميكنند كه ارتباط بين عناصر داده ها را كشف نمايند. مديريت اطلاعات در شكل اپكها، پايگاههاي اطلاعاتي پيوسته و شبكه جهانگستر وب جزء لاينفك كتابخانه هاي امروزه شده است.
گرچه مديريت اطلاعات و داده ها عناصر مهم مديريت دانش هستند، هدف غائي مديريت دانش ترويج اشتراك و یادگیری مشارکتی در سازمانهاست.
چهار عنصر اساسی مدیریت دانش:
مدیریت دانش ٤ عنصر اساسی دارد: دانش، مدیریت ، تکنولوژی اطلاعات و فرهنگ سازمانی. هر کدام از این اجزا نقشی عمده در مدیریت دانش داشته و میتواند تأثیری بسزا در موفقیت یا شکست آن داشته باشد.
1.نقش دانش در مدیریت دانش:ادلسن میگوید: "مردم همواره دانش داشته اند و از آن استفاده کرده اند." اما دقیقاً دانش چیست؟ دانش، دانستنی است که در تجربیات، مهارتها، قابلیتها، توانایی ها، استعدادها، افکار، عقاید، طرز کارها، الهامات و تصورات افراد موجود است و به شکل مصنوعات ملموس، فرایندهای کاری و امور روزمره یک شرکت خود را آشکار می سازد.
دانش دو نوع است: عیان و نهان ( یا ضمنی). دانش صریح، دانشی است که مدون شده است و یا به فرمتهای خاصی ارائه شده است. مثلاً توضیح داده شده یا ثبت شده یا مستند شده و بنابراین به آسانی میتوان دیگران را در آن سهیم نمود. دانش صریح میتواند در اشکال دستنامه ها، روش کارهای نوشته شده، بایگانی های تجاری، مجله یا مقالات مجلات، کتابها، صفحات وب، بانکهای اطلاعاتی، اینترانتها، ایمیل ها، یادداشتها، ارائه های گرافیکی یا منابع دیداری-شنیداری تدوین شده باشد. هنگامی که دانش، مدون و کدگذاری شود مصنوع دانش تولید میشود و این مصنوع دانش است که میتواند مدیریت شود.
دانش نهان، دانش شخصی و ابراز نشده ای است که یک فرد دارد. دانشی که در ذهن افراد است – آگاه بودن از چگونگی چیزی، ترفندهای ظریف، بینش، نظر و مواردی که می تواند مفید واقع شود.
به بیان ساده تر، دانش و تجربه ای است که یک فرد در طول سالها از طریق تجربه، تعامل با دیگران و آزمون سعی وخطا بدست آورده است. این دانش تنها در ذهن افراد یا در یادداشتهای شخصی، فایلهای کامپیوتری یا کشوی میز آنها مستقر است. دانشی که هرگز بطور کامل و قابل فهم برای سایرین بیان، ثبت، مستند یا مدون نشده است. طبق برآوردها %80 از مهمترین دانش را دانش نهان شکل می دهد.
یک کتابدار مرجع برای مثال، ممکن است دانش نهان زیادی درباره چگونگی پاسخ به پرسشهای دشوار مرجع (مثل اسم بنگاهی که به مجردها برای یافتن همسر کمک میکند) داشته باشد. اما این دانش فقط وقتی برای دیگران قابل دسترسی است که کتابدار مرجع بخواهد آنرا طی گفتگوهای رسمی و غیررسمی یا از طریق یادداشتهای مفصل، مقاله یا کتاب درباره فرایند بکار گرفته شده و بهترین منابع مورد استفاده، به همکارانش منتقل کند. شبیه به این، منابع مرجع استاندارد مثل چکیده آماری ایالات متحده یا نقد ادبی قرن نوزدهم در دسترس همه مراجعان کتابخانه هستند. اما دانستن اینکه کی و چگونه از این منابع برای پاسخ به سوالات خاص مرجع باید استفاده نمود دانش نهانی است که کتابدار مرجع واجد آن است.
تقریباً همه فعالیتهایی که افراد درگیر آنند نیاز به ترکیبی از چند دانش نهان و عیان دارد. برای یک مدیریت دانش کارآمد، تسخیر هر دو دانش نهان و عیان الزامی است. چالش واقعی مدیریت دانش در توانایی تشخیص و تسخیر دانش نهان است بطوریکه در هنگام نیاز قابل بازیابی باشد. دانش عیان بآسانی قابل ثبت و انتقال است اما تشخیص، تصرف و انتقال دانش نهان مشکل است. بنابراین، بیشتر سازمانها تنها بر مدیریت دانش عیان، دانش سهل الوصول که تنها 20 درصد از کل دانش سازمان را شکل می دهد، تمرکز میکنند و استفاده از دانش نهان را به وقوع تصادفی آن وامیگذارند.
تبدیل دانش نهان به دانش عیان مشکل است اما غیرممکن نیست. دانش نهان عموماً به شکل شرحی از تجربیات مفیدی که ثبت شده اند و در شبکه گذاشته شده اند و متعاقباً توسط دیگر کارکنان برای یادگیری و بهبود فرایندها استفاده شده اند، منتقل میشود.مدیران ارشد اجرائی در پی ماکس، تبدیل دانش نهان کارکنان به دانش عیان را بطور موفقیت آمیزی میسر نموده اند. آنان از کارکنان خواسته اند که راهنمایی گام به گام برای تمام کارهایی که انجام میدهند، بنویسند و بنابراین آنها را وادار کرده اند تا دانشی را که بعنوان تجربه یا حافظه، درونی شده است ثبت کنند.
این فرایند به ایجاد نقشه های مفصل ازمسیر کلیه فرایندها برای همکاران و افراد جانشین و حتی به کشف ضعفهایی که نیاز است به آنها پرداخته شود کمک میکند.
برای موفقیت پروژه های مدیریت دانش لازمست بین اطلاعات و دانش تمایز قائل شویم. هر اطلاعاتی دانش نیست. اطلاعات تا زمانی که تحلیل نشده و منشأ عمل قرار نگرفته است نمیتواند تبدیل به دانش شود. و فقط در یک فرهنگ سازمانی صحیح است که اطلاعات منشأ عمل میشود.
بیشتر سازمانها و کارکنان نه از دانش زیاد، که از اطلاعات زیاد رنج میبرند. برعکس، قحطی دانش وجود دارد. یکی از بزرگترین چالشهای مدیریت دانش در توانایی مفهوم ساختن کوههای اطلاعات، جدا کردن اطلاعات ارزشمند و به اشتراک گذاشتن آنست.
2.نقش مدیریت در مدیریت دانش:مدیریت تلویحا بر طبقه بندی، فراهم کردن ساختار و ایجاد ادراک بهم پیوستگی در یک سازمان دلالت دارد. سایر ویژگیهای مدیریت عبارتند از : هماهنگی، کنترل، مشارکت و استفاده صحیح از نیروی انسانی، فرایندها و تدابیر بمنظور دست یابی به یک هدف واحد.
در مدیریت دانش، هدف اصلی مدیریت دانش عیان و نهان در سازمان است. برای مدیریت دانش عیان، سازمانها باید:
• دانش را بدست آورده و یا تولید و ایجاد کنند.
• دانش را برای سهولت دسترسی رمزگذاری و سازماندهی نمایند.
• دسترسی به دانش را برای دیگران با ارتباطات یا انتشارات میسر نمایند.
• دسترسی و بازیابی دانش را تسهیل نمایند.
• دانش را برای حل مشکلات، تصمیم گیری، بهبود اجرا، راهبری، تحلیل موقعیتها و فرایندها برای
شتیبانی فعالیتهای کاری بکار گیرند.
دانش نهان به دو طریق قابل مدیریت است: از طریق ارتباطات نوشتاری، مصاحبه ها و پیشینه های شفاهی میتواند به دانش صریح تبدیل شود. راه دیگر انتقال دانش نهان از طریق ایجاد گروههای دانش یا گروههای هم عمل در سازمانهاست که با تعاملات رو در رو، گفتگوها و ارتباطات گفتاری، آموزش مداوم، حل مسأله تعاملی، شبکه ارتباطی، راهبری، مربی گری، آموزش و موقعیتهای توسعه حرفه ای دانش نهان خود را منتقل میکنند. در بخش سنتی مرجع، دانش نهان عموماً از طریق گروههای دانش یا گروههای هم عمل منتقل میشود.
3.نقش تكنولوژي اطلاعات در مديريت دانش:الگوهاي كار مديريتي با رواج تكنولوژيهاي ارتباطي جديد تحت تأثير قرار گرفتند و قدرت دانش، امروزه، اساساً به عنوان يك دارايي سازماني محسوب ميگردد. تكنولوژيهاي اطلاعاتي و ارتباطي ذاتاً مكانيسمهايي قدرتمند (توانمند) در انتقال اطلاعات هستند و اين امر باعث ميگردد كه راههاي بهدست آوردن دانش ممكن گردد. تكنولوژي اطلاعات تأثير بسيار زيادي در توسعه صنعتي داشته است. به عنوان مثال، تكنولوژي اطلاعات مسئول اتوماسيون وظايف معمولي و هماهنگي فعاليتهاي زيادي از طريق ارتباطات بهتر ميباشد. در بسياري از سازمانها ضروري است كه سيستمهاي كامپيوتري جامع، بانكهاي اطلاعاتي مرتبط، و كاربردهاي آنها را براي تحليل و فهم فرايندهاي اصلي تجاري آنها مدنظر قرار دهيم. سيستمهاي كامپيوتري اساساً در فعاليتهاي انساني مشاركت ميكنند و به صورت خودكار، فرايندهاي متنوعي را تحت كنترل دارند. اصطلاحات مندرج در اين سيستمها، همچنين براي اندازهگيري و نظارت براي كسب اطمينان از حصول به كيفيت بهتر و كنترل هزينه، سودمند ميباشند. در حقيقت، تكنولوژي اطلاعات به طور روزافزون با تمام انواع ماشينآلات توليدي و با عملكردهاي اداري از طريق سيستمهاي پردازش دادهها مرتبط ميباشد و تمام اين سيستمها با تجهيزات انتقال دادهها به هم وصل هستند. به عنوان مثال، در حوزه حسابداري هزينه، استفاده از كامپيوتر، دانش بهتري درخصوص عوامل مؤثر بر مصرف مواد اوليه به دست ميدهد، و دستورالعملهاي جديد براي مديريت توليد ميتواند ارائه گردد. به ويژه، به نظر ميرسد كه بعضي از سازمانها به طور مناسبي از پتانسيلهاي گسترده تكنولوژي اطلاعات بهرهبرداري كردهاند، و اين ناشي از رويكرد سيستمها به فرايند و طراحي محصول ميباشد. به علاوه امكان استفاده از مزاياي مديريتي بهتر از جريان روبه افزايش افقي اطلاعات در داخل و همچنين بين تهيهكنندگان و مشتريان ميسر شده است. امروزه، تكنولوژي اطلاعات براي كنترل گردآوري دانش وتوسعه آن به كار ميرود.
تكنولوژي اطلاعات، نشر و تمركز دانش را امكانپذير ساخته و مديران سطوح بالا را قادر ساخته كه اطلاعات را با سرعت و دقت بيشتري به دست آورند، و از سوي ديگر همچنين به مديران سطوح مياني امكان داده تا آگاهتر باشند و تصميماتي بهنگام اتخاذ نمايند. زيرساختهاي موجود تكنولوژي اطلاعات از معماري مديريت دانش حمايت مينمايند. در حقيقت زيرساختهاي تكنولوژي اطلاعات باعث ميشوند كه جمعآوري، تعريف، ذخيره، نمايهسازي، و ارتباط دادن دادهها و اشياي رقومي يا ديجيتالي براي پردازش آنها امكانپذير گردد تا اطلاعاتي با انعطاف كافي حاصل گردد و از اين اطلاعات بتوان در راستاي بهبود فعاليتها و حمايت از تصميمات مديريت به نحو مطلوبي استفاده كرد.
اين قابليتها به ما اجازه ميدهد كه بگوييم توزيع دانشِ صريح الكترونيكي در زمينه بافت سازماني و تواناييهاي آن ايفا ميشود. استفاده مؤثر از تكنولوژي اطلاعات براي انتقال يا حصول دانش اكتسابي، مستلزم وجود يك ابزار تفسيري ميباشد. هرچه عوامل هوشمند، بيشتر از دانش مشابه و تجربيات حرفهاي برخوردار گردند به همان طريق دانش با سودمندي بيشتري ميتواند از طريق كانالهاي رسانهاي الكترونيكي منتقل گردد. هنگامي كه ابزار تفسيري به اشتراك گذاشته نشود و دانش اصلي ضمني باشد، ارتباطها و تجربههاي حرفهاي به بهترين نحوي توسط روشهاي تعاملي همچون كنفرانسهاي ويدئويي و مذاكرات روي در روي حمايت ميگردند.
4.نقش فرهنگ سازماني در مديريت دانش:یکی از مهمترین تواناسازهای مدیریت دانش فرهنگ باز سازمان است که مشوق تعامل افراد با یکدیگر و تبادل نظرات و تجربیات و نقطه نظرات است و به کارکنان اجازه میدهد که بدون ترس از بازخواست صدایشان را به گوش دیگران برسانند. عدم وجود فرهنگ سازمانی که مشوق همکاری، اعتماد، اشتراک دانش، گوش دادن، یادگیری و خلاقیت باشد میتواند مانع اصلی توسعه و بکارگیری یک پروژه موفقیت آمیز مدیریت دانش باشد. داونپورت و دیگران اظهار می دارند: "اگر زمین فرهنگی پروژه مدیریت دانش حاصلخیز نباشد، نه مقدار تکنولوژی و نه محتوای دانش و نه داشتن یک مدیریت پروژه خوب هیچکدام موفقیتی در بر نخواهند داشت" جری جانکینز، آخرین مدیر ابزارهای تکزاس گفت: " انتقال بهترین تجربیات مثل پیوند بگونیا نیست. بلکه بیشتر شبیه به یک پیوند عضو است که سیستم ایمنی از پذیرش آن امتناع می ورزد و میگوید این مال من نیست. در سازمانها، سیستم ایمنی، فرهنگ آن است و اگر فرهنگ، گیرنده نباشد، تجربیات مفید در عین اینکه خوبند پذیرفته نمیشوند."
بدون همراهی صمیمانه مدیریت رده بالا، تلاش برای بکارگیری مدیریت دانش متوقف شده و در نهایت بی حاصل خواهد بود. حمایت مدیریت در زمینه های مالی، پرسنلی و منابع فنی و همچنین فرصتهای آموزشی کافی و نظامهای تشویقی باید بلافاصله آماده ارائه باشد. گومن اظهار میدارد که بکارگیری مدیریت دانش اغلب با شکست مواجه میشود به دلیل اینکه " اکثر قریب به اتفاق رهبران تیم از اشاعه اطلاعات خودداری نموده و فقط آنها را بعنوان پایه نیازهای اطلاعاتی، یعنی در هنگام درخواست تشریک مساعی مجریان اموربه اشتراک می گذارند. در این هنگام تنها چیزی که آنان واقعاً میخواهند زدن مهر تصدیق برای تصمیماتی است که قبلاً اخذ شده و سایرین بدلیل موانع متعدد سازمانی و پرسنلی در دانسته هایشان سهیم نمیشوند."
موفقیت پروژه های مدیریت دانش بستگی به همکاری و اشتراک دانش بین همه افراد دارد و همه افراد باید فعالانه در گردآوری و ایجاد مضمون پروژه ها شرکت داده شوند. اگر کارمندان بخاطر اشتراک دانششان بجای تشویق تنبیه شوند با پروژه مدیریت دانش همکاری نخواهند کرد. گومن، ادل و گری سان اظهار میدارند که افراد غالباً به دلایل زیر از اشتراک دانش امتناع می ورزند:
· -مشغله فراوان.
· -نمیخواهند با اشتراک دانش مسئولیتهای اضافی برای خود درست کنند و در پروژه هایی که در راستای توانایی ها و علایق آنان نیست درگیر شوند.
· -احساس میکنند که اشتراک دانش مانع موفقیت شخصی آنهاست.
· -در بحث های گروهی احساس رعب دارند که از قافله جدا بمانند و فکر میکنند که چیزی برای همکاری ندارند.
· -به دانش دیگران و اینکه آنان نیز در دانش افراد سهیم خواهند شد اعتمادی ندارند.
· -اگر نظراتشان به سخره، یا نادیده گرفته شود و یا از نظراتشان انتفاد شود احساس میکنند همکاری شان تنبیه و یا تهدیدی برای آنهاست با مدیران و تصمیم گیرندگانی کار می کنند که اطلاعات را از آنان مخفی میکنند.
- هر کدام از چهار جزء مدیریت دانش- مدیریت، دانش، تکنولوژی اطلاعات و فرهنگ سازمانی- نقشی حیاتی در بکارگیری مدیریت دانش دارد و می تواند تأثیر فوق العاده ای در موفقیت آن داشته باشد. دانش عبارت از معلومات عیان و نهانی است که افراد از طریق تجربه کسب میکنند. یک مدیریت دانش موفق سعی دارد که دانش عیان و نهان را با ثبت یا کدگذاری یا انتقال آن به دانش کاران و گروههای هم عمل مدیریت کند. تکنولوژی اطلاعات، ابزاری در خدمت تسخیر، سازماندهی، اشتراک و بکارگیری دانش است. یک فرهنگ باز سازمانی که اشتراک و انتقال نظرات و تجربیات مفید را تشویق میکند عامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش است.
- سازمانها به منظور هدايت دانش فردي در جهت اهداف سازماني، بايد محيطي براي اشتراك، انتقال و تقابل دانش در ميان اعضا به وجود آورند. و افراد را در جهت با مهفوم كردن تعاملاتشان آموزش دهند. براي بسط «دانش مجموعه» بايد هر فعاليتي را در راستاي توسعهء تعامل منطقي بين كاركردها هدايت نمود. خلاصه اينكه مديريت دانش به تغيير فرهنگ همكاري و فرآيندهاي تجاري به منظور ممكن ساختن اشتراك اطلاعات اشاره دارد. اين كار همانند فعاليت در زير مجموعههاي فرهنگي و اجتماعي است.
- در محيطهاي پويا سازمانها با يك سلسله مسائل ناخواسته و موقعيتهاي پيشبيني نشده روبرو هستند كه كنترل آنها توسط فرد در سازمان دشوار است. با اين حال با به كارگيري الگوهاي تعامل بين اعضا، فناوريها، و فرهنگ يك سازمان ميتواند با شرايط دشوار روبرو شود. «ويك» و «روبرتس» اين الگوي تعاملي را «مجموعه عقلها»ي سازمان ناميدهاند. به اين معنا كه كارهاي پيچيده در يك سازمان توسط يك فرد انجام نميگيرد بلكه تعامل بين فناوريها، فنون و افراد است كه يك سازمان را در انجام وظايف خطير خود ياري ميكند. بنابراين يكي از وظايف دشوار مديريت ايجاد همكاري بين بستههاي مختلف دانش از طريق تبادل و اشتراك اطلاعات است.
فرایند مدیریت دانش:
مديريت دانش فرايندي خطي و ايستا نيست. برعكس فرايندي پويا و چرخه ايست و به كاركناني نياز دارد كه دائماً با اطلاعات سروكار داشته باشند، دانش جديد كسب كرده و آنرا براي اصلاح تصميمات بكار گيرند. طي اين فرايند، اطلاعات جديد بدست آورده و دانش جديد را در موقعيتهاي جديد بكار ببرند و غيره.سه گروه از افراد در مركز فرايند مديريت دانش واقع شده اند: ۱. افرادي كه بايد دانش كسب كنند. ۲. آنان بايد خواهان استفاده از آن دانش باشند. ۳ افرادي كه بايد توانايي و شعور درك زمان مناسب براي بكارگيري و استفاده از آن دانش را داشته باشند. فرايند مديريت دانش شامل گامهاي ذيل است:
1.ايجاد و تهيه دانش:اساس مديريت دانش بر كوشش در تسخير و كدگذاري دانش عيان و نهان كاركنان است. اگر كاركنان دانش نداشته باشند چه نيازي به مديريت دانش خواهد بود؟ بنابراين اولين گام در فرايند مديريت دانش، تسخير دانش كاركنان است.
ايجاد دانش به توانايي سازمانها در ايجاد ايدهها و راهحلهاي نوين و مفيد اشاره دارد. سازمانها با توسعه و تجديد ساختار دانش قبلي و كنوني با روشهاي مختلف به خلق واقعيتها و مفاهيم جديد ميپردازند.
ايجاد دانش فرآيند مهمي است كه در آن انگيزه، تلقين، تجربه، و شانس، نقش مهمي ايفا ميكنند. معيار سنجش دانش نو، نقش مؤثر آن در حل مسائل جاري و نوآوري در بازار است.
با اين حال، توصيه نميشود كه سازمانها بكوشند تحت هر شرايطي، دانش جديد ايجاد نمايند.
روشهاي مختلفي وجود دارد كه با آنها ميتوان تجربيات را دوباره آزمود. براي مثال هر سازمان ميتواند با استفاده از استراتژي تقليد، تكرار و جايگزيني بخشي از دانش موجود را دوباره احيا نمايد. در برخي موارد يك سازمان ميتواند با تكيه بر تواناييهاي خود و كاهش كاستيها قابليت خود را بهبود بخشد. يك سازمان ميتواند با تقويت قابليتهاي بخش تحقيق و توسعه، بررسي محيط خارجي و به كارگيري فناوري خرج از سازمان پايه دانش مستحكمتري ايجاد نمايد.
برخي سازمانها ممكن است بكوشند تا اطلاعات موجود را به شكلي نو تعبير و سازماندهي نمايند. براي مثال، يك شركت حسابرسي ممكن است بكوشد از استانداردهاي حسابداري موجود با روشهاي مختلف و با استفاده از روندهاي متنوعي چون هزينههاي تخفيف و استهلاك بهره ببرد.
به عبارت ديگر، امكان دارد برخي شركتها فرآيند «تحقيق و آموزش» را از طريق يك سري تجربيات انتخاب كنند. براي مثال، شركتهايي چون، Motorola, Corning, CE’s CT, Monsanto’s NutraSweet در بسياري از موارد از اين فرآيند استفاده نمودهاند.
2.كاربرد دانش:دومين گام در مديريت دانش كاربرد دانش مي باشد زيرا كه به طور كلي دانش سازماني بايد در جهت محصولات، خدمات و فرآيند سازمان به كار گرفته شود. اگر سازماني به راحتي نتواند شكل صحيح دانش را در جاي مناسب آن مشخص نمايد در عرصههاي رقابتي با مشكل مواجه خواهد شد. زماني كه نوآوري و خلاقيت راه پيروزي در جهان امروز است، سازمان بايد بتواند دانش مناسب را در جاي مناسب به كار گيرد.
سازمانها در بهرهگيري از منابع دانش خود راههاي مختلفي پيش رو دارند. براي مثال ميتوان دانش موجود را از محتواهاي مختلف دروني بدست آورد، استانداردهاي اندازهگيري مناسب اتخاذ نمود، افراد را ترغيب و آموزش داد تا خلاقانه فكر كنند و درك خود را در جهت بهبود محصولات، خدمات و فرآيندهاي سازمان به كار گيرند. براي مثال شركت نفتي چورون، به اين نتيجه رسيد كه با ايجاد يك تيم گردآوري اطلاعات در حوزهء نفتي خود ميتواند 20 ميليون دلار در سال صرفهجويي نمايد. مفهوم كاربرد دانش، مرتبط كردن و فعال كردن دانش موجود در جهت افزودن ارزشها است.
براي مثال، شركت Intel در طراحي دقيق و افزايش مداوم سرعت پردازشگرهاي خود در رأس قرار دارد و با هدف ديگري شركت AT & T به بازنگري دانش شركت خود در عرصهء چندرسانهايها پرداخته است.
معيار ارزيابي در مفيد بودن دانش معمولاً مشخص نيست. در عين حال، اگر سازماني دانش را در كارها و فعاليتهاي رايج خود مفيد دانست بايد ترتيبي اتخاذ نمايد كه گروههاي كاري بتوانند به سنجش و ارزيابي دانش بپردازند. مطمئناً عوامل زيادي از جمله زمان اجراي پروژه، هزينهء آن و مشخص نبودن سود نياز به ارزيابي مفصل دارند. با اين حال اغلب فهم مديريت و درجهء آگاهي بر نتيجه پروژه تأثير بسزايي دارد.
3. ليست كردن موجودي دانش:گام سوم در فرايند مديريت دانش پيوند دادن فهرست موجودي دانش به فرايندهاي كليدي در كار شركت كه نيروي محركه استراتژي و عملکرد شركت است ميباشد.
فرايندهاي كليدي كار يك شركت ممكن است شامل: توسعه محصول، افزايش خدمات، مديريت مشتري، فروش و غيره باشد. اين مرحله به تشخيص مهم ترين و حياتي ترين عناصر دانش كه براي فرايندهاي كليدي كار شركت لازمند و نيز پالايش دانشي كه فقط اهميتي پيراموني و جنبي دارد كمك ميكند. بر اساس دستاوردهاي گام سوم ميتوان فهرست دانش را براي ايجاد نمايشي سلسله مراتبي از عناصر داده هاي حياتي و پيراموني پالايش نمود.
يك سازمان نمي تواند اطلاعات و دانشي را كه چيزي درباره اش نميداند مديريت كند. بنابراين سازماني كه مديريت دانش را بكار گرفته است بايد ابتدا فهرستي از دانش موجود تهيه كرده و صريحاً دارايي هاي دانش خود را ليست برداري كند. البته نيازي به فهرست كردن تمام دانش موجود نيست بلكه تأكيد بايد بر دانش حياتي، ارزشمند، قابل اعتماد و مفيد به حال سازمان يا واحد تجاري باشد. مثل:
· دانش مربوط به نحوه انجام دادن شغل يا وظيفه اي خاص. مثل چگونه كار مرجع را انجام دهيم.
· فهرستي از خبرگان موضوعي يا حرفه اي كه عالي ترين سطوح تحصيلي را پيموده اند يا روزآمدترين آموزشها را ديده اند يا افرادي كه بنحو احسن از پس انجام كاري خاص برآمده اند.
· فهرستي از خبرگاني كه ميتوانند انواع خاصي از مشكلاتي را كه امکان دارد دوباره رخ دهند، حل كنند.
· دانش سوابق گذشته- فرايندهاي معيني كه قبلاً طی شده و نتايج آنها چه بوده.
· دانش مشتريان و رقبا
· دانش ايجاد تيم هاي موفق برای پروژه- دانستن اينكه چه كسي دارای مجموعه اي از مهارتها براي انجام پروژه هاي مشابه است و سابقه همكاري موفق تيمي داشته است.
. ايجاد پيوند بين دانش و استراتژي سازمان
4.نقشه دانش:گام چهارم در فرايند مديريت دانش ايجاد نقشه دانش است كه شامل تسخير ورودي ها و خروجي هاي كليدي دانش است. ورودي هاي كليدي ممكن است شامل داده ها و اطلاعات خاص، ارتباطات گفتاري يا نوشتاري و ديگر دانشهاي عيان و نهان به اشتراك گذاشته شده مثل تجربيات مفيد باشند. خروجيهاي كليدي ممكن است مدارك داخلي، گزارشات، مقالات پژوهشي، روندها، محك هاي داخلي و تجربيات مفيد باشند.
5.توسعه فرايند مديريت دانش:قدم پنجم در فرايند مديريت دانش بر توسعه فرايندي جهت تسخير، ثبت و سازماندهي نظام مند ورودي ها و خروجيهاي كليدي دانش و نیز بر يافتن، جمع آوري و سازماندهي دانش داخلي و بهترين تجربيات تمركز ميكند.
6.انتقال و تبديل دانش:درك چگونگي انتقال و تبديل دانش، قبل از تلاش براي استقرار نظام مديريت دانش مهم است. پیش نياز لازم و ضروري براي موفقیت نظام مديريت دانش اوليه، حاكم شدن يك حس ضرورت و احساس چالش در سازمان براي سازگاري آن است. مديريت، داراي نقشي كليدي در اينجاست.
انتقال دانش ضمني به ضمني، اغلب از طريق تعاملات بين اشخاص يا معاشرتها، به صورت غير رسمي، انجام مي پذيرد. بدين منظور شناخت درست از اجزاي دانش ضمني، ضروري است.
همچنين، بايد يك محيط عامل در اين موقعيت، در بيرون يا داخل سازمان، موجود باشد. تبديل دانش ضمني به شكل تصريحي، بوسيله يك فرايند بيروني سازي نجام مي گيرد. كه دانش ضمني از شكل طرحهاي شهودي و درون يافتي به قالب قابل ثبت شامل طرحهاي بصري و نمايه اي ترجمه مي گردد. اين طرحها و نقشه ها درك و دريافت همگان را تسهيل نموده و مي تواند دوباره استفاده شود.
اگر بتوان دانش نهفته در ذهن افراد را به دانش صریح و قابل انتقال تبدیل کرد، به گفته نوناکا و تاکوشی، واقعا دانش جدیدی خلق کرده ایم، چون آنچه را در ذهن و درو ن بوده، قابل ارایه و درک جمعی نبوده است، به صورت دانش مدون وقابل انتقال به همگان درآمده است که این فرایند برونی سازی یا عینی ساختن دانش نام نهاده اند. كاربرد دانش آنقدر تغيير يافته است كه بايستي در جريان كار و حل مشكل، از آن حمايت وپشتیبانی شود.
هر چند سازمانها در حال تجربه راههاي جديدي براي تبديل دانش ضمني به دانش تصريحي هستند، نبايد روشهاي سنتي را ناديده انگاشت. آموزش ضمن خدمت، کارآموزی ، طرحهاي پاداش و... كارآيي آنها را در طي دوره ها بهبود می بخشد و حتي بايد، علاوه بر اين، با روشهاي فراتكنيكي مانند ثبت و ضبط اعمال و گفتگوهاي افراد كارآزموده، اين روشها حمايت شود.
تجربه برخي سازمانهاي تجاري در هند بيانگر اين است كه اشتراك دانش بين كاركنان يك سازمان، مشكل بزرگي نيست و کارکنان، دانش موجود در محيط و فرهنگ كار را به اشتراك مي گذارند.
تجربه پرايس واتر هاوس كوپرزنشان مي دهد سازمانهايي كه داراي يك محيط كاري غير رسمي متضمن اشتراك دانش هستند يا آنهائيكه در محيط كاري خود با چنين روشي كار مي كنند، كه در آن كاركنان نمي توانند بدون اشتراك دانش، به نتايج مورد نظر برسند، از بهترين امكان تبديل و تغيير مديريت دانش به يك مزیت رقابتي تداوم دار برخوردارند. آنها می گویند جريان اطلاعات ودانش در سازمان بايد آرام باشد و به صورت غير بوروكراتيك اداره شود.
تجربه شركت خدمات مشاوره اي تاتا نشان مي دهد كه کارکنان ، در نتيجه تشويق آگاهانه بوسيله شركت، با رغبت و ميل خود براي اشتراك و استفاده مجدد از دارايي هاي فکری خود اقدام مي كنند.
TCS ضرورت وجود زير ساخت مناسب مديريت دانش را كه دانش، تبديل به سرمايه شود، مشخص نمود. اشتهار TCS و تبليغ آنها براي مشاركت در دانش، به عنوان يك انگيزه براي افراد و گروهها عمل كرد. شركت توسعه لوتوس، بر اين باور است كه با شناخت گروه افزار آن، آن ياد گرفته است كه مردم، آنچه را كه مي دانند به اشتراك مي گذارند و از آن همراه با ديگران، دوباره استفاده مي كنند.
شركت اينترنتي DBS ، اظهار مي كند كه براي توانايي در اشتراك دانش، اولين قدم اين است كه نگرش عوض شود. لازم است كه در جريان كار به همه كاركنان تفهيم شود كه آنها قسمتي از يك ماهيت واحد هستند، آنها يك سرنوشت مشترك دارند كه مي تواند از طريق دانش اشتراكي به بهترين نحو در آن پيروز و موفق شد.
تبديل دانش ضمني به ضمني، ضرورتاً تركيبي مجدد از دانش ضمني، موجود به روشها و فرايندهاي اثربخش و كارآمد است. پايه دانش يك سازمان مجموعه اي از اطلاعات جمع آوري شده در انواع مختلف نظامهای اطلاعاتی و ارتباطی، است. نظامهاي مديريت دانش، بايد يك ديد شفاف و بدون خطا از اين داده هاي كاربردي، طبق يك روش كاربرگرا، فراهم كند. فرايند تبديل دانش تصريحي به تصريحي داراي يك رده بندي و سازماندهي دانش مدار عالي است كه پراستفاده و مفید، قابل درک و آسان براي استفاده است. متخصصان اطلاع رسانی و کتابداران داراي نقشي مهم در تعريف، طبقه بندي اساسي دانش،ایجاد و توسعه ابرداده ها، و مهمتر از همه، ايجاد زبان كنترل شده اي كه بيانگر زبان تخصصی وحرفه سازمان است، هستند. کوهن و لوینتال معتقدند که داشتن یک پیش زمینه تخصصی برای جذب دانش جدید و استفاده از ساختارها و الگوهای نو،ضروری است ، سازمان و اعضای آن باید با آگاهی از زبان علمی خاص حوزه مورد نظر، اهمیت وارزش تجربه دیگران را بدانند و به ژرفای آن پی ببرند تا بتوانند بدرستی از آن بهره برداری کنند. تبديل دانش تصريحي به ضمني هنگامي كه كاربر به صورت مداوم، دانش تصريحي را در كارش استفاده مي كند رخ مي دهد. نيروي انسانی دقيق و فرهنگ كاري سازمانها داراي نقش مهم در اجرا و انجام اين نوع از تبديل هستند.
انتخاب متخصصان اطلاع رسانی و كتابداران براي سمت جديد مدير دانش در بسياري از سازمانها، از روي تصادف نيست. فعاليتهايي كه يك متخصص اطلاع رسانی و یک كتابدار مجبور است در جريان تبديل به مدير دانش انجام دهد، عبارتند از: معرفی انواع گونه گون دانش سازمانی، روش های پیشرفته، نظام ساختاری، و دستیابی به دانش، توزیع و انتقال دانش، گسترش و افزایش سودمندی و ارزش دانش، ذخیره سازی و بازیابی دانش و كاربردي نمودن سرمايه دانشي سازمان.
قدم اوليه در يك برنامه مديريت دانش، تعريف و تشخيص شاكله هاي سرمايه دانش براي يك سازمان است. به دليل اينكه اين قدم، اساس نظام مديريت دانش است، بايد مسؤلين با تجربه در سازمان مسؤول اين عملكردها باشند. جزئيات و شاكله هاي دانش پايه سازمان در اين مرحله تعريف و تبيين مي شوند. اين اقدام، همچنين حسابرسي دانشنيز است. در حسابرسي دانش، اين نكته بايد رعايت شود تا از گرايش به نوع خاصي از اطلاعات جمع آوري شده، كه کاری بسیار فني است، اجتناب شود. به اطلاعات تجاري و بازاريابي نيز لازم است كه اهميت كافي داده شود.
7.دريافت سرمايه دانش:نخست، فرايند دريافت، مستلزم كار در كنار پردازشگران دانش است تا دانش را جذب و به سرمايه دانش سازمان بيافزايد. درپي آن، بايد مكانيسم هايي باشد كه به صورت خودكار اين فعاليتها را انجام بدهد. همچنين، وجين دانش بدون كاربري و استفاده، کاری که در عالم کتابداری در مورد مدارک بی استفاده انجام می شود، فعاليتي ضروري است. این کار بايد به صورت دوره اي توسط كارشناسان انجام گيرد. اهميت مديريت دانش در اينجا، درست مانند جدا كردن مواد خالص از ناخالص و حذف مواد زايد آن است، كه براي پيشرفت دانش انجام مي گيرد. علاوه بر اينكه اين عمل، يك دانش جديد است فرايند دريافت دانش ضمني، متخصصان اطلاع رسانی و كتابداران را به فعاليت مطالعاتي شديد در زمينه موضوعاتي مثل روانشناسي، اداره كردن، توسعه منابع انساني و غيره، فرا مي خواند تا در اجراي وظيفه شان موفق و مؤثر باشند. اين ديدگاه مورد تأكيد نويسندگاني مثل هازل هال است.
داده ها و اطلاعات دريافت شده در نظامهاي گوناگوني ذخيره مي شود كه داراي سرورهاي اينترانت، پايگاههاي اطلاعاتی، و غيره است، علاوه بر اينها، اطلاعات قابل دسترس در وب سايتهای اينترنتي نيز، بايد به عنوان بخشي اساسي از دانش دريافت شده مورد توجه قرار گيرد. عموماً اطلاعات، هم داخلي و هم خارجي، بسيار حجيم و با سازماندهي ضعيف و عدم يكدستي، روبرويند.
همچنين مسأله سنجش صحت اطلاعات نیزمطرح است. بهترين افراد براي دستيابي، نمايه سازي، ارزشگذاري ، تأييد و فرستادن اطلاعات در باره سازمانها، متخصصان اطلاع رسانی و كتابداران هستند. گام بعدي در مديريت دانش اوليه، اين است كه چگونه اين متخصصان نسبت به رده بندي سرمايه دانش اقدام كنند.
8.رده بندی سرمايه دانش:مديريت دانش سؤال سادهاي درباره ذخيره، بازيابي و انتقال اطلاعات نيست بلكه بيشتر تعبير و سازماندهي اطلاعات از جهات مختلف است. يك اصل لازم براي استفاده مؤثر و بهينه از جريان دانش ناشي از حسابرسي دانش رده بندی و سازماندهي آن به نحوي است كه بيشترين كاربري و سودمندي را به كاربر نهايي برساند. طرحهاي رده بندي مورد استفاده بايد استفاده نهايي را آسان كند. در زمان رده بندي، بايد ابر داده، اطلاعاتي كه در باره اطلاعات است، ايجاد شود كه داراي نقشي بسيار مهم در بازيابي اطلاعت و تحويل بيشترين نتايج مرتبط، است.
در متن ساختار سازي و رده بندي پايه دانش، توسعه يك زبان كنترل شده بسيار مهم است. حسابرسي دانش، ابتدائاً ، در مديريت دانش اوليه صورت مي گيرد كه معمولاً رده هاي جديدي را به وجود مي آورد كه به دليل استفاده مكرر سازمانها، قبلاً جزو ساختار اصطلاح شناختي آنها نبوده است و اكنون بايد لحاظ گردند. توسعه زبان كنترل شده جامع، كه بيانگر حرفه سازمان باشد، براي اشاعه استفاده نهايي از دانش بسيار مهم است. مديران دانش نيازمند درجات و سطوح مختلفي از تخصص در استفاده از اينترنت، گروه افزار، ايجاد وب سايت در اينترنت، طرحها و نقشه هاي دانش، به كارگيري فناوري كنشگر مبتني بر پايه دانش رده بندي شده هستند. مشاركت آنها در اين حوزه، براي موفقيت مديريت دانش اوليه بسيار مهم و ضروري است.
مدير دانش، اولاً بايد مثل يك مربي عمل كند تا كاربران را در استفاده از امكانات فناوري اطلاعات، براي بازيابي دانش از پایه دانش ياري كند. در تعدادي از سازمانهاي خوب، براي شبكه از ابزارهاي سيستمي نصب شده فناوري اينترانت و محصولات گروه افزار، براي اشتراك دانش استفاده مي شود. سيستم اين توانايي را دارد كه محتوا و مذاكرات سودمند را كه براي كاربران جذاب است، يكدست نموده و به همديگر پيوند دهد. در حاليكه، اين امكان براي كتابداران و مديران اطلاع رساني وجود ندارد كه مدير دانشي با تسلط كامل در استفاده از تواناييهاي سيستم باشند، آنها بايد اين استعداد را در خود بپرورانند و با توجه به اهداف سازمان كار با سيستم فناوري اطلاعات را ياد بگيرند.
به كاربران، بايد آموزش اوليه در زمينه روش كار و كاوش شبكه داخلي داده شود. آموزش مهارتهاي كاوش بايد به حدي باشد كه كاربر سيستمهاي سودمند و داراي نتيجه معقول را بشناسد. او بايد از دانش موجود، واژگان استفاده شده، محتوا، و سازماندهي دانش پایه سازمان آگاه باشد.
9.به كارگيري و ارائه دانش سرمايه دانش:نظام مديريت دانش، زماني مي تواند ديدگاه حرفه اي و تجاري سازمان را تغيير دهد كه سرمايه دانش آن، كاملاً بوسيله كاركنان به كار گرفته شود. در يك نظام طراحي شده براي اشتراك اطلاعات، همكاري و ارتباط امري حياتي است. فناوري اطلاعات جديد، انواع همكاري در قالب نشست هاي کاری و علمی را ميسر مي كند. اين نشست ها و جلسات بايد در گستره وسیعی دريافت و جذب شود و بعد يك حسابرسي دقيق كه دانش پایه را ايجاد كند. صورت جلسه كردن و ثبت اين نشست ها در قالب متني نيز امكان پذير است. هدف اين است كه اطلاعات در شكلي منسجم و آسان در راستاي استفاده بهينه كاربر از آن در فرايند كار، تحويل داده شود.
براي موفقیت نظام مديريت دانش در يك سازمان، مدير دانش داراي نقشي فعال و كاتاليزوري است. در كنار او، كاركنان كم تجربه سازمان بايد نقش و نام جديد «قهرمان دانش» را بپذيرند تا نظام مديريت دانش را در همه سطوح سازمان و به صورت سلسله مراتبي محقق سازند. مدير دانش بايد شبكه قهرمانان دانش را به عنوان بخشي از كار خود تقويت و پشتيباني كند. اگر چه تلاشهاي اين پيشگامان فرهنگ مديريت دانش ريشه در پيدايش جوامع و سازمانهاي دانش مدار دارد.
ارائه دانش حاكي از شيوههايي است كه از آن طريق دانش به اعضاي سازمان ارائه ميشود. به طور كلي سازمانها ميتوانند روندهاي مختلفي در جهت ايجاد دانش پايه خود اتخاذ نمايند. با اين وجود دانش سازماني در موقعيتهاي مختلفي توزيع شده، روندهاي مخلتفي را در بر دارد و در رسانههاي مختلف چاپي و الكترونيكي دخيره شده است و هر كدام گونه متفاوتي از ارائه دانش را ايجاب ميكند. به دليل اين گونههاي مختلف، تجديد ساختار و منسجم ساختن اين دانش از منابع مجزا براي اعضاي سازمان دشوار است. براي مثال ممكن است در يك سازمان هر بخش دادههاي خود را به شكلي پردازش نمايد كه با ديگر بخشها هماهنگي نداشته باشد چرا كه استانداردي براي يك فرمت يكسان وجود نداشته است. اگرچه اعضاي سازمان امكان دارد اطلاعات مربوط را از طريق ساماندهي دادهها در پايگاههاي مختلف بيابند اما باز هم منسجم ساختن و تعبير اطلاعات از جهات مختلف دشوار است.
اعضاي سازمان با مجموعههايي از شيوهها سرو كار دارند. اگر لازم باشد كه آنها شيوه كاري خاصي را بياموزند، تأخير در منسجمسازي و دروني ساختن اين دانش جديد امري طبيعي است. بنابراين يك سازمان ممكن است استانداردهاي برنامهريزي يكساني ايجاد نمايد و يا از الگوهاي يكساني براي ارائه «داده»، «اطلاعات» و «دانش» بهره گيرد. مدیریت داده، مدیریت اطلاعات و مدیریت دانش:
سازمانها، از دهه 1950 کامپیوترها را برای مدیریت داده ها و اطلاعات بکار گرفته اند. در ابتدا کامپیوترها برای خودکارسازی و مدیریت کارآمد فرایندهایی مانند امانت، فهرستنویسی، نشریات، امانت بین کتابخانه ای و بازیابی اطلاعات کتابشناختی در کتابخانه ها بکار گرفته شدند. در دهه 1990 دستاوردهای عظیم نرم افزار و سخت افزار بطور قابل ملاحظه ای توانایی کامپیوترها را در ذخیره، مدیریت و کنترل و دسترس پذیری اطلاعات و داده ها را افزایش داد. توسعه قابلیتهای کامپیوترهاباعث بکارگیری آنها در فعالیتهای مدیریت دانش سازمانها شده است.
10.اعتباربخشي به دانش:اعتباربخشي به دانش، به گسترهاي اشاره دارد كه شركتها ميتوانند بر روي دانش اثر گذاشته و اثرات آن را بر محيط سازماني ارزيابي نمايند. چرا كه با گذشت زمان بخشي از دانش گذشته نياز به بازنگري و انطباق با واقعيتهاي كنوني دارد. اغلب تقابل مداوم و چندوچهي بين فناوري، فنون و افراد براي سنجش اعتبار دانش مورد نياز است براي مثال وقتي سازماني مجموعه جديدي از فناوريها، ابزار، رويهها و فرآيندها را به كار ميگيرد، نيازمند بهبود و روزآمدسازي مهارتهاي كاركنان خود است تا بتواند به خوبي خود را با واقعيتهاي رقابتي جديد منطبق سازد.
اعتباربخشي به دانش فرآيند سختي از كنترل، آزمون و بهبود مداوم دانش پايه براي رسيدن به واقعيتهاي موجود و بالقوه است. با تغيير واقعيتها، نياز تبديل «دانش» به «اطلاعات» و «داده» پيش ميآيد كه ممكن است در نهايت از رده خارج شود. به اين دليل كه پيشرفت در يك زمينه، اطلاعات، فرضيهها، قوانين و مقررات جديدي را ايجاد كرده و بخشي از قواعد و فرضيههاي قديمي را از رده خارج ميسازد. بنابراين براي سازمانها مرور، آزمون و افزايش مداوم اعتبار دانش پايه براي رسيدن به دانش جاري ضروري است.
دانش اصلي را نميتوان به راحتي تقليد نمود. اين نوع دانش با پيشرفت دانش در زمينههاي مختلف مهجور نخواهد شد. براي مثال مؤسسهاي كه با مصالح ساختماني كار ميكند نميتواند ارزش كليكهاي اينترنتي را ناديده بگيرد. رقابت ميان Amazon.com و Barnes & Noble نمونهاي از اين مسأله است.
11.دسترس پذيري و اشاعه دانش:مجموعه سازي و سازماندهي بهترين تجربيات و ديگر دانشها در صورتي كه كاركنان به هنگام نياز به آنها دسترسي نداشته باشند بي معني اند. بنابراين قدم ششم در فرايند مديريت دانش ايجاد مكانيزمي براي دسترسي بهتر به اين دانش به منظور بازيابي، اشاعه، اشتراك، ادراك و استفاده مكرر از آن است.
عناصر انساني و مديريت منابع انساني در مديريت دانش
محيطهاي تجاري امروزي ثابت و قابل پيش بيني نيستند. در اين محيطها، نتايج مبتني بر مكاشفه براي حل مشكلات و مسائل، در بسياري موارد دورتر از حد انتظار، ظاهر مي شوند. با توجه به نامحسوس بودن تغيير محيطها، توانايي اصلي ديروز يك سازمان،ممکن است امروز به ضرر سازمان باشد. به همین منظور، بررسي تنوع و پيچيدگي محيط بيروني، نياز به تشويق ابتکار و خلاقيت انساني در درون سازمان معلوم مي گردد.
مديريت مبتني بر فناوري اطلاعات، به اندازه كافي، قابلیت تشخيص و حل مشكل دسترسي به دانش ضمني موجود در سازمان، ندارد. جس شرا می گوید ماشین قادر به محاسبه و پردازش داده ها است اما این ذهن انسان است که می تواند دانش و اطلاعات را پردازش نماید. طرح مديريت دانش، دانش تصريحي را معرفي كند و شناختي از دانش تصريحي نسبت به دانش ضمني ارايه مي كند و ابعاد انساني را مثل نظرات، ارزشها، انگيزه ها و....، در فرايند ايجاد آن براي حل مسأله، به آن ربط مي دهد. اهداف الگويي مديريت دانش در جذب ديدگاههاي ناهمگون، در شرايط مساوي، بهتر از فناوري اطلاعات، قادر به عينيت بخشي و آسان سازی انتقال اطلاعات و دانش ضمنی است. مديريت دانش بيان مي كند كه عوامل انساني، بهترين دريافتگرهاي حسي براي دريافت كوچكترين تفاوتها و پيچيدگي پديده ها و تغييراتي كه در بيرون رخ مي دهد، هستند. چنين برداشتي از واقعيت، نقش كليدي در شكل دهي مسؤليت سازماني نسبت به يك موقعيت در نظام مديريت دانش ايفا مي كند. در فرهنگي كه به دانش شخصي افراد بهاي زيادي مي دهند، افراد به طوري غريزي، قدرت دانش را احساس مي كنند. اشتراک دانش با ديگران، در اصل، اشتراک قدرت است و در كل، ربطي به قدرت فرد ندارد. هدف از جايدهي نظام مديريت دانش اين است كه مردم را متقاعد كند كه دانش مورد احتياج را استفاده كنند و آنرا با ديگران به اشتراك بگذارند. به عبارت ديگر ايجاد فرهنگ دانش اشتراكي، براي دسترسي به اين هدف، قدم اول، متقاعد كردن، آموزش و يادآوري نياز و سودي است كه بايستي عايد سازمان و احياناً نصيب افراد، در چنين اشتراكي شود. بعنوان يك سياست سازماني، بايد در قبال اشتراك دانش پاداش داده شود و از انباشتن آن جلوگيري شود. اعتقاد و باور به این قضیه، سود بیشتر در نتیجه اشتراک دانش، از عوامل موفقیت نظام مدیریت دانش است.
مديريت دانش اوليه، همه محيطهاي حرفه اي و تجاري جهان را درگير اين مسؤليت كرده است. در برخي سازمانها، اين كار به صورت موفقيت آميزي اجرا مي شود.
حقيقت اين است كه سازمانهاي كمي، اشتراك دانش يا مديريت دانش را از طريق فرهنگ سازمانی خود پشتيباني مي كنند. پيش نياز موفقيت مديريت دانش اجراي مقدماتي آن بدون توجه به محدوديتها است. نگرش نو و مديريت عالي براي ظهور بعنوان يك سازمان دانش مدار بسيار مهم و حياتي است.
متخصصان اطلاع رسانی و كتابداران از ضمانت بالايي براي احراز سمت مديران دانش برخوردارند. احراز این سمت تلاشهاي عظيمي مثل تغيير نگرش فرهنگ كاري و يادگيري مهارتهاي جديد، مي طلبد. مدیر دانش، باید برای نیل به این هدف در اين سمت جديد ، تلاشهاي بيشتري كرده باشد.
مديريت منابع انساني به عنوان نقطه شروع مهم به منظور آموزش کيفي استعدادهاي تخصصي افراد و تقويت تعهد کتابخانه بکار مي رود. در عمل، ما مي بايد به نيازهاي گوناگون و متنوع کارکنان کتابخانه، تقويت مديريت مختلف کارکنان کتابخانه از طريق رويکرد مديريت احتمالي(اقتضايي) توجه کاملي نماييم. بدليل آنکه، برخي افراد روش مديريت جدي را بکار مي برند، نظارت دقيق و کنترل تحميل شده و شرايط کمي و کيفي کار براساس مقررات و آيين نامه ها به وضوح مشخص مي شود. و مابقي افراد، شيوه مديريت بسيار انعطاف پذير را به منظور فراهم کردن مشارکت در تصميم گيري ، مشورت و تعهد شغلي بيشتر، بکار مي برند تا اينکه کاملاً تواناييهاي مديريت به مرحله اجرا در آيد و اهداف سازماني و فردي تحقق يابد.
به منظور انجام درست درآموزش مداوم مهندسي کارکنان تخصصي، مي بايد نه تنها بر نظريه علم کتابداري و رشته هاي وابسته تمرکز شود، بلکه مي بايد به جديدترين دانش فني و تقويت آموزش اخلاق حرفه اي مجهز گردد.
مديريت منابع انساني:تحول نقش کتابداران و متخصصان اطلاع رسانی در مدیریت دانش سازمانهاي زيادي، در جهان، نظامهاي مديريت دانش را، در راستاي حفظ ثبات و سودمنديشان انتخاب كرده و مي پذيرند. اين نگرش در مشاغل رو به گسترش حاصل از فن آوري، از قبيل بيوتكنولوژي، علوم رايانه و ارتباطات راه دور و همچنين در حرفه هايي مثل وكالت، حسابداري و مشاوره مديريتي ملموس است. نسلي جديد از مديران به نام «مدير دانش» ظهور كرده اند تا اين نظام نوين را در سازمانها نهادينه كنند. به دلیل تشابه کاری بسیار زیاد، اغلب متخصصان اطلاع- رسانی و كتابداران براي تصدي اين سمت مطرح هستند. اين مقاله، به بررسي انواع دانش و راه هاي انتقال و تبديل آن مي پردازد. در نهايت، اهميت عنصر انساني در نظامهاي مديريت دانش، با تاکید بر نقش كتابداران و متخصصان اطلاع رسانی ، تبيين مي شود.
از اواخر قرن بیستم یک نوع تغییر نگرش در رابطه با جایگزینی سرمایه های مادی با سرمایه های فکری دیده می شود. سرمايه فكري، به تدريج در سازمانها به عنوان سرمايه اصلي آن مطرح مي شود. اين نگرش در بيشتر سازمانهاي تجاري كه بر توليد و حفظ سرمايع فكري تأكيد دارند، نتيجه بخش بوده است. نظامي كه با اين نگرش رفتار مي نمايد، «مديريت دانش» خوانده مي شود. در بيشتر سازمانها اين نياز به مديريت دانش، احساس شده است. كارهاي خوبي كه در نتیجه استفاده از نظام مدیریت دانش برای حفظ مزیت رقابتی در همه سازمانها، انجام شده است، نشان می دهد كه آن سازمان ها قادر به حفظ و تثبيت اثربخشي و سودمندي خود شده اند. دانش، كه يك عامل كليدي در مزیت رقابتي است، آنقدر پويا و كم عمر شده است كه مديريت مؤثر آن يك ضرورت لازم براي حفظ و ثبات شده است. مديريت دانش، آنطور كه به نظر مي رسد، نظامي است كه به سازمان كمك مي كند تا مزیت رقابتي اش را در محيط تغييرات سريع اقتصادي حفظ كند. پيشرفتهاي به دست آمده ازطریق مديريت دانش، در سازمانهايي كه با بيوتكنولوژي، نرم افزارهاي رايانه اي و ارتباطات راه دور و با دفاتر وكلا، حسابداران، مشاوران مديريتي، سر و كار دارند، نشان می دهد که آن سازمان از چابكي و پويايي بالایی برخوردار است.
كار متخصصان اطلاع رسانی و كتابداران در سازمانها، با آنچه كه براي مديران دانش جديداً مطرح است، تفاوت محسوسي دارد، ولی با این حال نزديكترين حرفه به مدیریت دانش، حرفه کتابداری و اطلاع رسانی است. متخصصان اطلاع رسانی و كتابداران، به دليل همين نزديكي شغلي، براي تصدي سمت جديد مديريت دانش مطرح شده اند. براي متخصصان اطلاع رسانی و كتابداران كه به طور سنتي با فعاليتهايي نظيرتولید، گردآوری، دريافت، تكثير، ساختارسازي، ذخیره و بازیابی، و اشاعه اطلاعات، در ارتباطند، لازم است كه بدانند مديريت دانش چيست و چگونه يك نظام مديريت دانش را تعمیم دهند و آن را در سازمان به كار گيرند. اين بستگي به اين دارد كه آنها از پيشرفتهاي مديريت دانش آگاه باشند و اصول آنرا در جايي كه مناسب است يا خطر آن كمتر باشد، به كار گيرند، به علت اینکه نظام مدیریت دانش کم هزینه و پرسود است، بعضی سازمانها از آن به خوبی استقبال می کنند تا ازخدمات پرهزينه کم سود بپرهیزند. در اين مقاله، هدف، معرفي جنبه هاي متمايز مديريت دانش براي متخصصان اطلاع رسانی و كتابداران است.
(2)نقش فن آوري در مديريت دانش
عصرحاضر را باید تلفیقی ازارتباطات و اطلاعات دانست. عصری که بشر درآن بیش ازگذشته خود را نیازمند به داشتن اطلاعات و برقراری ارتباط برای کسب اطلاعات مورد نیازمیباشد.امروزه با دراختیارداشتن فناوری اطلاعاتی و ارتباطی مختلف و پیشرفته،امکان برقراری سریع ارتباط و تبادل سریع اطلاعات بیش ازپیش میسرگردیده است. افراد درهرکجا که باشند میتوانند آخرین اطلاعات مورد نیاز خودرا درهرزمینه ای دریافت میکنند. اما بی شک- بیشترین تاثیر پدیدآمدن فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی برمحیطهای آموزشی بوده است. کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات درآموزش سبب شده است تا محیط آموزشی به سوی مجازی شدن سوق پیدا کند.این امرسبب میشود تا ارتباطات میان افراد به منظورآموزش و گسترش دانش به گونه ای فزاینده ازطریق رایانه امکان پذیرشود. با ظهور و گسترش اینترنت- این رسانه به عنوان یک مکمل جهت تامین نیازهای اطلاعاتی و آموزش مورد استفاده قرارگرفت. با توجه به نقشی که کتابخانه ها باید درامرآموزش ایفا نمایند بدیهی است با دارا بودن امکانات پیشرفته تر-منابع اطلاعاتی بسیار غنی تری را نسبت به گذشته فراهم میکنند و جهت آموزش افراد دراختیار آنها قرارمیدهند. فراهم کردن وب سایتهای اینترنتی و پایگاههای اطلاعاتی- کتابخانه ها را به یک محیط مجازی و دیجیتالی جهت تبادل اطلاعات تبدیل کرده است که نقش آموزشی آن بیش ازپیش دراین محیط نمایان میشود. این مقاله درصدد آن است تا پس ازارائه تعریفی جامع ازفناوری اطلاعاتی و ارتباطی- مساله آموزش مجازی و ازراه دورو نقش فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی دراین آموزش را مورد بررسی قراردهد و با تاکید برآموزش سیستمی- انواع آموزش به صورت مجازی را بیان کند. مسلما برای آموزش افراد به صورت مجازی و توسعه دانش آنها- نیازمند منابعی خواهیم بود که این منابع جزازطریق کتابخانه ها قابل تامین نیستند. کتابخانه ها میتوانند با تهیه منابع الکترونیکی و تحویل آنها به اعضای جامعه اطلاعاتی نقش عمده ای درآموزش و گسترش دانش داشته باشند.
انسانها از اولین لحظات زندگی درحال تلاش و تکاپو هستند. دلایل مختلفی برای این تلاش وجود دارد. عده ای درجستجوی نان و عده ای درصدد کسب نام هستند.عده ای مجموعه ای ازخواسته ها را می طلبند. نقطه مشترک تمام این تلاشها نیازاست و این تکاپو جهت تامین نیازها صورت میپذیرد.نیازاست که شخص را به تحرک وا میدارد و به کارهای فرد جهت میدهد.
هرخدمتی که ارائه شود و هرنیازی که تامین گردد یک محصول است که میتواند شامل عقاید-مکانها-خوراک-پوشاک و اطلاعات باشد. یکی ازاساسی ترین نیازهای بشر دسترسی به اطلاعات است. تا اطلاعات وجود نداشته باشد- امکان تامین هیچ یک ازنیازهای بشری وجود ندارد. پس به گونه ای میتوان عنوان کرد که اطلاعات مادر تمام نیازهای بشری میباشد. اطلاعات عنصری است که همواره با بشر همراه بوده است- ولی به دلیل محدود بودن نیازهای بشر چندان مورد توجه قرارنداشت. با برقراری ارتباط میان جوامع و پدید آمدن نیازهای مختلف و ابداعات گوناگون-اطلاعات نیز اهمیت پیدا کرد تا آنجا که بشر وارد دوره ای شد که آنرا عصراطلاعات نامید.
اطلاعات با زندگی بشر آمیخته شده و پدیده ای اجتماعی میباشد. علت اطلاق اصطلاح "عصر اطلاعات" به دوره حاضر به دلیل گستردگی میزان اطلاعات و سرعت تبادل آنها ازطریق محملهای اطلاعاتی مختلف میباشد. دراین دوره-بشر بیش ازپیش خود را نیازمند به داشتن اطلاعات و برقراری ارتباط با جوامع دیگربرای کسب اطلاعات میداند. این حجم گسترده اطلاعات و چگونگی تبادل آن- جامعه امروزرا درآستانه ورود به فرهنگی قرارداده است که درآن آموزش-اطلاعات و دانش محورهای اصلی پیشرفت جامعه خواهند بود. امروزه اطلاعات جایگزین تمامی عناصرتعیین کننده شده و نیز انقلاب صنعتی شده است.
تکنولوژی اطلاعات میتواند بعنوان ابزاری قدرتمند عمل کرده و ابزارهایی مؤثر و کارآمد برای همه وجوه مدیریت دانش شامل تسخیر، اشتراک و کاربرد دانش تأمین کند. توانایی تکنولوژی اطلاعات در کاوش، نمایه ، تلفیق، بایگانی و انتقال اطلاعات میتواند تحولی در گردآوری، سازماندهی، رده بندی و اشاعه اطلاعات ایجاد کند. تکنولوژیهایی مانند سیستمهای مدیریت بانکهای اطلاعات مرتبط، سیستمهای مدیریت مدارک، اینترنت، اینترانت، موتورهای کاوش، ابزارهای جریان کار، سیستمهای پشتیبان اجرا، سیستمهای پشتیبان تصمیم گیری، داده کاوی، ذخیره داده ها، پست الکترونیک، کنفرانس تصویری، تابلوی اعلانات، گروههای خبری و تابلوهای بحث میتوانند نقشی اساسی در تسهیل مدیریت دانش داشته باشد. اما، تکنولوژی اطلاعات بخودی خود قلب مدیریت دانش نیست و هیچ پروژه ای تنها بخاطر کاربرد آخرین تکنولوژیهای اطلاعاتی تبدیل به پروژه مدیریت دانش نمیشود. تکنولوژی اطلاعات فقط نقش پشتیبان را در مدیریت دانش ایفا میکند. تکنولوژی اطلاعات به تنهایی تأمین کننده دانش نیست. تکنولوژی اطلاعات میتواند به افراد در پیدا کردن اطلاعات کمک کند اما این خود افراد هستند که باید تعیین کنند آیا اطلاعات متناسب و مرتبط با نیاز خاص آنها هست یا خیر. برای تبدیل اطلاعات به دانش، افراد باید اطلاعات را تحلیل، تفسیر و درک کرده و آن را در متنی جای دهند.
تعامل بين فناوري و سيستمهاي اجتماعي
مطمئناً هرچه سازمان در پردازش داده كارآمدتر باشد در توليد اطلاعات تواناتر خواهد بود. استفاده از كامپيوترهاي پيشرفته و شبكههاي ارتباطي ابزارهاي مؤثري براي استخراج داده در يك سازمان است. با اين حال مسأله تفسير هنوز باقي است. چرا كه از فناوريهاي اطلاعات تنها براي تفسير مسائل محدودي ميتوان استفاده كرد. در يك محيط پويا، محيطي كه سازمان هر روزه با مسائل جديد و غير منتظرهاي روبهرو ميشود در بهترين حالت ميتوان از فناوريهاي اطلاعات براي تبديل «داده» به «اطلاعات» بهره جست. تنها انسانها هستند كه اطلاعات را تفسير كرده و به «دانش» تبديل ميكنند.
همانطور كه قبلاً گفته شد چرخهء ميان «داده»، «اطلاعات» و «دانش» بازگشتي است. بنابراين سازمان بايد به سرعت «داده» را به «اطلاعات» و «اطلاعات» را به «دانش» تبديل نمايد. در همان حال سازمان نبايد بيش از حد بر دانش پايه خود تأكيد داشته باشد به گونهاي كه در اثر غفلت «دانش» را به «اطلاعات» و «اطلاعات» را به «داده» تبديل كند. به عبارت ديگر پارهاي از دانش زمان زيادي در محتواي كنوني نميگنجد و سازمان بايد به سرعت آن را از دانش پايه حذف نمايد.
در چنين شرايطي ابزارها سازمان را در تبديل «داده» به «اطلاعات» ياري ميدهند و افراد از قابليت تفسير اطلاعات برخوردار ميشود. بنابراين در مديريت دانش يك سازمان نياز به شكلدهي و تعريف مجدد تقابلهاي موجود ميان افراد، فناوري و فنون خود را دارد. فنوني كه توسط متصديان و كاربران مورد استفاده قرار ميگيرد نشان ميدهد كه به چه شكلي تكنولوژي مورد استفاده قرار گرفته و چگونه معناي اطلاعات استنباط شده است.
با نگرشي دقيقتر به تعاملهاي بين فنون، افراد و فناوريها به راحتي ميتوان ديد كه چرا از يك وضعيت تعابير متفاوتي وجود دارد. به عنوان مثال اور ديدگاههاي متفاوت دو تكنيسين با تجربه را در خصوص ماشينهاي زيراكس مورد بحث قرار ميدهد. يك متخصص پيغام خطا را اشكال جزئي سيستم تعبير ميكند در صورتي كه متخصص ديگر آن را عيب ريشهاي در دستگاه ميداند. با اين وجود متخصصان با تبادل تعبيرهاي خود، به راهحلهاي مؤثري دست مييابند.
خلاصه اينكه يك سازمان يك سيستم كاملاً فني يا اجتماعي نيست. سازمان سيستمي از تجربيات شخصي، روابط اجتماعي و فناوري است. فناوري با كاستن محدوديتهاي ناشي از عوامل فردي يا فيزيكي همكاري بين گروههاي كاري را افزايش ميدهد. براي مثال تكنولوژي اطلاعات امكان جستجو، ذخيره، پردازش و اشتراك حجم عظيمي از اطلاعات را در محدودهء كوچكي از زمان و مكان فراهم ميآورد. با اين حال معنا دادن به اين روند بر عهده متخصصان است.
در عين حال متخصصين سازمانها با فناوريها و فنون تعامل داشته و علاقمند هستند كه يافتههاي آنها از منظرهاي مختلفي مورد توجه قرار گيرد. اين فرآيند تعامل، در گسترش ديدگاهي جامع به واقعيتها مفيد بوده و امكان انسجام و يكپارچگي اجزاء بدنه دانش را در سازمان فراهم ميآورد.
مديريت دانش به الگوهاي تعامل ميان فناوريها، فنون و افراد شكل ميبخشد. براي مثال تكنولوژي اطلاعات در خصوص گردآوري، ذخيره و اشاعهء اطلاعات به خوبي عمل ميكند ولي در تعبير آن ناتوان است . در تحقيقي به اين نتيجه رسيده كه سازمانهايي كه در بلندمدت از مديريت دانش استفاده ميكنند در روابط اجتماعي و فني خود محتاط هستند.
دستيابي به راهحلهاي فني امكانپذير است، اما براي مديريت دانش، سازمان بايد محيط مشاركت، همكاري و اشتراك دانش را به وجود آورد. براساس تحقيق «ارنست» و «يونگ» 50 درصد از متخصصان بر اين باورند كه تغيير رفتار بشر يكي از مسائل اجرايي مديريت دانش است. به همين دليل در پروژههاي مديريت دانش بر تغيير روندهاي سنتي و تقويت ساختارها و فناوريها تأكيد ميشود. بنابراين همگون ساختن تدريخي اصول مديريت دانش در سازمان يكي از مهمترين اولويتها است.
به طور كلي تكميل برنامههاي مديريت دانش نياز به تغيير در فلسفه سازماني دارد. براي مثال از نظر سنتي تعدادي شركت بر پايه هزينه اقتصادي همكاري ميكنند در حاليكه فلسفه مديريت دانش بر همكاري در جهت افزودن به ارزش كالا و خدمات تأكيد دارد.
پس مديريت دانش سؤال سادهاي دربارهء ذخيره، بازيابي و انتقال اطلاعات نيست بلكه بيشتر تعبير و سازماندهي اطلاعات از جهات مختلف است. تنها با تغيير فرهنگ سازماني است كه ميتوان به تدريج الگوي تعامل بين افراد، فناوريها و فنون را در سازمان خود تغيير داد. وقتي محيط پويا و پيچيده است، براي سازمانها ضروري است كه به طور مداوم دانش جديد را به شكل ايجاد، اعتباربخشي و كاربرد در محصولات و خدمات خود بكار گيرند.
استفاده از فناوري باعث بهرهوري افراد و انسجام اطلاعات در درون سازمان شده و سيستمهاي اجتماعي تعبير اطلاعات را از طريق ارائه ديدگاههاي مختلف در يك زمينه انجام ميدهند.
مديريت دانش يك روند آگاهانه ايجاد دانش، اعتباربخشي به دانش، ارائه دانش، توزيع دانش، و كاربرد آن است. هماهنگي بين اين اجزاء ضروري است چرا كه نقصان در يكي از آنها باعث نقصان در نتيجه است.
اگر مديريت سازمان درصدد است كه مديريت دانش در اولويت قرار گيرد، بايستي تعادل موجود بين افراد و فناوريها را مورد تجديدنظر قرار دهد. تأكيد زياد بر افراد يا فناوري نامناسب است. به جاي آن مدير بايد الگوي تقابل ميان فناوريها، افراد و فنون را مورد تجديدنظر قرار دهد تا افراد از اين ابزارها استفاده كنند. تنها با تغيير الگوي تبادل است كه مديران ميتوانند از دانش براي منافع رقابتي سازمان بهره ببرند.
یادگیری
تحولات و دگرگونی هایی که درزندگی بشر رخ داده است، به دلیل آموزش و یادگیری میباشد.شکی نیست که اهمیت یادگیری دررشد آدمی، بسی فراترازچشم انداز اندیشه های اوست.چون محیط زندگی آدمی همواره درمعرض تغییراست، انسان برای غلبه براین دگرگونی ها ناچار است یادبگیرد.
یادگیری به طورکلی، فعالیتی دگرگون کننده است و افراد را برای مقابله با رویدادهای محیطی آماده می سازد. یادگیری درواقع هم یک رشته فرایند است و هم فرآورده تجربه هاست. یادگیری درحقیقت، دارای مفهوم بسیارگسترده ای است که درقالبهایی چون نگرشهای نو، حل مساله، کاربرد معلومات دراستدلال، تفکر و ... به وجود می آید. تعاریف گوناگونی برای یادگیری ارائه شده است.اما بسیاری ازمحققان معتقدند که یادگیری تغییری است که براثرتجربه یا آموزش دررفتارموجود زنده پدید می آید. یادگیری، تغییری است که دراثرتدریس مطالب و مهارتهای گوناگون دررفتار یادگیرندگان ایجاد میشود. ممکن است این رفتار درکوتاه مدت قابل مشاهده باشد و یا این رفتار ممکن است درکوتاه مدت غیرقابل مشاهده باشد.به هرحال، این آموخته ها درطول زندگی موجب تغییر دررفتار و بینش یادگیرندگان می شوند. همانطورکه ذکرشد، انسانها برای دستیابی به نیازهای مختلف به کسب اطلاعات و دانش می پردازند و می آموزند. بنابراین دریادگیری باید این اختلاف درنیازها و سلایق و تفاوتهای یادگیری را درنظرگرفت. نباید انتظارداشت که افراد به طوریکسان، مطلبی را یادبگیرند. باید به انگیزه های یادگیرنده نسبت به مواد آموختنی توجه کرد. بدون شک، حالت ایده آل یادگیری، یادگیری مطلوب است. برای اجرای یادگیری مطلوب هم ابزارها و منابع متنوعی وجود دارند که با پیشرفت فناوری برتعداد آنها افزوده میشود. باید درنظرداشت که میزان موفقیت هرجامعه، وابسته به توان یادگیرندگانی دارد که درگیرفرایند یادگیری همیشگی هستند.
فناوری اطلاعات و ارتباطات
فناوری اطلاعات، عبارت است از فناوریهایی که فرد را درضبط، ذخیره سازی، پردازش،بازیابی، انتقال و دریافت اطلاعات، یاری می دهند. این اصطلاح شامل فناوریهای نوین مانند رایانه، انتقال ازطریق دورنگار، و دیگر وسائل ارتباطی میشود.فناوری اطلاعات، روش کارمارا دگرگون کرده، امور اقتصادی و اجتماعی، و حتی نحوه تفکر مارا تغییر داده است.
امروزه، فناوری اطلاعات درمقایسه با وسائل ارتباط جمعی دامنه ای به مراتب وسیع تر دارد و امکاناتی را برای تغییر و پیش بینی و دورنمای تازه ای را درزمینه توسعه ارائه میکند. فناوری اطلاعات موجب پخش سریع نظرات، بهبود درآموزش، علوم، مراقبتهای بهداشتی و فرهنگ میشود.
فناوری اطلاعات ماشین کار تلقی میشود و ارتباطات محصول آن است. فناوری اطلاعات و ارتباطات به یکدیگروابسته هستند. بدون فناوری اطلاعات و ارتباطات، ارتباط درسطح بین المللی و بین افراد غیرممکن خواهد بود.
امروزه با دراختیارداشتن فناوری اطلاعاتی و ارتباطی مختلف و پیشرفته،امکان برقراری سریع ارتباط و تبادل سریع اطلاعات بیش ازپیش میسرگردیده است. افراد درهرکجا که باشند میتوانند آخرین اطلاعات مورد نیاز خودرا درهرزمینه ای دریافت میکنند. اما بی شک- بیشترین تاثیر پدیدآمدن فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی برمحیطهای آموزشی بوده است. کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات درآموزش سبب شده است تا محیط آموزشی به سوی مجازی شدن سوق پیدا کند.این امرسبب میشود تا ارتباطات میان افراد به منظورآموزش و گسترش دانش به گونه ای فزاینده ازطریق رایانه امکان پذیر میشود.
یادگیرنده باید دریادگیری مشارکت فعال داشته باشد و درباره اطلاعاتی که به دست می آورد یا منتقل میکند بحث کند و فناوری اطلاعات و ارتباط این امکان را برای یادگیرندگان فراهم کرده که بتوانند به تبادل اطلاعات بپردازند.
مادامیکه فناوریها درحال تغییرماهیت کاری و تجاری هستند، نحوه ارائه آموزش را دچارتحول میکنند و ازآنجا که نحوه یادگیری افراد به گونه ای متفاوت است، باید چند اصل را درنظرگرفت:
· آموزش باید براساس یادگیری افراد بنا شده باشد، زیرا وقتی که سخن ازیادگیری است، یک شیوه یکسان برای همه افراد وجود ندارد و نمیتوان همه را دریک سطح درنظرگرفت و به آنها آموزش داد.
· آموزش باید براساس رسیدن به هدف خاص، طرح ریزی شود و برنامه اجرایی آن نیز ازروش تکاملی استفاده شود.
· باید ازآخرین فناوریهای روزجهت هرچه سودمندترکردن برنامه های اجرایی و دستیابی به نتایج مطلوبتر بهره برد.
نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات دریادگیری
فناوری اطلاعات و ارتباطات درمدت زمان کوتاهی که ازپیدایش آن میگذرد توانسته است تغییرات فراوانی را درنحوه زندگی بشر به وجود آورد. یکی اززمینه هایی که سهم عمده ای ازاین تغییرات را به خود اختصاص داده است، یادگیری است.نقش فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی درچرخه یادگیری بسیاراهمیت دارد.دریادگیری به شیوه سنتی، فرد مجبور که به طورمداوم بخواند و بنویسد و ارتباط تقریبا یک طرفه بود. اما با کارگیری فناوری اطلاعاتی و ارتباطی دریادگیری، فرد علاوه براین مهارتهای پایه نیازمند داشتن مهارت دراستفاده ازفناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی میباشد. یادگیری های مبتنی برفناوریهای نوین اطلاعاتی، با ایجاد تغییرات بنیادین درمفاهیم آموزش سنتی، توانسته است بسیاری ازناکارآمدیهای نظامهای آموزشی را رفع کرده و دگرگونی های اساسی را درآموزش به وجود آورد. با استفاده ازدنیای مجازی دریادگیری، میتوان به روشهای نوین و کارامدی ازیادگیری دست یافت. علت کاربرد فناوری اطلاعاتی و ارتباطی دریادگیری، آموزش بهتر و سریعتر میباشد.کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات درآموزش، نوع جدیدی ازیادگیری را به وجود آورد، به طوریکه یادگیری تنها به صورت حضوری انجام نمیشود. زیاد ضرورتی ندارد که یادگیری حضوری و رودررو باشد و انتظارمیرود که یادگیری درمحیطهایی غیرازکلاس، امکان پذیرباشد، به نحوی که بتوان اطلاعات را به راحتی با سایریادگیرندگان به اشتراک گذاشت. این تحول سبب تغییر نقش معلم و نیز نقش کتابخانه ها شده است. به این ترتیب، نوع جدید یادگیری، یادگیری الکترونیکی نام گرفت.
نقش کتابخانه ها درتوسعه دانش و آموزش
کتابخانه ها نهادهایی پویا و دیرپایی هستند که انواع مختلف دارند و با درنظرگرفتن نیازهای افراد، منابع مختلف را درخود جای میدهند و دراختیار افراد میگذارند.کتابخانه ها دارای این خصوصیات هستند:
مجموعه ای ازاطلاعات و اقلام درموضوعات مختلف را درخود جای میدهند که اصطلاحا به این اطلاعات، منابع یا مواد گفته میشود. این منابع میتوانند کتاب، نشریات،صفحات وب،تصاویر، مواد چندرسانه ای و ... باشند. مواد کتابخانه ای یا ازطریق شبکه یا به صورت محلی قابل دسترسی هستند. یک کتابخانه دربرگیرنده مجموعه ای ازساختارهای ابرداده ای همچون فرهنگها، دایره المعارفها، نمایه ها، فهرستها، راهنماها، اصطلاحنامه ها و .... میباشند.یک کتابخانه، مجموعه ای ازخدمات، همچون شیوه های مختلف دسترسی به منابع، را به کاربران مختلف ارائه میکند. اشاعه گزینشی اطلاعات ازنمونه های این خدمات است.کتابخانه برمجموعه ای ازموضوعات مختلف تمرکزدارد.بنابراین کاربران مختلفی به کتابخانه مراجعه میکنند.کتابخانه ها انواع گوناگون همچون دانشگاهی، عمومی، تخصصی و ...دارند و جامعه کاربری آنها متفاوت است. مواد قبل ازورود به کتابخانه، کنترل کیفی میشوند تا متناسب با اهداف کتابخانه و نیازکاربرباشند.کتابخانه با نگهداری و حفاظت ازمنابع، اطلاعات را برای نسلهای حال و آینده حفظ میکنند و ارزش دسترسی به اطلاعات را افزایش میدهند. آنها مجموعه ای ازفعالیتهای علمی را جهت نگهداری منابع انجام میدهند.
کتابخانه های مجازی و یادگیری
با پیشرفتهای حاصل ازپیدایش فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی، کتابخانه ها هم ازحالت سنتی نقش خودرا تغییردادند و وسایل فناورانه را درخود جهت ارائه خدمت پذیرفتند. درنتیجه درکنار کتابخانه ها فیزیکی، نوع جدیدی ازکتابخانه به نام کتابخانه مجازی پدید آمد. کتابخانه های مجازی، مجموعه ای ازاطلاعات را به صورت دیجیتال دراختیاردارند و آنها را سازماندهی میکنند. این اطلاعات دیجیتال شامل کتابهاو مجلات الکترونیکی، پایگاههای اطلاعاتی، صفحات وب، لوحهای فشرده و سایرقالبهای الکترونیکی، میباشد. کتابخانه های مجازی، بردسترسی به مواد ازهرجا، به صورت دیجیتالی، تاکید میکنند.
به طورکلی، کتابخانه ها چه به صورت فیزیکی و چه به صورت مجازی درامریادگیری سه نقش دارند:
مکانی جهت به اشتراک گذاشتن منابع اطلاعاتی غنی، نگهداری اندیشه ها، نقش آگاهی بخش جهت گردهم آوردن افرادجهت آموزش. هدف ا ولیه هرکتابخانه، حمایت، تسهیل و گسترش آموزش رسمی درموسسه مادراست.گام بعدی پشتیبانی ازآموزش غیررسمی است. منابع درکتابخانه ها جهت حمایت ازآموزش حمایت شده اتد. کتابخانه های مجازی، دسترسی فوری را به طیفی گسترده ازمنابعی که به صورت فیزیکی موجود نیستند فراهم میکنند. درحالیکه کتابخانه های فیزیکی، محدود به زمان و مکان خاصی هستند، کتابخانه های مجازی بدون داشتن موانع فیزیکی، میتوانند درهرلحظه ازهرجا و ازطریق یک ارتباط اینترنتی دسترسی به منابع خودرا فراهم کنند.
درکتابخانه های مجازی، یادگیری فرایندی مستقل اززمان و مکان میباشد. به دلیل آنکه کتابخانه های مجازی، حاوی اطلاعات روزآمد هستند فرصتهای مناسبی را جهت یادگیری فراهم میکنند.
گردآوری منابع چندرسانه ای، امکان آموزش ازراه دوررا برای یادگیرندگان جهت استفاده ازمنابع کتابخانه ای فراهم کرده است. کتابخانه های مجازی، به واسطه ذخیره کردن منابع آموزشی و امکان بازیابی آنها ازطریق شبکه های رایانه ای، به امریادگیری شبکه ای و الکترونیکی کمک شایانی کرده اند.بدون وجود کتابخانه های مجازی که به سازماندهی و نگهداری منابع الکترونیکی میپردازند، امکان دسترسی به منابع روزآمد جهت یادگیری غیرممکن است.
آگاهی ازوجود کتابخانه های مجازی و اهداف آنها، باعث میشود که کاربران بدانند که ازکتابخانه چه میخواهند.پس نوع یادگیری که ازسوی کتابخانه حمایت میشود مشخص میگردد.کتابخانه های مجازی، امکان تفکرخلاق و انتقادی، حل مساله، تصمیم گیری و .. را برای کاربران فراهم میکنند.طراحی کتابخانه مجازی به یادگیرنده کمک میکند تا مفهوم اطلاعات را دریابد. کتابخانه های مجازی میتوانند نقشی فراترازتولید و توزیع منابع آموزش داشته باشند. ارائه خدمات مرجع، آموزش ازراه دوربه وسیله پست الکترونیکی یا به صورت پیوسته ازجمله خدمات کتابخانه های مجازی دریادگیری الکترونیکی است.وجود کتابخانه های مجازی به وجود شبکه های رایانه ای و اینترنتی وابسته است. حتی اگردسترسی به منابع جهت یادگیری الکترونیکی فراهم باشد، دراختیارداشتن مهارت کافی جهت جستجو و بازیابی اطلاعات نیز ضروری میباشد. به این ترتیب دراینجا نقش کتابداران نیز شفاف میشود که این متخصصان اطلاعاتی با توانایی درجستجو و بازیابی اطلاعات، میتوانند منابع مورد نیازیادگیرنده را به او معرفی کنند و دراختیاراو بگذارند. به واسطه برقراری ارتباط میان منابع و یادگیرندگان، تسهیل یادگیری رسمی و غیررسمی و .. کتابخانه های مجازی یک محیط غنی را برای یادگیرندگان جهت آموزش فراهم کرده اند.
محیط یادگیری الکترونیکی، همیشه دردسترس است و ازهرمکانی قابل استفاده است و مساله زمان و صرف هزینه رفت آمد را جهت آموزش حل کرده است. چرا که دردنیای اطلاعاتی امروز، زمان ازاهمیت فراوانی برخورداراست و فرد باید درکوتاهترین زمان ممکن به کسب اطلاعات و دانش مورد نیازخود بپردازد. بنابراین کاربردفناوری اطلاعات و ارتباطات درامریادگیری، این فرایند را تسهیل میکند. به دلیل اینکه درمحیط یادگیری الکترونیکی، امکان تبادل اطلاعات و تعامل یادگیرندگان باهم و با یاددهنده درسطح بسیاربالایی است، یادگیری جذابتراست و فرد ارزش آن چیزی را که یادمیگیرد میداند. چرا که منطبق با نیازهای اطلاعاتی اوست.
کتابخانه ها به خصوص کتابخانه های مجازی، با دراختیارداشتن منابع گوناگون، نقش بالایی را درتوسعه دانش و آموزش ایفامیکنند. آنها با فراهم کردن منابع روزآمد و دیجیتالی مورد نیازافراد، دریادگیری الکترونیکی مشارکت فعال داشته باشند. فراهم کردن و توسعه فهرستها و دروازه هایی ازوب سایتها جهت دسترسی یادگیرندگان به منابع اطلاعاتی، ازجمله فعالیتهای کتابداران و کتابخانه درمحیط مجازی میباشد. بنابراین خدمات کتابخانه ها با یادگیری الکترونیکی ادغام میشود.
به این ترتیب، یادگیرندگان با به کارگیری هریک ازمدلهای یادگیری، میتوانند ازطریق کتابخانه های مجازی، درهرجا که باشند: خانه، محل کار و .. ، به منابع آموزشی و مقالات تمام متن مورد نیاز خود که یاددهنده آنها را پیشنهاد میکند دسترسی داشته باشند. کتابخانه های مجازی آن دسته ازموادی را که یادگیرندگان بخواهندبه آنان عرضه خواهند کرد.
(3)كاربرد مديريت دانش در كتابخانه ها
از دیدگاه مدیریتی به تحولات جاری در رشته کتابداری بویژه کاربرد گستردهً فناوری های جدید و چالشهای پیش روی کتابداران برای ایجاد تحول در کتابخانه ها و همگام شدن با آن می پردازيم.
ایجاد تحول با استفاده از مدیریت بحث اصلی مقاله است. ویژگی های جامعه کنونی, مشکلات آن, چالش های کتابخانه ها و روشی که مدیران می توانند برای چیره شدن بر چالشها به کار برند, دیگر مباحث مقاله است.
تحولات زیادی که در دوران حاضر در جامعه رخ داده , موجب می شود که کتابداری و اطلاع رسانی با دقت بیشتری به محیط نگاه کنند و سعی نمایند نگرش و عملکرد خود را با آن متحول سازند. یک جامعه نمی تواند متحول شود مگر اینکه اجزای آن متحول شوند. تحول در رفتار یک فرد به وجود نمی آید مگر اینکه ابتدا تحول در تفکر و نوع نگرش او به محیط اطراف به وجود آمده باشد. برای ایجائد تحول در نگرش و فعالیت ها , کتابخانه ها با مشکلات و چالش های زیادی روبرو هستند.
مشکلات و چالشهای کتابخانه ها: بیشتر کتابخانه های ایران دوران گذر را از روشهای سنتی تهیه و ذخیره و بازیابی و اشاعه اطلاعات به شیوه های جدید و بهره گیری از فناوری های نوین در این فعالیتها را طی می کند. در حال حاضر بیشتر کتابخانه ها از نظام رایانه ای در کتابخانه ها استفاده می کنند و سعی می کنند پایگاه های مقالهد های علمی را به دصورت الکترونیکی تهیه کنندو راههای دسترسی الکترونیکی به اطلاعات را فراهم میکنند. ولی چون هنوز "شبکه ملی اطلاع رسانی" در کشور از نظر مفهومی و نیز فیزیکی شکل نگرفته است برخی کتابداران و مسئولان هنوز به اهمیت و ارزش فناوری پی نبرده اند و هنوز نگرشی مناسب برای بهره گیری از فناوری به صورت فراگیر به وجود نیامده است.
این امر تغییر و تحولاتی جدید اردر کتابخانه ها به دانبال دارد. بتدریج اطلاعات ارزش خود را در جامعه پیدا می کتد دیگر کتابداران نمی توانند در پاسخ گویی به نیازهای اطلاعاتی مراجعان به حفاظت و امانت منابع فکر کنند.
مشکلات و چالشهای کتابخانه ها:
1. فناوری نوین : نفوذ فناوری نوین در بیشتر بخشهای جامعه از جمله مراکز اطلاعاتی و کتابخانه ها برای همه قابل رویت است پیامدهای فناوری نوین در کتابخانه ها موجب می شود که دیگر نتوان با نگرش سنتی به این حرفه نگاه کرد فناوری نوین حجم اطلاعات را افزایش داده و بر میزان توقع مسئولان و استفاده کنندگان برای استفاده از این ابزار در کتابخانه ها افزوده است افراد انتظار دارند بتوان از راه دور از مجموعه دیگر کتابخانه ها مطلع شوند و همان طور خود را از محل کار یا خانه خود از راه دور سفارش دهند به طور کلی کتابداران باید با فنوری نوین آشنا شوند نیاز مراجعه کنندگان را درک کنند و بتوانند با نیاز انان پاسخ دهند.
2. بودجه : کمبود بودجه توسط بیشتر کتابداران تجربه شده و می شود افزایش حجم اطلاعات نیاز به تهیه منابع بیشتر را افزایش می دهد فراهم کردن این موارد بودجه زیادی را می طلبد به طور کلی کتابداری در شرایط کنونی حرفه ای پر هزینه است. بهره گیریس از فناوری های نین در فعالیت های نوین و امور مربوط به زیر ساختهای مخابراتی و شبکه اطلاع رسانی کتابخانه ها بسیار پر هزینه است افزایش نیافتن بودجه بدون توجه به افزایش قیمت تجهیزات و منابع اطلاعاتی توان خرید و ارائه اطلاعات را کاهش می دهد . به طور کلی مسئله بودجه در ایران مدیریت کتابخانه را امری حساس کرده است.
3. نیروی انسانی : کمبود نیروی انسانی متخصص و منع استخدام از مشکلات عمده می باشد نیروی انسانی اندک که تجربه استفاده از فناوری مناسب را ندارد امری مشکل است و کتابداریی را به یکی از چالشهالی حرفه ای روبرو میکند کتابخانه ها ضروری است که ویژگی های نیروی انسانی را با نیازها هماهنگ کنند با عبارتی دیگر در شرایط حاضر لازم است به امر بهره وری نیروی انسانی توجه جدی شود.
4. تفکر نوین در کتابداری: در تفکر سنتی کتابخانه مرکز گرد اوری وامانت کتاب است نگهداری و حفاظت کتاب در این نوع تفکر اهمیت دارد و سیاست قفسه بسته را در کتابخانه تقویت می کند در مقابل تفکر نوین در کتابداری کتابدار را اطلاع رسان و دانشورز به شمار می اورند و از مشخصه های بارز ان اعتقاد به نظام قفسه باز و ارائه خدمات بر اساس نیاز هاست در چنین نظام فکری کتابدار با توجه به تحولات جامعه دانش و مهارت خود را متحول سازد تا بتواند پاسخ گوی میازها باشد.
5. نگرش مسئولان سازمان ها و دانشگاه ها نسبت به کتابخانه ها : نگرش مسئولان سازمانها به دلیل مقام کلیدی آنها جایگاه خاص در برنامه ریزی و تصمیم گیری در امور کتابخانه ها دارد به همین دلیل در کشئرهای پیشرفته کتابداران همواره تلاش کرده اند تا ارتباط نزدیکی با مسئولان برقرار کنند و ضمن کسب نظرات مسئولان ارشد سازمانهائ اطلاعات کافی درباره وضعیت موجود و وضعیت مطلوب کتالبخانه ها به آنها ارائه دهند و از آنها برای تدارک محیط و تامینت امکانات مناسب کمک گیرند .
مدیران کتابخانه ها با آشنایی که با روند تحولات و نیازها و انتظارات دارند باید امکانات لازم را برای ایجاد تحولات فراهم کنند به منظور مقابله با مشکلات موجود و پاسخ گویی به نیاز های متحول جامعه کتابخانه ها باید تغییرات زیادی را تجربه کنند و فعالیتها و خدمات خود را متحول سازند و یکی از موثرترین ابزارها در این راستا مدیریت دانش است تا بتواند آنها را یاری دهد تا مشکلات را کاهش دهند و با انتظارات پاسخ دهند.
راه حل: مدیریت دانش
همان طور که اشاره شد یکی از ابزار های مورد توجه برای ایجاد تحول در کتابخانه و چیرگی بر چالشهای پیش روی کتابخانه مدیریت دانش است مدیریت دانش در یک سازمان از جمله کتابخانه را می توان بدین گونه تعریف کرد : روند کسب و تولید اطلاعات پالایش و پردازش آن وتبدیل آن به مجموعه اطلاعات مفید و منسجم که برای بهره گیری در موقعیتهای ویژه به منظور تصمیم گیری برنامه ریزی و اجرای برنامه ها مورد استفاده قرار می گیرد موری و مایرز معتقدند که کاربرد مدیریت دانش در مدیریت به مجموعه ای از فعالیتهای مدیران گفته می شود که در رابطه با3 مقوله زیر باشد : الف: کسب اطلاعات: درباره وضعیت جامعه و انتظارات استفاده کنندگان کتابخانه شناخت لازم را به مدیر درباره محیط و نیازها میدهد ب: برقرای ارتباط با دیگران: برقراری ارتباط با کارمندان و انتقال اطلاعات کسب شده به آنها ج: کاربرد آن: کاربرد اطلاعات بدست آمده در مدیریت تحول و تغییر است.
مدیر کتابخانه باید به گونه ای اطلاعات موجود را در سیاست گذاری ها برنامه ریزی ها اجرای آنها به کار رود که نتایج به نفع سازمان و تک تک کارکنان باشد مدیریت مراکز اطلاعاتی با توجه به نیازها و فنون مدیریت دانش و با بکار گیری اطلاعات بدست آمده در مورد افراد و نیازها امکانات و نیازها به منظور ایجاد تحول به بازنگری امور می پردازند اموری مانند مدیریت کتابخانه, اهداف, ساختار کتابخانه, مدیریت کارکنان , مدیریت آموزش کارکنان و خدمات.
الف: باز نگری در مدیریت : مدیریت کتابخانه باید به صورت موثر از مدیریت دانش که ابزاری در مدیریت هوشمندانه است استفاده کنند تا تحول را تجربه نمایند علاوه بر آن مدیر کتابخانه باید دارای نگرش راهبردی باشد تا بتواند به برنامه ریزی راه بردی در کتابخانه بپردازد.
ب: بازنگری در اهداف : با توجه به تحولات گوناگونی که در جریان است بازنگری در هدفهاو نگرشها نسبت به کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی و کارکردهای آن امری ضروری است برای ایجاد تحول در اهداف و نگرش ابتدا باید دیدگاه های نظری حرفه را شناسایی کرد و به دیدگاههای مطابق با تحولات محیطی توجه نمود علاوه بر آن اهداف و ماموریت های سازمان مادر را مطالعه کرد و سپس هماهنگی میان آنها را بوجود آورد.
ج:بازنگری در ساختار: به طور مسلم ساختار فعلی بسیاری ازکتابخانه های کشور به خاطر تشکیلات سازمانی مصوب مناسب نیازها و فعالیتهای مورد نظر برای توسعه خدمات نیست تجدید در ساختار کتابخانه و بازچیدن مسئولیتها در پستهای جدید یکی از زمینه های ورد توجه در مدیریت نوین به شمار می رود ساختار کتابخانه با توجه به نیازها هدفهخا با ید به گونه ای طراحی شود که فعالیتها متناسب با نیازها باشد و به نسبت وسیعی در سطح کتابخانه ها انجام شود به گونه ای که هر بخش از حاصل فعالت دیگر بخشها استفاده کند.
د: بازنگری در مدیریت کارکنان : از ابزار هایی که به مدیر کمک میکند تا پی ببرد کارکنان چه ویژگی هایی داشته باشند اطلاعاتی است که بر اساس مطالعه اهداف سازمان و کتابخانه بدست می آید بر این اساس می تواند به دانش و مهارتهایی که باید کتابداران داشته باشد پی ببرد.
ه: بازنگری در آموزش کارکنان : مدیران با مطالعه دیدگاههای نظری در مدیریت و یادگیری در می یابند که تنوع شیوه های ۀموزش و نیز فراهم کردن امکان تبادل نظر می تواند از روش های ارتقا تفکر و مهارت باشد از اینجا که ممکن است که فرصت کافی برای تشکیل جلسات منظم بحث و گفتگو وجود نداشته باشد می توان به طراحی صفحه الکترونیکی مخصوص کارکنان اقدام کرد.
مدیریت دانش و خدمات مرجع
کتابداران مرجع همواره در جستجوی روشهایی برای گردآوری، سازماندهی، کد بندی و ثبت اطلاعات و دانش درونی خود و به اشتراک گذاشتن آن با همکاران و کاربران با استفاده از فنون رسمی و غیررسمی مدیریت دانش بود ه اند.
کتابداران مرجع روزانه به دهها هزار سؤال پاسخ میدهند. در برخی سیستمهای کتابخانه ای، کتابداران سالانه به ده میلیون سؤال بیش از سال قبل پاسخ میدهند. برای پاسخ به این هزاران سؤال، کتابداران مرجع تعداد زیادی از منابع اطلاعاتی را در اشکال مختلف مثل کتابهای مرجع، روزنامه ها، نشریات، بولتنها، فایلهای تصویری، فهرست کتابخانه، بانکهای اطلاعاتی الکترونیکی و اینترنت مورد استفاده قرار میدهند.
در فرایند کمک به مراجعه کنندگان برای یافتن اطلاعات موردنیازشان، کتابداران دانش نهان عظیمی درباه منابع چاپی، الکترونیکی و اجتماعی کسب میکنند. دانشی که آنان درباره مناسبترین منابع و ابزارها برای پاسخ دهی به هر سؤال و همچنین فرایند مرجعی که برای یافتن این منابع استفاده کرده اند در کتابداران درونی میشودهرچند واقعا ً غیرممکن است که یک کتابدار مرجع بتواند همه منابع مجموعه کتابخانه اش را بخاطر بسپرد و یا با جریان دائمی منابع جدید روزآمد شده و بطور ثابت بهترین منابع را برای پاسخ به سؤالات خاص مرجع بخاطر آورد.
در حالیکه هیچ کتابداری به تنهایی نمی تواند بهترین منابع اطلاعاتی را برای همه انواع سؤالات مرجع مطرح شده بخاطر بسپرد اجتماع کتابداران مرجع دانش عظیمی درباره فرایندهای متفاوت مرجع و منابع اطلاعاتی برای پاسخ به بسیاری از سؤالات را دارد. برای بهره برداری از دانش جمعی کتابداران استفاده از نظامهای مدیریت دانش لازم می نماید.
هیچ کتابداری به تنهایی قادر نیست بهترین منابع برای پاسخ به سؤالات مطرح شده در میز مرجع یک کتابخانه خاص را بخاطر بسپرد. کتابداران به ابزارهایی نیاز دارند که به آنان در کار مرجع کمک کند. این ابزارها میتوانند به کاربران کمک کنند که مستقلاً و بدون کمک گرفتن از کتابداران، پاسخ سؤال خاص خود و یا منابع اطلاعاتی مرتبط را پیدا کنند. سیستم خبره ای این چنینی، به کتابداران فراغ بیشتری میدهد که به سؤالات پیچیده که کوشش بیشتری می طلبند بپردازند و آنها را از سؤالات راهنما و ارجاع آماده رها می سازد. این ابزار همچنین میتواند در اخذ و دسترس پذیر ساختن دانش خاص و فردی کتابداران مرجعی که قصد دارند کتابخانه را ترک کنند استفاده شود.
علاوه بر موارد بالا نظامهای مدیریت دانش فواید دیگری نیز برای کار مرجع دربر دارند. این نظامها میتوانند در موارد ذیل به کتابدار مرجع کمک کنند:
-گردآوری، سازماندهی و ثبت نظام مند دانش نهان و عیان کتابداران متخصص مرجع
-پاسخ دهی سریع و کارآمد به پرسشهای متداول
-بازنگری و اصلاح فهرست بهترین منابع مرجعی که برای پاسخگویی به یک سؤال خاص مرجع در نظر گرفته شد ه اند و اصلاح آن
-بهینه سازی اشتراک دانش
-اکتساب دانش عمیق درباره مجموعه منابع کتابخانه هایشان
-تشخیص انواع سؤالات متداول و منابع اطلاعاتی مختلف موجود در کتابخانه هایشان برای پاسخ به آن سؤالات
-گسترش بهینه مجموعه: تعیین اینکه برای کدامیک از پرسشهای مرجع منبع کافی برای پاسخگویی در کتابخانه وجود ندارد و تشخیص خلاء ها در مجموعه کتابخانه
-بهینه سازی دسترسی کاربر به اطلاعات- استفاده کنندگان از یک سیستم مدیریت دانش میتوانند خودشان کاوش کنند و سیستم آنها را بسمت پاسخ سؤال و یا معرفی منابع پاسخ بدون نیاز به کمک کتابدار رهنمون میشود.
تحلیل کاربردهای مدیریت دانش در خدمات مرجع
اگرچه کتابخانه ها بکارگیری مدیریت دانش را آغاز کرده اند، در بیشتر کتابخانه ها هنوز مدیریت دانش با فرایندهای تجاری کتابخانه بطور گسترده ای درنیامیخته است. تعداد بسیار کمی از کتابخانه ها از پروژهای مدیریت دانش که با استراتژی تجاری سازمان ارتباط دارند استفاده میکنند. استراتژیستها پیشنهاد میکنند که این کوششهای اولیه در مقایسه با موارد نظام مند از بالا سازماندهی شده، رهیافتی عمیقتر به مدیریت دانش را نشان می دهند. ریچاردسن با تحلیل 53 سیستم خبره دانش مدار برای کار مرجع، نتیجه گرفت که دانش واقعی یا عمومی در هیچکدام از این سیستمها حضور نداشت که دلیل اولیه اش فقدان دانش تخصصی بود. وی پیشنهاد کرد که به دلیل اینکه این 53 سیستم نمونه، کتابداران مرجع را در پاسخگویی به برخی پرسشهای پایه و واقعیتها کمک میکردند، عنوان دستیار برای آنها متناسبتر از سیستمهای خبره مدیریت دانش بود.
(4)مدیریت مجموعه در محیط الکترونیکی
در اينجا به طور خلاصه مي خواهيم تاثیر تکنولوژی اطلاعات بر مدیریت مجموعه در کتابخانه ها و همچنین روی نقش کتابداران را شرح دهیم. عوامل موثر مدیریت مجموعه در کتابخانه ها و تاکید بر این نکته که ما نیاز به تغییر سیاست مدیریت مجموعه داریم بحث خواهد شد. در این مقاله سعی شده پیرامون فراهم کردن اطلاعات و دسترس پذیری قالبهاي الکترونیکی مختلف مثل منابع پیوسته ، دیسک فشرده ، منابع اینترنتی و وب سایتها همراه با معیارهای ارزیابی آنها و همینطور در مورد سودمندی دروازه های موضوعی و مقایسه ساختار هزینه منابع الکترونیکی متفاوت بحث شود.
تغییرات ، قانون طبیعت است، همانگونه که هم اکنون در کتابخانه ها شاهد آن هستیم کتابخانه ها نیز معاف از تغییرات نیستند. این نوشته محاسبه ای است از سرعت گسترش فناوریهای اطلاعات که تقریبا روی تمام فعالیتهای کتابخانه ها موثر هستند . چند دهه قبل ، موقعی که لنکاستر در مورد "جامعه بدون استفاده از کاغذ" صحبت کرد این عقیده مسخره به نظر می رسید. ما یک قدم به طرف جامعه بدون کاغذ می رویم جامعه ای که بیشتر کتابخانه های بزرگ خصوصاً کتابخانه های تخصصی بودجه جداگانه ای جهت گسترش مجموعه الکترونیکی اختصاص می دهند. این مسیر پیموده شده آغاز جایابی یک مجموعه بزرگ با پستهای گسترده ، دارای اهمیت بزرگی برای کتابخانه هااست. در این زمان چنین کتابخانه هایی می توانند نیازهای کاربران را با مجموعه خود برآورده کنند. اما امروزه در یک محیط الکترونیکی جایگاه فیزیکی اطلاعات نسبت به دسترسی به اطلاعات دارای اهمیت کمتر است.
قالبهاي الکترونیکی:
هم اکنون تعداد زیادی قالبهاي الکترونیکی که ناشی از ظهور فناوریهای جدید است در دسترس هستند . دیسک فشرده ، مجله الکترونیکی ، کتاب الکترونیکی و شبکه جهانی وب جزء پیشرفتهای اخیر هستند. در واقع قطع بودجه ها و افزایش هزینه مواد باعث شده که منابع الکترونیکی و شبکه ها برای کتابداران جذاب تر شود و آنها نیز بیشتر به سیستم پیوسته ، بانک اطلاعاتی الکترونیکی و کارگزاران تجاری اعتماد و تکیه کنند. پیشرفتهای الکترونیکی آنقدر با سرعت زیاد اتفاق می افتد که نمی توانیم تعیین کنیم که چه قالبی باید خریداری شود ، چه ابزاری هزینه – کارایی بیشتری جهت استفاده دارد و چه قالبی هزینه –کارایی بیشتری برای استفاده آینده خواهد داشت.
خدمات جستجوی پیوسته: اولین شکل ابزار اطلاعاتی الکترونیکی که در دهه 1960 وارد بازار شد ، خدمات جسنجو و اطلاع رسانی پیوسته بود که توسط میزبانانی مثل دایالوگ ، بی آر اس ، اس دی اس فراهم شد. با استفاده از این امکان ، انکهای اطلاعاتی روی سیستم کامپیوتر میزبان نصب شده و بدین وسیله امکان جستجو برای کاربران شخصی یا کتابخانه به طور رایگان ارائه می شد. کاربران با استفاده از ارتباط تعاملی و با استفاده از کامپیوتر و کانالهای ارتباطی به وسیله سیستم رایانه میزبان جستجو میکردند. امکان جستجوی پیوسته در ابتدا خیلی گران و هزینه بر بود اما به تدریج از لحاظ هزینه- کارایی و کاربر پسند بودن رشد پیدا کرد. در نتیجه کاربر نهایی به راحتی قادر به جستجو در پایگاه داده ها های پیوسته می شود. خدمات جستجوی پیوسته به دلیل جامعیت اطلاعات که در دسترس قرار دارند خیلی محبوب شدند. بعضی از مشهورترین این خدمات مثل DialogWeb، OCLC FirstSearch ، STN Easy، Ovid online and LexisNexis می باشند.
دیسک فشرده:فناوری دیسک فشرده در اواسط دهه 1980 معرفی و تا دهه 1990 به رشد سرسام آور خود همچنان ادامه داد. از این قالب بیشتر جهت استفاده از منابع مرجع مثل دایره المعارفها ، فرهنگهای لغت ، راهنماها و امثال آن استفاده می شود. اگر چه سرمایه گذاری ابتدایی دیسک فشرده زیاد است اما از آن جهت که از لحاظ شمار کاربران محدودیت ندارد هزینه – کارایی زیادی دارد. دیسک فشرده به دو صورت قابل استفاده است . دیسک فشرده را میتوانیم روی یک کامپیوتر شخصی و بوسیله گرداننده دیسک فشرده استفاده کنیم. همچنین میتوانیم آن را روی یک شبکه محلی نصب کنیم تا شمار زیادی از کاربران بتوانند از آن استفاده کنند. تقاضا برای فناوری دیسک فشرده رو با افزایش است و بیشتر کتابخانه ها عرضه کننده وسایل اطلاعاتی روی دیسک فشرده هستند.
منابع اینترنتی:اینترنت به عنوان " شبکه شبکه ها" تعریف شده است. اینترنت در دهه 1990 دورنمای جدیدی را برای جستجو کنندگان اطلاعات باز کرد. اینترنت یک توزیع کننده وسیع و یک وسیله تجاری و محبوب ارتباطات شده است که قابل دسترسی برای میلیونها فرد و سازمان است. در حال حاضر میزان زیادی اطلاعات به وسیله اشخاص و سازمانها از طریق شبکه جهانی وب ، در دسترس ساخته شده است. گروه زیادی از منابع مرجع بدون هزینه روی وب قابل دسترس هستند.
مشکلات استفاده از منابع اینترنتی:
اگر چه اینترنت به عنوان یک ابزار مناسب جهت استفاده پژوهشگران مورد توجه قرار گرفته ، با این وجود اینترنت نیز بدون مشکل نیست. یکی از این مشکلات اطلاعات بازبینی نشده و یا ویرایش نشده ای است که در اینترنت موجود است. علاوه بر این به دلیل کثرت وب سایتهای موجود کاربر نمی تواند لیست کاملی از آدرس آنها را جهت دسترسی مستقیم داشته باشد. در نتیجه جهت جستجو و بازیابی اطلاعات از موتور جستجوها استفاده می کند که در اغلب مواقع ممکن است در بین شمار زیادی از سایتهای بازیابی شده نیاز به انتخاب مجدد جهت به دست آوردن اطلاعات مفید باشد. علاوه بر این به دلیل پویا بودن اینترنت سایتهای بسیاری بدون هیچگونه اطلاع یا هشداری ناپدید می شوند . یکی دیگر از مشکلات اینترنت سرعت پایین دسترسی به اطلاعات است هنگامیکه کاربران زیادی به طور هم زمان به اینترنت متصل می شوند.
معیار انتخاب بین قالبهاي الکترونیکی:
هنگامیکه مواد در قالبهاي مختلف الکترونیکی تولید می شود ، فرایند انتخاب نیز پیچیده تر می شود. کتابداران برای انتخاب رسانه اطلاعاتی پویا و جدید نیاز به خط مشی انتخاب دارند . بعضی نکات مهم جهت ارزیابی این منابع در موقع انتخاب در شامل :
بسامد استفاده: منظور از بسامد استفاده ، بسامدی است که احتمالا یک پایگاه داده ها ویژه یا یک وسیله اطلاعاتی مورد استفاده قرار میگیرد. منابعی که بسامد استفاده از آنها کمتر یعنی تقاضای کمتری برای آنها است ، اگر به شکل الکترونیکی باشند از طریق میزبان پیوسته درونخطی در دسترس قرار می گیرند و اگر به شکل چاپی باشند ، از طریق امانت بین کتابخانه ای در دسترس هستند . اما منابعی که بسامد استفاده آنها بالاست لازم است در شکل دیسک فشرده خریداری شوند زیرا هزینه – کارایی دیسک فشرده بالاتر است.
شمار استفاده کنندگان: اگر یک منبع بسامد تقاضای زیادی بوسیله تعداد زیادی کاربر داشته باشد بهترین انتخاب برای تهیه این منبع به شکل دیسک فشرده است. یک مزیت دیگر دسک فشرده ، این است که دیسک فشرده به دو صورت قابل استفاده است . دیسک فشرده ممکن است به صورت مستقل در دسترس تعدادی کمی کاربر جهت استفاده از پایگاه داده ها قرار گیرد و یا ممکن است به عنوان قسمتی از یکسری پایگاه داده شبکه ای از طریق یک سیستم شبکه ای در دسترس قرار گیرد. مورد استفاده دوم جهت نگهداری و نیاز برای پشتیبانی فنی به هزینه بالایی نیازمند است . این هزینه به همان اندازه ای است که جهت تامین وجه دوره ای جهت بهبود و ترفیع سیستم مورد نیاز است.
امکانات جستجو: نسخه الکترونیکی که اجازه جستجوی خودکار یک منبع را میدهد احتمالاً به نسخه چاپی ترجیح داده میشود که به طور واضح این مورد بیشتر د رمورد اطلاعات مالی و کتابشناختی به کار میرود. اگر چه بعضی از پایگاه داده ها از جمله مدلاین که به شکل دیسک فشرده و با حجم و گنجایش بالاا آنقدر بزرگند که نیاز به یک میزان زیادی زمان جهت جستجو دارند.
دسترس پذیری: بعضی نشریات چاپی در دسترس مشتریانی است که نسخه الکترونیکی آن نشر را خریداری می کنند . مشتریان باید جهت دستیابی به نسخه چاپی ، نسخه الکترونیکی آن را بخرند تا با صرف هزینه کمی نسخه چاپی آن را هم در دسترس داشته باشند . این در مورد بسیاری مجله های الکترونیکی صادق است . این موقعیت ممکن است تغییر کند اما تا زمانیکه این عمل انجام شود کتابدارن باید به فکر پرداخت اضافی دو برابر برای دو نسخه از یک محصول شبیه ( مگر اینکه هر دو واقعاً مفید باشند ) باشند خصوصاً موقعی که بودجه کتابخانه در حال کم شدن باشد.
بایگانی: دوام منابع الکترونیکی و اینکه آیا آنها می توانند برای یک مدت طولانی بایگانی شوند یک مسئله مهم و قابل توجه است . یک کتابدار باید به این مسئله توجه کند که چه اتفاقی خواهد افتاد موقعی که سخت افزار یا نرم افزار مورد استفاده جهت دسترسی به مواد قدیمی تر منسوخ شود.
ماهيت حوزه موضوعی: اگر مرکز توجه و استفاده روی یک میزان کمی از منابع متمرکز شده باشد فراهم آوری منابع به شکل چاپی یا به شکل دیسک فشرده ممکن است ترجیح داده شود. اما اگر مرکز توجه کتابخانه گوناگون و چند رشته ای باشد به طور طبیعی دسترسی به اطلاعات از طریق کارگزاران پیوسته ممکن است هزینه – کارایی بالاتری داشته باشد.
(5)مديريت دانش در کتابخانه ها در قرن بيست و يکم
اقتصاد دانش يک مفهوم جديد است که در سال هاي اخير در سراسر جهان پديدار شده است. به طوري که يکي از شاخه هاي فرعي اقتصاد دانش؛ مديريت دانش ، کاملاً يک مفهوم و روش جديد مديريت را معرفي مي کند. اين مفهوم بر تبديل موهبتهاي عقلاني کارکنان و سازماندهي نيروهاي سودمند دروني اعضاء کارکنان – نيروي رقابت و ارزش جديد- عمل مي کند. مديريت دانش بر پيوند اطلاعات با اطلاعات، اطلاعات با فعاليت ها و اطلاعات با فرد- براي تحقق اشتراک دانش ( از قبيل دانش ضمني و دانش صريح) توجه دارد. کارکردهاي سنتي کتابخانه؛ گردآوري، پردازش، اشاعه، ذخيره سازي، بهره برداري از اطلاعات مدرک به منظور فراهم آوردن خدمت براي جامعه است. در دوره اقتصاد دانش، کتابخانه به عنوان گنجينه دانش بشري ، سهيم شدن در پيشرفت دانش و حلقه ارتباطي مهم در زنجيره پيشرفت دانش خواهد بود. در قرن بيست و يکم کتابخانه ها بطور اجتناب ناپذيري با موضوع جديد مديريت دانش مواجه خواهند بود.
اقتصاد دانش، اقتصاد مبتني بر دانش است. در واقع در دوره اقتصاد دانش، مديريت به شناسايي ، کسب ، توسعه ، تجربه، بکار گيري، ذخيره و اشتراک دانش؛ ايجاد نگرش براي تبديل و اشتراک دانش ضمني و دانش صريح و افزايش امکانات پيشرفت و ترقي با استفاده از خرد جمعي اشاره دارد.
از هنگامي که دانش، نيروي کارساز براي توسعه اجتماعي بوده است، توجه جامعه به اطلاعات و دانش در حال پيشرفت است و تقاضاهاي افراد براي اطلاعات و دانش مرحله به مرحله در حال افزايش است. اين شرايط محيط مناسبي را براي توسعه کتابخانه فراهم کرده است. علاوه بر اين، اطلاعات و دانش يک عامل سودمند با اهميت در نظام اقتصادي مدرن شده است. جامعه بطور اجتناب ناپذيري به تقويت مديريت اطلاعات و دانش نياز خواهد داشت.
به هر ترتيب مهار دانش، موضوع مهم در پيش روي کتابخانه ها در آينده نزديک خواهد بود. مديريت دانش در کتابخانه ها مي بايد بر پژوهش و توسعه دانش، ايجاد پايگاه دانش، مبادله و اشتراک دانش بين کارکنان کتابخانه ( از جمله کاربرانش) ، آموزش کارکنان کتابخانه، تسريع پردازش صريح از دانش غير صريح و تحقق اشتراک آن تمرکز کنند.
ويژگي هاي مديريت دانش در کتابخانه ها
نقش مديريت دانش در کتابخانه ها همراه با توسعه اقتصاد دانش بيش از بيش با اهميت خواهد بود. مديريت دانش شيوه جديد مديريتي است، برتري هايي که در زير مي آيد، اولويت ها و ويژگي هاي غير قابل مقايسه با مديريت سنتي را بيان مي کنند:
مديريت منابع انساني مهمترين بخش مديريت دانش در کتابخانه ها است. مهترين منبع در نظام اقتصاد دانش، استعدادهاي افرادي است که قدرت درک دانش را دارند. رقابت افراد با استعداد موضوع اصلي رقابت بازار در دوره اقتصاد دانش بوده است. در دوره اقتصاد دانش، کتابخانه ها به آموزش حرفه اي و آموزش مداوم کارکنان کتابخانه براي افزايش دانش علمي و توانايي کسب و ابداع دانش اهميت قائل خواهند بود. همچنين آنها کاملا به ارزش انسان علاقه و توجه دارند، تحت تاثير تواناييهاي خرد کارکنان کتابخانه قرار مي گيرند، توسعه منابع دانش را در ذهن کارکنان کتابخانه به عنوان روشي مهم در افزايش اثربخشي کار تلقي مي کنند. بهبود همه جانبه کيفيت کارکنان کتابخانه وارزش جايگاه انسان اهداف مهم مديريت دانش در کتابخانه ها خواهد بود.
هدف مديريت دانش در کتابخانه ها: ترويج و پيشرفت دانش
پيشرفت دانش مهمترين بخش جامعه اقتصاد دانش است. کتابخانه ها در حکم شالوده اي براي گردآوري، پردازش، ذخيره سازي، و توزيع دانش و اطلاعات؛ يک حلقه ارتباطي ضروري در زنجيره نظام علمي و حلقه ارتباطي مهم در پيشرفت دانش را بر عهده دارند. دوماً، کتابخانه ها مستقيماً در فرايند پژوهش علمي مشارکت دارند. کار کتابخانه بخشي از پيشرفت دانش است. سوماً، کتابخانه ها بايد به اشاعه و تبديل دانش توجه نمايند. آنها به عنوان پلي براي گردش نتايج پيشرفت دانش در درون گروه هاي سودمند انجام وظيفه مي کنند. مديريت دانش در کتابخانه ها باعث ترويج ارتباط درون و بين کتابخانه ها، بين کتابخانه و کاربر؛ تقويت اتصال بين شبکه اي دانش و به حرکت درآوردن جريان دانش هستند. در دوره اقتصاد دانش، کتابخانه ها پژوهش هايي درباره توسعه و کاربرد دانش، ساخت کتابخانه هاي مجازي، حفاظت از حقوق مالکيت معنوي در عصر الکترونيک و غيره به اجرا در خواهند آورد، بدين نحو پايه اي براي پيشرفت دانش در حال بنيانگذاري است.
فن آوري اطلاعات: ابزاري براي مديريت دانش در کتابخانه ها
گردآوري دانش نقطه شروع مديريت دانش در کتابخانه ها است. کاربرد فن آوري هاي اطلاعات ، دامنه گردآوري دانش را افزايش مي دهد، سرعت گردآوري دانش را افزايش مي دهد و هزينه گردآوري دانش را کاهش مي دهد. در اين جامعه مدرن که با تغييرات هر روز دانش همراه است، انجام وظايف مهم تنها توسط ذهن بشر غيرممکن است. پيوند تنگاتنگ منابع دانش و کارکنان دانش توسط شبکه هاي رايانه اي ممکن خواهد بود ، بدين ترتيب ايجاد شبکه هاي دانش در کتابخانه ها بر پايه تحقق اطلاعاتي کردن استوار است. کسب دانش بايد از درون انبار دانش کتابخانه ها گردآوري و تبديل شود. برتري فن آوري هاي اطلاعات در حوزه ذخيره دانش، نه تنها در توصيف کميð بلکه در بازيابي، ذخيره و امنيت دانش را تامين مي کند. همچنين فن آوري اطلاعات در کاربرد و مبادله دانش و حوزه هاي ديگر ضروري است و به عنوان منبع و ابزاري براي پيشرفت دانش به کار مي رود.
محتويات مديريت دانش در کتابخانه ها
مديريت دانش در کتابخانه ها، به عنوان يک روش کاملا جديد مديريت، تمايل بسيار به ترک نظام نظري خود دارد. به عقيده من، مديريت دانش در کتابخانه ها بايد ملاحظات زير را مدنظر قرار دهد:
مديريت پيشرفت دانش
مديريت پيشرفت دانش در کتابخانه ها به مديريت توليد، اشاعه و انتقال دانش علاوه بر نظام هاي شبکه ساختاري از طريق ارتباط موسسات و سازمان ها اشاره دارد. مديريت پيشرفت دانش سه جنبه را در برمي گيرد، بدين معني که، مديريت پيشرفت نظري دانش، مديريت پيشرفت فني و مديريت پيشرفت سازماني.
مديريت پيشرفت نظري دانش به توسعه و افزايش حوزه هاي پژوهش نظري و عملي کتابداري و اطلاع رساني از طريق تعقيب آخرين روندهاي توسعه در علم کتابداري در سراسر جهان است. مديريت پيشرفت فني اداره نظام هاي شبکه ساختاري توسط مؤسسات و سازمان هايي که در ارتباط کامل با جريان پيشرفت فني هستند، است. در تحول آنها از کتابخانه هاي سنتي تا کتابخانه هاي الکترونيکي يا کتابخانه هاي رقمي، کتابخانه ها را به پيشرفت هاي فني و بهبود و تدارک امکانات فني به منظور پشتيباني از مديريت دانش وادار مي سازد. مديريت پيشرفت سازماني به ايجاد مجموعه اي مؤثر از نظامهاي مديريت سازماني قابل انعطاف در شرايط عصر کتابخانه الکترونيکي به منظور پشتيباني و تقويت فعاليت هاي مديريت دانش، از طريق بهينه سازي بخش هاي کارکردي و شيوه هاي عملياتي کتابخانه ها است.
اولاً در اين نظام ها، به رهبراني نياز دارند که مسئوليت فعاليتهاي مديريت دانش را به منظور تنظيم برنامه هاي مديريت و هماهنگي تمام فعاليتهاي مربوط به مديريت دانش را بر عهده دارند. دوماً، آنها به ايجاد گروه هاي تخصصي رهبري جريان دانش براي انجام تمام وظايف مربوط به فعاليتهاي مديريت دانش نياز دارند. کميته هاي منابع الکترونيکي متشکل از انواع متخصصان با مسئوليت ارزيابي، تهيه، و ايجاد منابع الکترونيکي از يک سو، و هماهنگي فعاليتهاي بخش هاي سازماني و ايجاد انگيزه براي همکاري نزديک همچون حوزه هايي مانند تهيه و سازماندهي منابع الکترونيکي علاوه بر فراهم آوري خدمات از سوي ديگر، تاسيس مي شوند.
مديريت اشاعه دانش
اشاعه دانش اهميت برابري در مقايسه با پيشرفت دانش دارد. توليدکنندگان دانش زمان و نيروي زيادي براي جستجوي کاربران دانش صرف نمي کنند. به رغم اين که يک گروه از کاربران دانش هستند ، کسب دانشي که واقعاً در ذهن توليدکننده دانش به صورت محرمانه با هدف و شرايط ذهني متنوع وجود دارد، بسيار مشکل است. بنابراين کتابخانه ها، با استفاده از رسانه ها و مجراهاي گوناگون براي اشاعه متنوع دانش جديد، به عنوان بخشي از پرتاب کننده دانش عمل مي کنند.
در قرن بيست و يکم، اينترنت، با اطلاعات فراگير و محتويات گسترده خود، براي افراد راهبردي اصلي براي جستجوي دانش و کسب اطلاعات فراهم خواهد کرد. اگر چه در حال حاضر، اطلاعات بي معني، غيرمجاز، و بي نزاکت در نتيجه جستجو درآن براي سودهاي تجاري و اهداف سياسي روي شبکه بدست مي آيد. بنابراين، تقويت مديريت اشاعه دانش در کتابخانه ها، که در زير به آن اشاره مي گردد، ضروري است:
1. تقويت ايجاد ذخاير مدرک خود کتابخانه ها و تکامل توسعه منابع اطلاعاتي مدرک ، به طور بي وقفه.
2. افزايش کيفي کارکنان کتابخانه ها، تقويت مداوم آموزش مهندسي از کار کارکنان، به طور مداوم.
3. به مرحله اجراء در آوردن نقش ويژه نظام خبره در اشاعه دانش.
4. بهره گيري کامل از تمام رسانه ها براي ايجاد امنيت از عملکرد شبکه ها و جلوگيري از فعاليت هاي پيوسته خلاف اخلاق و اشاعه نامناسب اطلاعات پيوسته .
مديريت کاربرد دانش
همچنين در قرن بيست و يکم کتابخانه ها مي بايد براي فراهم آوري خدمات براي افراد به منظور کسب دانش و نائل شدن به حداکثر عملکردها و بهره وري از اطلاعات دانش اهميتي قائل شوند. بنابراين خدمات دانش بر پايه شبکه هاي اطلاعاتي سريع مي بايد به اجرا در آيد از طريق:
1. ايجاد کتابخانه هاي مجازي و مراکز اطلاعاتي براي نهادها، دولت ها، سازمان هاي دولتي و مؤسسات تحقيقاتي علمي. به کارگيري نيروي انساني ، منابع مادي و مالي کافي براي گردآوري، سازماندهي و گسترش اطلاعات براي يک نهاد يا يک سازمان اجتماعي دشوار است، به علاوه صرف مقدار زيادي از سرمايه ها به منابع اطلاعاتي براي استفاده خود سازمان غيرممکن و غير ضروري است. کتابخانه ها مي توانند کتابخانه هاي مجازي يا مراکز اطلاعاتي را براي اين تشکيلات جدا از هم، براساس پيش نيازهاي اطلاعاتي خاص آنان با استفاده از منابع اطلاعاتي فراوان توسط شبکه هاي اطلاعاتي سريع ايجاد نمايند.
2. ايجاد خدمات دانش ديجيتالي که عملاً روند توسعه کتابخانه ها در قرن بيست و يکم است. اين بر اين فرض استوار است: ايجاد مرحله به مرحله نظام هاي خدمات اطلاعاتي مبتني بر کاربران مانند اشاعه اطلاعات، جستجوي اطلاعات و عرضه تخصصي اطلاعات؛ تسريع ايجاد کتابخانه هاي ديجيتالي؛ مطالعه روش ها، ابزارها و فنون توزيع اطلاعات و جستجو در اينترنت همانند فن جستجو در پايگاه اطلاعاتي و وب مهمترين بخش است.
3. ديجيتالي کردن منابع کتابخانه ها. کتابخانه هاي الکترونيکي يا کتابخانه هاي ديجيتالي، شيوه هاي فني و روندهاي توسعه کتابخانه ها در دوره اقتصاد دانش هستند. در آينده خدمات دانش کتابخانه ها با ايجاد پايگاه هاي اطلاعات ، متشکل از مجلات و کتاب هاي الکترونيکي در زبان هاي مختلف که داراي ويژگي هاي رشته علمي هستند و مي توانند در شبکه هاي اطلاعاتي سريع عمل کنند، آغاز خواهند شد. براي تبديل تمام منابع اطلاعاتي غير الکترونيکي موجود به صورت اطلاعات الکترونيکي و يکپارچه کردن آنها در قالب کتابخانه هاي الکترونيکي، تلاش هاي بسيار مي بايد صورت گيرد.
منابع و مآخذ:
1. داورپناه،محمدرضا. مديريت دانش. فصلنامه مركز آستان قدس رضوي كتابداري و اطلاع رساني. زمستان ٨٢،شماره چهارم،جلد٦.
2. پريرخ،مهري. مديريت دانش: ابزاري براي تحول در مديريت كتابخانه. دوره چهاردهم، شماره چهارم، زمستان ٨٢.
3. سينق،اس.پي. "مديريت مجموعه در محيط الكترونيكي". ترجمه زهرا بتولي، كارشناس كتابداري و اطلاع رساني علوم پزشكي ايران. مجله الكترونيكي پژوهشكده اسناد و مدارك علمي ايران. ٢٦ شهريور١٣٨٤.
4. گاندي،اسميت. "مديريت دانش و خدمات مرجع در كتابخانه ها". ترجمه مريم حراف زاده و افسانه حاضري بغدادي. مجله الكترونيكي پژوهشكده اسناد و مدارك علمي ايران. اول مرداد ١٣٨٤.
5. كارنيرو،آلبرتو. "نقش منابع هوشمند در مديريت انساني". ترجمه عليرضا گنجي. فصلنامه اطلاع رساني. دوره ١٩ شماره ٣ و ٤. بهار و تابستان ١٣٨٤.
6. مختار نبي، ابراهيم. "تحول نقش كتابداران و متخصصان اطلاع رساني در مديريت دانش". مجته الكترونيكي مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران. شماره دوم دوره چهارم.
7. تانگ، هونگ. "مديريت دانش در كتابخانه هاي قرن بيست و يكم". ترجمه مريم اسدي
تهیه و تنظیم: مهدی خوش خان دانشگاه تبریز
